حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. 17 رجب 1444 Tuesday, 7 February , 2023 ساعت تعداد کل نوشته ها : 60 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • 02 می 2022 - 14:09
    شناسه : 2055
    بازدید 306
    0

    فهرست مطالب1 » بیان نقشه ها و طرح های شیطان 2 » حمله و محاصره بندگان توسط شیطان 3 » از راه بدر بردن بندگان 4 » راه معنوی و جهات معنوی نه حسی 5 » شواهدی از دیگر آیات قرآن کریم 6 » بین ایدهم : حوادث خواشایند یا ناخوشایند 7 » فعالیت ابلیس […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    فهرست مطالب

    ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ (17)

    آرى بر آن راه كمين مى‏كنم، آن‏گاه از پيش روى آنان و از پشت سرشان و از طرف راست و چپشان به سراغ آنان مى‏روم، در نتيجه بيشترشان را شكرگزار نعمت‏هاى خود نمى‏يابى. (17)

    » بیان نقشه ها و طرح های شیطان

    » حمله و محاصره بندگان توسط شیطان

    » از راه بدر بردن بندگان

    » راه معنوی و جهات معنوی نه حسی

    و جمله «ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ» بيان نقشه و كارهاى او است، می ‏گويد: ناگهان بندگان تو را از چهار طرف محاصره می ‏كنم تا از راهت بدر برم. و چون راه خدا امرى است معنوى ناگزير مقصود از جهات چهارگانه نيز جهات معنوى خواهد بود نه جهات حسى.

    » شواهدی از دیگر آیات قرآن کریم

    از آيه «يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً» «1» و آيه «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ» «2» و آيه «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ» «3» و آيه «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ» «4».

    » بین ایدهم : حوادث خواشایند یا ناخوشایند

    » فعالیت ابلیس در حوادث خوشایند و ناخوشایند

    نيز می ‏توان در اين باره چيزهايى فهميد، و از آن استفاده كرد كه

    مقصود از«مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ جلو رويشان» حوادثى است كه در زندگى براى آدمى پيش می ‏آيد، حوادثى كه خوشايند و مطابق آمال و آرزوهاى او يا ناگوار و مايه كدورت عيش او است، چون ابليس در هر دو حال كار خود را می كند.

    » خَلْف : اولاد و اعقاب

    » آرزو های انسانها برای اولاد

    » سعادت و بقاء اولاد را سعادت خود می داند

    » خوشبختی یا ناراحتی اولاد برای انسانها

    » تامین آتیه اولاد با حلال و حرام

    » هلاکت انسان به خاطر اولاد

    و مراد از «خلف پشت سر» اولاد و اعقاب او است، چون انسان نسبت به آينده اولادش نيز آمال و آرزوها دارد، و درباره آنها از پاره ‏اى مكاره می ‏انديشد. آرى، انسان بقا و سعادت اولاد را بقاء و سعادت خود می ‏داند، از خوشبختى آنان خوشنود و از ناراحتی ‏شان مكدر و متألّم می ‏شود. انسان هر چه از حلال و حرام دارد همه را براى اولاد خود می ‏خواهد و تا بتواند آتيه آنان را تامين نموده، و چه بسا خود را در اين راه به هلاكت می ‏اندازد.

    » عَنْ أَيْمانِهِمْ : سمت مبارک و نیرومند و سعادت =» دین

    » بی دین می کند از راه دینداری

    » ضلالتی به نام «اتباع خطوات الشیطان»

    » وادارکردن انسان به افراط

    » تکلیف انسان به آنچه خدا نخواسته

    و مقصود از سمت راست كه سمت مبارك و نيرومند آدمى است سعادت و دين او است. و «آمدن شيطان از دست راست» به اين معنا است كه وى آدمى را از راه ديندارى بی ‏دين می ‏كند، و او را در بعضى از امور دينى وادار به افراط نموده به چيزهايى كه خداوند از آدمى نخواسته تكليف می ‏كند. و اين همان ضلالتى است كه خداوند آن را « اتباع خطوات الشيطان » نام نهاده است.

