حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۵ آبان , ۱۴۰۰ 21 ربيع أول 1443 Wednesday, 27 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 55 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۳۳
    09 مهر 1400 - 15:29
    شناسه : 908
    بازدید 33
    2

      دو نیابت در یک سال  و لا یَحجُّ عن اثنین فی عامٍ واحد، لأن الحج و إن تعددت أفعاله عباده واحده فلا یقع عن اثنین. هذا إذا کان الحج واجبا على کل واحد منهما، أو أرید إیقاعه عن کل واحد منهما، أما لو کان مندوبا و أرید إیقاعه عنهما ، لیشترکا فی ثوابه، أو […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

     

    دو نیابت در یک سال

     و لا یَحجُّ عن اثنین فی عامٍ واحد، لأن الحج و إن تعددت أفعاله عباده واحده فلا یقع عن اثنین. هذا إذا کان الحج واجبا على کل واحد منهما، أو أرید إیقاعه عن کل واحد منهما، أما لو کان مندوبا و أرید إیقاعه عنهما ، لیشترکا فی ثوابه، أو واجبا علیهما کذلک، بأن ینذرا الاشتراک فی حج یستنیبان فیه کذلک فالظاهر الصحه فیقع فی العام الواحد عنهما، وفاقا للمصنف فی «الدروس». و على تقدیر المنع لو فعله عنهما لم یقع عنهما، و لا عنه، أما استئجاره لعمرتین ، أو حجه مفرده ، وعمره مفرده فجائز ، لعدم المنافاه.

    دو نیابت در یک سال

    ولا یحج عن إثنین فی عام)… می فرماید : در حج واجب و مستحب ، یک نفر نمی تواند در یک سال برای دو نفر ، نیابت کند به این معنی که بخواهد یک حج بجا آورد به نیابت از دو نفر (و به عبارت دیگر در یک سال نمی توان یک نفر را برای دو حج نایب گرفت، زیرا حج که ابتداءاش از زمان معینی شروع می شود و در وقت معینی تمام می شود هر چند اعمال متعددی دارد، روی همرفته یک عبادت می باشد و معلوم است که یک عبادت را نمی شود برای دو نفر انجام داد نکته بعدی هم اینست که  در یک سال در آن زمان محدود، امکان ندارد اعمال حج را دو بار انجام دهد که دو حج بشود.

    آنچه گفته شد در جایی است که حج، بر هر کدام از دو نفر مستقلا واجب بوده باشد و یا اگر هم حج مستحبی باشد، هر یک مستقلا قرارداد کرده باشند با نایب که حج مستقل برای او به جای آورد (ونایب بخواهد به یک حج، دو حج آنها را به جای آورده باشد در این دو صورت است که نایب نمی تواند برای دو نفردر یک سال نیابت کند.

    اما اگر در حج مستحبی ، دو نفر مشترکا یک نفر را نایب بگیرند که یک حج انجام دهد از جانب هر دو که آنها مشترکا ثواب یک حج را برده باشند، در این صورت صحیح است نایب یک حج در یک سال از جانب هر دو به جای آورد.

    و همچنین اگر حج واجب ، بطور اشتراک برآن دو نفر واجب بوده باشد نه مستقلا، مثل اینکه هریک از آنها نذر کند که به اشتراک رفیقش یک نفر را به نیابت خود به حج بفرستند که از جانب هردویک حج دریک سال بجا آورد، صحیح است.

    و لا یحج عن اثنین فی عام واحد، لأن الحج

    ترجمه و شرح عبارت:

    و لا یحج..

    یعنی نمی شود یک نفر حج بجا آورد از جانب دو نفر در یک سال چون حج هر چند افعالش متعدد است یک عبادت می باشد پس واقع نمی شود یک حج از جانب دو نفر، این در جایی است که حج، واجب باشد بر هر یک از آن دو نفر و یا (اگرهم مستحب باشد) بخواهد انجام دهد  یک حج را از جانب هر یک از دو نفر مستقلا بطوری که هر کدام از آنها مستقلا ثواب یک حج کامل را برده باشند) اما اگر حج مستحب باشد و بخواهد حج را واقع سازد از جانب هر دو با هم تا آنها شریک در ثواب یک حج باشند (این گونه حج در یک سال از جانب دو نفر صحیح است) و یا (اگر) حج واجب باشد بر هر دو به اشتراک (نه مستقلا مثل اینکه نذر کنند آن دو نفر، اشتراک در حج را که مشترک نایب بگیرند کسی را در حج پس در این صورت صحیح است حج، پس می شود واقع شود حج در یک سال از جانب دو نفر، و در این قول موافقت کرده ایم با مصنف در کتاب «دروس».

