حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۵ آبان , ۱۴۰۰ 21 ربيع أول 1443 Wednesday, 27 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 54 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • اصول الفقه ۲
    01 شهریور 1399 - 7:00
    شناسه : 925
    بازدید 90
    0
    مبحث وضع در علم اصول / واضع کیست ؟ / تعیینی - تعیُّنی / عام - خاص /
    ارسال توسط :
    پ
    پ
     

    ۲) واضع کیست  ؟

    وقتى گروهى از مردم در کنار هم زندگى کردند، بر حسب طبیعتى که خداوند در ایشان به ودیعت نهاده است، الفاظ خاصى را هنگام اراده معانى خاصى به کار برده ‏اند و بدین صورت با گذشت زمان، مجموعه ‏اى از الفاظ فراهم آمد که هنگام تفاهم و افاده مقاصد از آنها استفاده مى ‏شده است. و چون گروه هاى مختلف جدا از هم مى ‏زیسته‏ اند، زبانهاى مختلف بوجود آمده است. بنابراین نمى ‏توان شخص یا اشخاص معینى را واضع الفاظ به شمار آورد.

     

    ۳) وضع تعیینى و وضع تعینى‏

    ۱) وضع تعیینى : 

    آن است که شخص یا اشخاصى با اراده و توجه ، لفظى را براى معنایى جعل کرده باشند 

    ۲) وضع تعیّنى : 

    آن است که در اثر کثرت استعمال لفظى در معنایى، لفظ با معنا به گونه اى مرتبط گردد که فرد با شنیدن لفظ به معنا منتقل شود.

    ۴اقسام وضع‏

    وقتى واضع، لفظى را براى معنایى وضع مى‏کند، باید لفظ و معنا هر دو را تصور نماید، چرا که وضع لفظ براى معنایى که مجهول محض بوده و به هیچ صورت تصور نشده، ممکن نیست. اما باید توجه داشت که معنایى که لفظ براى آن وضع مى‏ شود گاهى خودش بشخصه تصور مى ‏شود و گاهى توسط وجه و عنوان آن تصوّر مى ‏شود. و نیز معنایى که لفظ براى آن وضع مى‏شود گاهى خاص (جزیى) و گاهى عام (کلّى) مى‏باشد.

    از این‏رو، وضع، در نگاه نخست، به چهار صورت فرض مى‏شود:

    ۱ وضع خاص و موضوع له خاص.

    در این قسم معناى تصور شده در هنگام وضع، جزیى است (وضع خاص) و لفظ براى همان معناى جزیى وضع مى‏ شود (موضوع له خاص). وضع أعلام شخصى ، مانند : محمد ، على و جعفر از این قبیل است.

    ۲ وضع عام و موضوع له عام.

    در این قسم واضع ، یک معناى کلى را تصور مى ‏کند (وضع عام) و لفظ را براى همان معناى کلى وضع مى‏ کند (موضوع له عام)، مانند انسان، آب و دیگر اسمهاى جنس.

    ۳ وضع عام و موضوع له خاص.

    در این قسم معناى تصور شده هنگام وضع، کلى است (وضع عام) و واضع لفظ را براى افراد آن معناى کلى وضع مى‏ کند (موضوع له خاص). امکان عقلى این قسم نزد همگان مسلّم است، اما در وقوع آن اختلاف نظر وجود دارد. حق آن است که این قسم تحقق دارد و وضع حروف، اسمهاى اشاره و ضمایر از این قبیل است.

    ۴ وضع خاص و موضوع له عام.

    در این قسم معناى تصور شده جزیى است (وضع خاص) و لفظ براى عنوان آن معنا (در مفهوم کلى آن) وضع مى‏شود (موضوع له عام). هرچند برخى این قسم را ممکن دانسته ‏اند اما به نظر ما وقوع آن ممکن نیست.

     به دیگر سخن، وضع، ارتباطى است میان لفظ و معنا، و ایجاد ارتباط میان دو چیز بدون تصور آن دو ممکن نیست.

    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

    یک پاسخ برای “اصول الفقه ۲”
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.