    » عَنْ شَمائِلِهِمْ : سمت چپ » بی دینی

    » جلوه دادن فحشاء و منکرات

    » وادار نمودن انسانها به :

    » ارتکاب معاصی

    » آلودگی به گناهان

    » پیروی هوای نفس

    » پیروی شهوات

    و منظور از «سمت چپ» بی ‏دينى می ‏باشد، به اين معنا كه فحشا و منكرات را در نظر آدمى جلوه داده وى را به ارتكاب معاصى و آلودگى به گناهان و پيروى هواى نفس و شهوات وادار می ‏سازد.
    ____________________________________________
    (1) شيطان وعده‏ شان می دهد و اميدوارشان می ‏سازد و ليكن وعده ‏شان نمی ‏دهد مگر به فريب. سوره نسا آيه 120
    (2) اين تنها شيطان است كه اوليا و دوستان خود را می ‏ترساند. سوره آل عمران آيه 175
    (3) و از گام‏ هاى شيطان (و راه او) پيروى نكنيد. سوره بقره آيه 168
    (4) شيطان شما را وعده می دهد به فقر و أمر به فحشاء می ‏كند. سوره بقره آيه 268

    » کلام زمخشری :

    » روبرو و پشت سر متعدی با حرف «مِنْ»

    » سمت راست و چپ متعدی با حرف «عَنْ»

    » شباهت تعّدیِ مفعولٌ به با تعَدّی مفعولٌ فیه

    » معنای حرف جر برای تعَدّی مفعول به و مفعول فیه

    » حرف علی : استعلا و غلبه

    فلان جلس عن يمين

    » حرف عن : مجاوزه و فاصله

    فلان جلس عن يمين

    زمخشرى در كشاف می ‏گويد: اگر كسى بپرسد چرا نسبت به «مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ» و «مِنْ خَلفِهِم» لفظِ «مِنْ» را كه براى ابتداء است استعمال كرد، و در«أيْمان» و «شَمائِل» لفظ «عَنْ» را كه براى تجاوز است بكار برد؟

    در جواب می ‏گوييم: فعل بطور كلى به هر حرفى كه به مفعولٌ به متعدى می ‏شود به همان حرف و به همان وسيله به مفعولٌ فيه متعدى می ‏گردد، و همان طورى كه در تعدى به مفعولٌ به حروف تعديه مختلف است همچنين در تعدى به مفعولٌ فيه حروف تعديه مختلف می ‏گردد. نحوه استعمال هر لغتى را بايد از عرب اخذ كرد ، نه اينكه با قياس آن را تعيين نمود، و اگر در لغت بحثى می ‏شود، تنها از حيث موارد استعمال آن است، به اين معنا كه بحث می ‏شود از اينكه آيا فلان لغت را در چه جايى بايد استعمال كرد؟ و استعمالش در چه جايى غلط است؟ مثلا وقتى از عرب می ‏شنويم كه می ‏گويد: «جَلَسَ على يمينه» معناى «على يمينه» اين است كه وى در طرف راست فلانى طورى قرار گرفت كه گويى غالبى در كنار مغلوب و زير دست خود قرار گرفته ، و وقتى می ‏شنويم كه می ‏گويد:
    «فلان جلس عن يمين فلان» می ‏گوييم معنايش اين است كه فلانى در طرف راست فلان كس با فاصله طورى نشست كه گويى نمی ‏خواهد به او بچسبد، اين معناى لغوى «عن يمينه» است، و ليكن در اثر كثرت استعمال در هر دو قسم نشستن استعمال می ‏شود، هم چنان كه درباره كلمه «انفال» نيز به اين نكته اشاره نموديم. «1»

     

    و جمله «وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ» نتيجه كارهايى است كه خداوند در جمله «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ» از ابليس ذكر فرمود،