    وإن تعددت أفعاله عباده واحده فلا یقع عن اثنین.

    و ان تعددت أفعاله

     این جمله اشاره است به اینکه کسی خیال نکند که افعال حج چون متعدد است، بعضی از آن افعال برای یک نفر و بعضی دیگر برای نفر دیگر واقع شود، گوئیم زیرا حج مجموعا یک عبادت است و قابل توزیع نیست عباده واحده خبر است برای – لان – أو واجبا علیهما کذلک یعنی یا اینکه حج، واجب بوده باشد بر آنها بطور اشتراک که نایب بگیرند در حج بطور اشتراک فالظاهر.. جواب – اما لو کان – می باشد وعلى تقدیر المنع.. یعنی در جایی که نمی شود از جانب دو نفر حج به جای آورد اگر این کار را کرد حجش باطل است یعنی نه برای آن دو نفر، واقع می شود و نه برای خودش (و توضیح بیشتر اینکه: آن حج نه برای دو نفر واقع می شود و نه برای یکی از آن دو، زیرا یکی بر دیگری اولویت ندارد، و نه برای خود نایب به این معنی که حج منقلب شود برای خود وی ، زیرا نایب برای خودش نیت حج نکرده بود پس ناچار باید بگوئیم که آن حج باطل است).

    أما استئجاره لعمرتین ، أو حجه مفرده ، وعمره مفرده فجائز ، لعدم المنافاه.

    أما استیجاره لعمرتین.. این مطلب مربوط است به اصل مسأله، گفتیم که در یک سال یک نفر نمی تواند دو حج قبول کند. حال می فرماید: اما در یک سال دو عمره مفرده می تواند قبول کند زیرا عمره مفرده زمان محدود در سال ندارد و در تمام اوقات سال (جز ایامی که به حج اختصاص دارد) جایز است پس می تواند دو عمره انجام دهد و با هم منافات ندارند.

    و نیز جایز است عمره مفرده و حج مفرد در یک سال قبول کند چون آن دو نیز با هم منافات ندارند، زیرا زمان حج مفرد همانند حج تمتع در ماه ذى الحجه است واما عمره مفرده چنانکه دانسته شد در اوقات دیگر سال می شود انجام داد.

    ترجمه و شرح عبارت:

    أما استیجاره..

    یعنی (نایب گرفتن یک نفر برای دو حج در یک سال جایز نیست، اما نایب گرفتن یک نفر برای دو عمره مفرده و یا برای یک حج مفرد و یک عمره مفرده، جایز است زیرا منافاتی نیست (بین دو عمره ویا بین حج مفرد وعمره مفرده).

    ولو استأجراه لعام) واحد (فـ إن (سبق أحدهما) بالإجاره (صح السابق) وبطل اللاحق، (وإن اقترنا بأن أوجباه معا فَقَبِلَهُما، أو وَکَّل أحَدَهُما الآخر، أو وَکَّلا ثالثا فَأوقع صیغهً واحده عَنهُما (بَطَلا) لِاستحاله التَّرجیح من غیر مُرَجِّح. و مِثْله ما لو استأجراه مطلقا لِاقتضائه التَّعجیل. أما لو اختلف زمانُ الإیقاع صَحَّ، وَ إن اتَّفَقَ العقدان، إلا مع فوریَّهِ المتأخّر، و إمکان استنابه مَن یُعَجِّلُهُ فَیَبطُل.

    (فلو استأجراه لعام)…

    اگر دو نفر برای یک سال، یک نفر را نایب بگیرند و با او قرارداد اجاره ببندند برای حج، در اینجا دو صورت است:

    ١. اگر قرارداد یکی جلوتر از دیگری باشد، قرارداد آنکه اول بوده صحیح است و قرارداد آنکه بعد بوده باطل می باشد.

    ٢. اگر قرارداد هر دو ، با هم و در یک زمان باشد و این به سه جور می شود:

    الف: اینکه هر دو با هم و در یک زمان، ایجاب قرار داد را بخوانند و صیغه آن را جاری سازند و نایب هم ایجاب هر دو را قبول کند.

