حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۵ آبان , ۱۴۰۰ 21 ربيع أول 1443 Wednesday, 27 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 55 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۳۴
    11 مهر 1400 - 15:39
    شناسه : 920
    بازدید 25
    0
    فقه 3 کتاب الحج نیابت در حج / اجیر در بعضی از اعمال حج / نیت طواف
    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

     

    وتجوز النیابه فی أبعاض الحج) التی تقبل النیابه (کالطواف) و رکعتیه ، (و السعی و الرمی) ، لا الإحرام ، والوقوف، والحلق، والمبیت بمنى (مع العجز) عن مباشرتها بنفسه، لغیبه، أو مرض یعجز معه ولو عن أن یطاف أو یسعی به. وفی إلحاق الحیض به فیما یفتقر إلى الطهاره وجه، وحکم الأکثر بعدولها إلى غیر النوع لو تعذر إکماله لذلک.

    نیابت در اعمال حج

    وتجوز النیابه فی أبعاض…

    همانطوری که در کل اعمال حج می شود نایب گرفت در بعضی از  اعمال آن نیز جایز است گرفتن نایب ، البته مقصود آن بعضی است که نیابت بردارند (مثل طواف و دو رکعت نماز طواف و سعی صفا ومروه وانداختن سنگریزه) اما بعضی دیگر از اعمال مثل احرام و وقوف در عرفات و مشعر و سر تراشیدن و ماندن شب های یازدهم و دوازدهم در منی ، اینها نیابت بردار نیستند پس جایز نیست گرفتن نایب در آنها.

    البته به یک شرط جایز است گرفتن نایب در بعضی اعمال، و آن عجز از انجام عمل بطور مباشرت باشد یعنی در صورتی که انسان در اثر مرض و مانند آن خودش نتواند طواف انجام دهد، ابتدا لازم است در صورت امکان، به کمک نمودن دیگری  هر چند به دوش گرفتن آن باشد طواف نماید و اگر از آن هم تمکن نداشت، نایب بگیرد و همچنین در نماز طواف اگر خود تمکن نداشت، نماز را نیز نائب بجا آورد و همچنین در سعی و رمی .

    وتجوز النیابه فی أبعاض الحج) التی تقبل النیابه (کالطواف) و رکعتیه ، (و السعی و الرمی) ، لا الإحرام ، والوقوف، والحلق، والمبیت بمنى

    ترجمه و شرح عبارت:

    ویجوز النیابه ..

    یعنی جایز است نایب گرفتن در بعضی اعمال حج، آن بعضی که نیابت پذیر است مثل طواف و دو رکعت آن و سعی (در صفا و مروه) و پرتاب کردن سنگریزه (در جمرات) نه مثل احرام و وقوف در عرفات و مشعر و تراشیدن سر و ماندن شب در منی (که اینها نیابت پذیر نیستند)

    (مع العجز) عن مباشرتها بنفسه، لغیبه، أو مرض یعجز معه و لو عن أن یطاف أو یسعی به.

    مع العجز…

    یعنی (جایز است نیابت در بعضی اعمال حج) در صورتی که انسان خودش نتواند مباشرت آن اعمال کند

    لغیبه

    یعنی بجهت غایب بودن (مثل اینکه طواف را فراموش کرد تا از مکه خارج شد که مصنف در کتاب «دروس» فرموده میزان در صدق غیبت این است که ده میل دور شود یعنی حدود چهار فرسخ و احیانا به شهر خود برگشت که دیگر برگشتن به مکه برای او مشقت زیاد دارد، در اینجا می تواند نایب بگیرد و به مکه بفرستد برای طواف. وهمچنین در سایر اعمالی که نیابت پذیر است)

     أو مرض یعجزه..

