حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۲۶
    31 شهریور 1400 - 14:57
    شناسه : 859
    بازدید 85
    2
    فقه 3 کتاب الحج

    ۶۶   ولو قید نذره بحجه الإسلام فهی واحده وهی حجه الإسلام، وتتأکد بالنذر بناء على جواز نذر الواجب، وتظهر الفائده فی وجوب الکفاره مع تأخیرها عن العام المعین أو موته قبل فعلها مع الإطلاق متهاونا. هذا إذا کان علیه حجه الإسلام حال النذر، وإلا کان مراعی بالاستطاعه، فإن حصلت وجب بالنذر أیضا. ولا یجب […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    ۶۶

    • ولو قید نذره بحجه الإسلام فهی واحده وهی حجه الإسلام، وتتأکد بالنذر بناء على جواز نذر الواجب، وتظهر الفائده فی وجوب الکفاره مع تأخیرها عن العام المعین أو موته قبل فعلها مع الإطلاق متهاونا. هذا إذا کان علیه حجه الإسلام حال النذر، وإلا کان مراعی بالاستطاعه، فإن حصلت وجب بالنذر أیضا. ولا یجب تحصیلها هنا على الأقوى، وقول قیده بمده معینه فتخلفت الاستطاعه عنها بطل النذر.

    تا حالا بحث در جایی بود که نذر حج بطور مطلق کرده باشد

    حالا مسأله در جایی است که نذرش را تقیید به «حجه الاسلام» بکند،

    در این صورت باید یک حج بجا آورد که همان حجه الاسلام باشد.

    اگر کسی گوید که حجه الاسلام خودش به اصل شرع بر انسان واجب است، پس نذر آن چه فایده ای دارد؟

    • اینکه وجوب حج را تاکید می کند و انسان را بیشتر به انجام حج تحریک می کند.
    • در صورتی که در حال نذر، استطاعت حاصل باشد و حجه الاسلام بر او واجب بوده باشد، فایده نذر این می شود که اگر خلف نذر کند (یعنی نذرش را بشکند) باید کفاره دهد

    و ځلف نذر در دو مورد واقع می شود:

    • الف: چنانچه در نذر، سال انجام آن حج را تعیین کرده بود (مثلا نذر کرد که امسال حجه الاسلام را بجا آورد) اگر انجام آن را از آن سال تأخیر اندازد، ځلف نذر کرده و باید کفاره آن را بدهد.
    • ب: اگر در نذر ، سال انجام حج را تعیین نکرده باشد و در انجام آن سستی کند و تاخیر اندازد تا بمیرد در این صورت نیز خلف نذر کرده و باید ورثه او کفاره آن را از مال او بدهند.

    آنچه گفته شد در جایی است که حجه الاسلام در حال نذر بر او واجب بوده باشد

    و اما اگر در حال نذر ، واجب نبوده باشد (چون استطاعت هنوز حاصل نشده) مثلا نذر کرده هر وقت استطاعت حاصل شد حج برود، در این صورت، انعقاد نذر و وجوب حج، معلق بر حصول استطاعت می شود و هر وقت استطاعت حاصل شد را بجا می آورد

    به طور کلی حج به سبب دو چیز واجب می شود یکی به استطاعت و دیگر به نذر

    و در این صورت آیا قبل از حصول استطاعت، تحصیل آن واجب است بجهت اینکه نذر حج کرده یا واجب نیست؟

    دو احتمال است:

    • احتمال قوی این است که تحصیل استطاعت در اینجا واجب نیست، زیرا حجی که نذر کرده، حجه الاسلام است نه حج دیگر و چنانچه معلوم است حجه الاسلام نسبت به استطاعت، واجب مشروط است و مقدمه واجب مشروط، واجب نیست پس تحصیل استطاعت واجب نیست.
    • و احتمال دیگر این است که تحصیل آن واجب است ، زیرا حج منذور نسبت به استطاعت، واجب مشروط نیست بلکه واجب مطلق است و مقدمه واجب مطلق، واجب می باشد پس تحصیل استطاعت واجب خواهد بود. |

    پس فرمودند 

    • و لو قید نذره بحجه الإسلام فهی واحده و هی حجه الإسلام، و تتأکد بالنذر بناء على جواز نذر الواجب،

    و لو قید نذره..