    ج: اینکه یکی از آن دو نفر، آن دیگری را وکیل کند در ایجاب قرار داد که آن وکیل، یک صیغه ایجاب جاری کند از جانب خود و موکل (که رفیقش باشد) و نایب هم آن ایجاب را قبول کند.

    د: اینکه آن دو نفر، شخص سومی را وکیل کنند که یک صیغه ایجاب از جانب آن دو جاری سازد و نایب هم قبول کند.

    در هر سه صورت ، قرار داد اجاره هر دو باطل است چون چنانکه دانسته شد نیابت یک نفر در یک سال از جانب دو نفر ممکن نیست و اگر بخواهیم قرار داد یکی را ترجیح بدهیم و آنرا صحیح بدانیم، ترجیح بدون مرجح خواهد بود و آن محال است.

    ولو استأجراه لعام) واحد (فـ إن (سبق أحدهما) بالإجاره (صح السابق) وبطل اللاحق، (وإن اقترنا بأن أوجباه معا فَقَبِلَهُما، أو وَکَّل أحَدَهُما الآخر، أو وَکَّلا ثالثا

    ترجمه و شرح عبارت:

     فلواستأجراه..

    یعنی وقتی که نیابت یک نفر از دو نفر در یک سال نمی شود. پس اگر دو نفر، آن را نایب گرفتند برای یک سال، در اینجا اگر چنانچه سبقت گرفته باشد یکی از آنها به عقد اجاره ، عقد اولی صحیح خواهد بود و عقد دومی باطل.

    اما اگر عقد هر دو، مقترن باشه  یعنی در یک زمان با هم بوده باشد

    مثل اینکه آنها ایجاب عقد اجاره را با هم بخوانند و نایب هم ایجاب آنها را قبول کند،

    و یا اینکه یکی از آن دو، دیگری را وکیل کند (در خواندن ایجاب از طرف هردو)

    و یا اینکه هردو، شخص سومی را وکیل کنند (در خواندن ایجاب از طرف آنها،

    پس وکیل (چه یکی از آن دو نفر که وکیل دیگری شده، و چه شخص سوم که وکیل آن دو نفر شده) واقع سازد یک صیغه ایجاب از طرف هردو

    فأوقع صیغه..  این جمله، هم مربوط است به صورتیه که یکی از این دو رفیق  دیگری را وکیل کند ، و هم مربوط به صورتیه که  هر دو رفیق  شخص سومی را وکیل کرده باشند در هر دو صورت می فرماید : بطلا جواب است برای – فان اقترنا – در عبارت مصتف) یعنی هر دو عقدِ  اجاره باطل است چون (حج از طرف هر دو در یک سال، ممکن نیست، و نمی توانیم هم بگوئیم عقد یکی درسته  و دیگری  نادرست ! چرا ؟ زیرا) ترجیح دادن یک طرف بدون بودن مرجح، محال است.

    لاستحاله الترجیح من غیر مرجّح .. ترجیح یعنی برتری امری بر امری دیگر و برگزیدن چیزی را بر چیز دیگر.

    ترجیح دادن هرگاه به واسطه مرجح یعنی علتی باشد ترجیح مع المرجح خواهد بود و به عبارت دیگر اگر مزیت و فضیلتی ایجاب کرده است که امری بر دیگری برتر و برگزیده شده است این ترجیح و برگزیدگی با مرجح خواهد بود، و اگر هیچ نوع فضیلت و امتیازی بر دیگری که برگزیده نشده است نداشته باشد، ترجیح بلامرجح گویند، و این محال است زیرا در امری که از هر جهت مساوی یکدیگر باشند یکی از آن دو بر دیگری ترجیح داده شود بدون علت، معنایش این است که یکی بر دیگری خود به خود ترجیح و برتری پیدا کرده و لازمه اش این است که معلول بدون علت موجود شود و این محال است.

    و مثله مالو استأجراه..

     همانطوری که گفته شد اگر در صورت استیجار برای یک سال، عقد اجاره آن دو همزمان و مقترن باشد عقد اجاره هر دو باطل است ، همچنین اگر اجاره آن دو همزمان باشد بطور مطلق یعنی بدون اینکه استیجار را تقیید به یک سال بکنند، در این صورت هم اجاره هر دو باطل است زیرا اطلاق هر یک از قرارداد اجاره، اقتضای فوریت و تعجیل میکند یعنی ظهور در همان سال دارد پس مثل صورت تصریح به یک سال می باشد که هر دو باطل است.