    البته در جاهاى ديگر قرآن كه داستان ابليس را نقل فرموده در آخر به جاى«وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ» عبارات ديگرى را ذكر فرموده ، مثلا در سوره «اسرى» وقتى اين داستان را نقل می ‏كند در آخر از قول ابليس می ‏فرمايد: «لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا» «2» و در سوره «ص» از قول همو می ‏فرمايد: «لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» «3» .
    از اينجا معلوم می ‏شود كه مقصود از «شاكرين» در آيه مورد بحث همان «مُخْلَصين» در ساير آيات است. دقت در معناى اين دو كلمه نيز اين معنا را تاييد می ‏كند، براى اينكه «مُخْلَصين» به فتح لام – كسانيند كه براى خدا خالص شده باشند يعنى خداوند آنان را براى خود خالص كرده است و جز او كسى در آنان نصيبى ندارد، و آنان به غير خدا به ياد كسى نيستند، از خدا گذشته هر چيز ديگرى را حتى خودشان رافراموش كرده‏ اند. و معلوم است كه چنين كسانى در دلهای‏شان جز خداى تعالى چيز ديگرى نيست و چنان ياد خدا دلهای‏شان را پر كرده كه ديگر جاى خالى براى شيطان و وسوسه‏ هايش نمانده است.
    ___________________
    (1) الكشاف ج 2 ص 93 ط بيروت.
    (2) هر آينه و بطور حتم ذريه او را مگر اندكى را لگام مى‏زنم. سوره اسرى آيه 62
    (3) هر آينه و بطور حتم همه آنها را گمراه خواهم كرد مگر بندگانى را كه از ميان آنان در بندگيت خالص شده باشند. سوره ص آيه 83
    و اما «شاكرين» – آنها هم كساني هستند كه هميشه شكر نعمت‏هاى خدا كارشان است، يعنى به هيچ نعمتى از نعمتهاى پروردگار بر نمی ‏خورند مگر اينكه شكرش را بجاى می ‏آورند. به اين معنا كه در هر نعمتى طورى تصرف نموده و قولا و فعلا به نحوى رفتار می ‏كنند كه نشان می ‏دهند اين نعمت از ناحيه پروردگارشان است، و پر واضح است كه چنين كسانى به هيچ چيزى از ناحيه خود و ديگران بر نمی ‏خورند مگر اينكه قبل از برخوردشان به آن و در حال برخورد و بعد از برخوردشان به ياد خدايند و همين به ياد خدا بودن‏شان هر چيزى ديگرى را از يادشان برده، چون خداوند در درون كسى دو قلب قرار نداده، پس اگر حق معناى شكر را ادا كنيم برگشت معناى آن به همان «مُخْلَصين» خواهد بود، و اگر ابليس «شاكرين» و «مُخْلَصين» را از اغواء و إضلال خود إستثناء كرده بيهوده و يا از راه ترحم بر آنان نبوده، و نخواسته بر آنان منت بگذارد، بلكه از اين باب است كه دسترسى به آنان نداشته و زورش به آنان نمی ‏رسيده است.
    گر چه ابليس در كلام خود طريقه گمراه كردن ابناى بشر را ذكر نكرده و ليكن در كلامش اشاره به دو حقيقت هست، و آن دو حقيقت يكى اين است كه سبب اضلالش هم ضلالتى است كه در نفس خود او جايگزين شده، و مانند آتش كه به هر چيز برخورد از حرارت خود در آن اثر می ‏گذارد او نيز هر كسى را كه بخواهد گمراه كند با او تماس حاصل می كند و به همين وسيله از گمراهى خود چيزى در نفس او باقى می ‏گذارد. اين معنا از آيه «احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ … وَ أَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ قالُوا إِنَّكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَنا عَنِ الْيَمِينِ قالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ … فَأَغْوَيْناكُمْ إِنَّا كُنَّا غاوِينَ» «1» نيز استفاده مى ‏شود.
    ديگر اينكه آن چيزى كه ابليس خود را به آن تماس می ‏دهد شعور انسانى و تفكر حيوانى او است كه مربوط به تصور اشياء و تصديق به سزاوار و غير سزاوار آنها است و به زودى تفصيل اين اجمال خواهد آمد – ان شاء اللَّه .
    __________________
    (1) كسانى را كه ستم كرده ‏اند با قرين‏ه ايشان جمع نماييد … بعضی ‏شان پرسش‏ كنان به بعض ديگر رو كرده مى گويند: شما از جانب راست براى فريب ما مى ‏آمديد، گويند (نه) شما اصلا مؤمن نبوديد … ما شما را گمراه كرديم چون خودمان هم گمراه بوديم. سوره صافات آيه 32

    ترجمه تفسير الميزان، ج‏8، ص: 39

    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.