    اگر تقیید کند نذرش را به حجه الاسلام (یعنی نذر حجه الاسلام کند) پس باید یک حج بجا آورد و آن حجه الاسلام است (و غیر آن هم حج دیگری بر او واجب نمی شود) و وجوب آن حج، به واسطه نذر  ، تأکید پیدا میکند.

    البته این نذر ، بنا بر این قول است که (در باب نذر ، نذر عبادتِ واجب را  صحیح بدانیم  (چنانکه اکثر فقهاء در باب نذر همین قول را اختیار کرده اند بر خلاف بعضی که گفته اند نذر عبادت واجب صحیح نمی باشد).

    • و تظهر الفائده فی وجوب الکفاره مع تأخیرها عن العام المعین أو موته قبل فعلها مع الإطلاق متهاونا.

    و تظهر الفایده..

    یعنی فایده نذر حجه الاسلام ، در وجوب کفاره نذر ظاهر می شود در صورتی که حجه الاسلام را تأخیر اندازد از سالی که تعیین کرده بود (در صیغه نذر) و یا در صورتی که بمیرد قبل از انجام حج – در وقتی که نذرش مطلق بوده (یعنی سال انجام حج را تعیین نکرده بوده) – (و بجا نیاورده حج را از روی سستی (در حالی که وجوب حج فوری است چنانکه در اول مباحث این ترم عرض شد )  /  او موته عطف است برای تاخرها

     هذا إذا کان علیه حجه الإسلام حال النذر، وإلا کان مراعی بالاستطاعه، فإن حصلت وجب بالنذر أیضا. ولا یجب تحصیلها هنا على الأقوى،

    هذا اذا کان علیه..

    یعنی آنچه گفتیم آن  وقتی است که بر شخص حجه الاسلام واجب بوده باشد در حال نذر و گرنه (اگر در حال نذر ، حجه الاسلام بر او واجب نبوده باشد) وجوب حج ، موقوف بر حصول استطاعت خواهد بود پس اگر استطاعت حاصل شود، حج به سبب نذر نیز واجب می شود (همانطوری که به سبب استطاعت واجب شده) و( در این صورت) واجب نیست استطاعت را برای خود تحصیل کند در اینجا ، على الأقوى (در نظرشارح).

    و قول قیده بمده معینه فتخلفت الاستطاعه عنها بطل النذر.

    ولو قیدها بمده معینه..

    در همین صورتی که در حال نذر ، استطاعت حاصل نبوده اگر نذر حجه الاسلام را تقیید به مدت معینی کرده باشد مثلا نذر کند از حالا تا دو سال دیگر هر زمان مستطیع شد به حج برود، چنانچه اگر دو سال بگذرد و استطاعت حاصل نشود، نذر او باطل و منحل میشود عنها از آن مدت.

    (و لو قید غیرها) أی غیر حجه الإسلام (فهما اثنتان) قطعا. ثم إن کان مستطیعا حال النذر، وکانت حجه النذر مطلقه، أو مقیده بزمان متأخر عن السنه الأولى قدم حجه الإسلام، وإن قیده بسنه الاستطاعه کان انعقاده مراعی بزوالها قبل خروج القافله، فإن بقیت بطل، لعدم القدره على المنذور شرعا، وإن زالت انعقد.

    (و لو قید غیرها) ای غیر حجه الإسلام…

    این صورت آخر از نذر حج می باشد و آن اینکه: اگر نذرش را مقیّد به غیر حجه الاسلام کرده باشد یعنی نذر حج غیر حجه الاسلام کند، در این صورت یقینا باید دو حج بجا آورد: یکی حجه الاسلام اگر مستطیع بوده باشد، و دیگر حج نذری.