    و مِثْله ما لو استأجراه مطلقا لِاقتضائه التَّعجیل.

    ترجمه و شرح عبارت:

    ومثله…

    یعنی ومثل صورت اقتران دو عقد (با فرض استیجار برای یک سال است، صورتی که (دو عقد، مقترن و همزمان باشند و) نایب گرفته باشند یک نفر را بطور مطلق (یعنی بدون اینکه عقد اجاره را تقیید به یک سال کرده باشند، لااقتضاءه.. یعنی (پس در این صورت هم هر دو اجاره باطل است زیرا اطلاق عقد اجاره، اقتضا می کند تعجیل دو فوریت نیابت) را (پس هر دو عقد، ظهور دارند در اینکه نایب، حج را امسال بجا آورد پس همانند صورت تقیید به یک سال می شود که صحیح نیست).

    اما لو اختلف زمان…

    صورت دیگری  در مسأله ی مورد بحث هست و آن اینکه: اگر دو نفر، بیایند و یک نفر را نایب بگیرند  نه برای یک سال بلکه یکی برای امسال مثلا و دیگری برای سال آینده ، در این صورت قرار داد هر دو صحیح است هر چند مقترن و همزمان بوده باشد چون زمان انجام حج مختلف است ، اشکال ندارد.

    مگر در یک صورت اشکال دارد و آن اینکه اگر حج آن دیگری که برای سال آینده قرارداد بسته، فوری بوده باشد مثل اینکه حج او نذری بوده به این نحو که نذر کرده در  اولین سالی که برای او ممکن باشد کسی را نایب بگیرد که برای او حج بجا آورد، در این صورت چنانچه بتواند یک نفر را نایب پیدا کند که برای او امسال حج بجا آورد، اگر او این یک نفر نایب را نگیرد و برود آن نایبی را که رفیقش برای امسال نایب گرفته ، او برای سال آینده قرارداد نیابت با آن ببندد، قراردادش باطل است، چون فرض این است که وجوب حج او فوری است و کسی هم پیدا می شود امسال حج او را بجا آورد.

    أما لو اختلف زمانُ الإیقاع صَحَّ، وَ إن اتَّفَقَ العقدان، إلا مع فوریَّهِ المتأخّر، و إمکان استنابه مَن یُعَجِّلُهُ فَیَبطُل.

    ترجمه و شرح عبارت:

     امالو اختلف..

    (جناب مصتف در عبارتش دو صورت ذکر کردند ،

    • یکی اینکه زمان انجام حج آن دو نفر ، متفق – یعنی در یک سال – باشد و زمان قرارداد اجاره مختلف باشد،
    • و صورت دوم اینکه: زمان انجام حج، متفق باشد و زمان قراردادشان هم متفق یعنی همزمان و در یک وقت بوده باشد.

    در صورت اول فرمود قرارداد اولی صحیح و قرارداد دومی باطل است و در صورت دوم فرمود قرارداد هر دو باطل است، و حالا شارح صورت سومی ذکر می کند

    • و آن اینکه: می فرماید اما اگر زمان انجام حج ، مختلف باشد (یعنی یکی برای امسال با نایب قرارداد بسته و دیگری برای سال آینده با آن نایب قرارداد بسته) صحیح است (قرارداد هر دو) هر چند زمان قراردادشان متفق (یعنی مقترن و همزمان) بوده باشد مگر اینکه فرض کنیم (در همین صورت ) فوری بودن وجوب حج متأخر را (یعنی آن حجی که زمان ایقاعش بعد از آن دیگری بوده مثل حج منذور برای اولین سالی که ممکن باشد گرفتن نایب، اگر بخواهد همان نایبی را که رفیقش برای امسال گرفته، او برای سال آینده نایبش کند برای آن حج منذور، در حالی که ممکن باشد نایب دیگری بگیرد که زودتر (یعنی امسال) حج او را بجا آورد پس (در آن فرض مذکور) باطل می شود قرارداد دومی (که برای سال آینده نایب گرفته، زیرا فرض این است که نایب دیگری برای امسال می تواند بگیرد و حج او هم فوری است) یعجله ضمیر بر می گردد به – المتاخر..

    الإسراء : ۳ ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُورا

    ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً (۱۴۷)

    إِنَّ الَّذینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰)  فاطر

    إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۰)  شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۲۱)  وَ آتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ (۱۲۲)  ثُمَّ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۳)  نحل

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.