    پس اگر نذر او بعد از استطاعت او بوده باشد مسأله دو صورت پیدا میکند:

    • صورت اول: اگر چنانچه حج منذور را تقیید به سال معین نکند و یا مقید به سال بعد کند، در این صورت باید حجه الاسلام مقدم بر حج نذری بجا آورد یعنی در سال اول حجه الاسلام را انجام دهد و در سال بعد حج نذری را.
    • صورت دوم: اگر حج منذور را تقیید به سال استطاعت کند و فرض هم این است که سال استطاعت امسال بوده و نذر بعد از آن است. در این صورت صحت نذر او موقوف است به از بین رفتن استطاعت قبل از حرکت قافله از شهر (بلکه اساسا قبل از انجام هرگونه اعمال حج) پس اگر استطاعت از بین رفت، وجوب حجه الاسلام بر او استقرار نمی یابد و نذر او منعقد می شود و باید یک حج و آن حج نذری است بجا آورد، واما اگر استطاعت او باقی ماند تا وقت حرکت قافله (بلکه تا وقت شروع اعمال) در این صورت نذر او باطل می شود، زیرا قدرت شرعی بر انجام حج منذور ندارد، چون فرض این است که استطاعت قبل از نذر بوده پس آن سال اختصاص به حجه الاسلام دارد پس با استقرار وجوب حجه الاسلام بر او دیگر حج منذور، شرعا برای او در آن سال مقدور نخواهد بود، زیرا شرعاً دو حج در یک زمان نمی تواند انجام دهد (و در نذر – چنانکه در کتاب النذر هم این مطلب آمده – شرط است که منذور، مقدور برای انسان بوده باشد).
    • (و لو قید غیرها) أی غیر حجه الإسلام (فهما اثنتان) قطعا.
    • بنابراین فرمودند :

     و لو قید غیرها..

    • (یعنی اگر در صیغه نذر) تقیید کند غیر حجه الاسلام را پس در این صورت باید دو حج بجا آورد قطعا (یکی حج نذری و دیگر حجه الاسلام در وقت استطاعت)
    • ثم إن کان مستطیعا حال النذر، وکانت حجه النذر مطلقه، أو مقیده بزمان متأخر عن السنه الأولى قدم حجه الإسلام،

    ثم ان کان مستطیع…..

    • یعنی سپس (در تفصیل مسأله گوئیم): اگر در حال نذر، مستطیع بوده باشد (که حجه الاسلام بر او واجب بوده ، و به عبارت دیگر اگر استطاعت قبل از نذر او حاصل بوده) و حج نذری او مطلق باشد (یعنی حج را تقیید به سال معین نکرده باشد) و یا مقید کرده باشد به بعد سال اول، در این صورت باید حجه الاسلام را مقدم بدارد (یعنی در سال اول، آن را بجا آورد چون وجوب حجه الاسلام فوری است و سال های بعد، حج نذری بجا آورد چون برای آن، وقت دیگر هست و فوریت ندارد).

    وإن قیده بسنه الاستطاعه کان انعقاده مراعی بزوالها قبل خروج القافله، فإن بقیت بطل، لعدم القدره على المنذور شرعا، وإن زالت انعقد.

    و إن قیده بسنه…

    • یعنی و اگر تقیید کرده باشد نذر را به سال استطاعت (یعنی نذر کند که آن سالی که مستطیع شوم برای حجه الاسلام، همان سال حج دیگری انجام دهم و فرض این است که سال استطاعت امسال است، و نذر بعد از آن واقع شده در اینجا انعقاد نذر (یعنی صحت آن) معلق می شود به از بین رفتن استطاعت قبل از خروج قافله (و بلکه بعد از خروج قافله قبل از زمان شروع اعمال حجه الاسلام) پس اگر استطاعت باقی ماند (تا وقت خروج قافله) نذراو باطل می شود چون در این صورت شرعا نمی تواند حج منذور را انجام دهد (زیرا وظیفه أو فعلا انجام حجه الاسلام است و ممکن نیست دریک وقت دو حج انجام دهد و اگر استطاعت از بین رفت (قبل از خروج قافله) نذراو منعقد می شود (و صحیح است، چون وجوب حجه الاسلام بر او استقرار نیافت پس در زمان آن می تواند حج منذور را شرعا انجام دهد و باید انجام دهد).

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.