    یعنی و یا بجهت مریض بودن که عاجز است با وجود آن مرض حتی از اینکه او را طواف دهند (به واسطه دوش گرفتن او و مانند آن) یا از اینکه او را سعی دهند (به دوش گرفتن و مانند آن)

    و لو عن أن یطاف…

    این جمله اشاره است به اینکه اگر چنانکه ممکن باشد کسی دیگر او را حمل کند به دوش گرفتن و مانند آن و او را طواف و یا سعی دهد، در این صورت جایز نیست نایب بگیرد چنانکه مصتف در دو سطر بعد تصریح به این مطلب فرموده است.|

    وفی إلحاق الحیض به فیما یفتقر إلى الطهاره وجه،

    و فی الحاق الحیض به…

    فرع دیگر: اگر زن در حج تمتع بعد از آنکه احرام برای عمره بست حائض شود و بجهت حائض بودن نتواند بعض اعمال عمره که احتیاج به طهارت دارد مثل طواف ، انجام دهد ووقت هم تنگ است از اینکه صبر کند تا بعد از پاکی، غسل کند و طواف انجام دهد (بخاطر اینکه وقت حج یعنی روز نهم ذی الحجه نزدیک شده که اگر بخواهد صبر کند، اعمال حج از او فوت خواهد شد) در این فرض آیا این زن هم مثل عاجز می ماند که وظیفه اش گرفتن نایب در آن عمل طواف) و هر عملی که شرطش طهارت است می باشد و بقیه اعمال عمره که احتیاج به طهارت ندارد خودش مباشره انجام دهد سپس احرام ببندد برای اعمال حج؟

    احتمال دارد که بگوئیم وظیفه اش همین است و دلیل آن را در شرح عبارت ذکر می کنیم.

    ولی اکثر فقهاء گفته اند که وظیفه آن زن این است که عدول کند از حج تمتع به حج افراد یعنی دیگر اعمال عمره را انجام ندهد بلکه احرامی که بسته احرام حج إفراد قرار دهد و در احرام هم طهارت شرط نیست) و اعمال حج را انجام دهد که برود به عرفات برای وقوف در آنجا و بقیه اعمال دیگر، و بعد از حج، باید عمره مفرده بجا آورد.

    و فی إلحاق الحیض…

    این خبر مقدم است برای – وجه – که مبتدای مؤخر است) یعنی و در اینکه الحاق شود حیض، به عجز (در اینکه زن حایض هم نایب بگیرد) در عملی که احتیاج به طهارت دارد (مثل طواف و نماز طواف) احتمالی هست (و دلیل این احتمال این است که عذرهایی که مانند غیبت و مرض، مجوز استنابت هستند به علت عجز از مباشرت است یعنی بجهت آن است که انسان به واسطه آن عذر نمی تواند خودش عمل را انجام دهد، گوئیم در حیض هم آن علت، موجود است، زیرا به واسطه حیض، داخل مسجدالحرام نمی تواند بشود تا چه برسد به طواف که شرطش طهارت است (نهایت اینکه عجز در مثال غیبت و مرض، عجز عقلی است ولی در حیض، عجز شرعی است) پس وقتی که در عذرهای مذکوره، استنابت جایز بود به علت عجز از مباشرت، در حیض هم جایز خواهد بود، زیرا در آن هم علت مذکوره یعنی عجز از مباشرت موجود است)

     

    و حکم الأکثر بعدولها إلى غیر النوع لو تعذر إکماله لذلک.

    و حَکَم الاکثر..

    یعنی حکم نموده است اکثر فقهاء به اینکه عدول کند زن حائض به غیر آن نوع حجی که مشغول آن شده (یعنی اگر مشغول عمره تمتع در حج تمتع است عدول کند به حج افراد) در صورتی که نتواند تکمیل کند آن نوع را بجهت حایض بودنش

     إکماله لذلک

    ظاهراً ضمیر – اکماله – به نوع بر می گردد و لام در – لذلک – لام علت است و ذلک هم اشاره به وجود حیض است یعنی نتواند إکمال آن نوع حجی که در آن بود بکند بجهت حایض بودنش، و سلطان العلماء در حاشیه اش گویا لام در لذلک را لام تقویت دانسته وذلک را اشاره به نوع قرار داده، و این خلاف ظاهر عبارت است زیرا اگر ذلک اشاره به نوع باشد پس ضمیر اکماله – به چه بر می گردد در حالی که اگر به زن برگردد باید ضمیر مونث یعنی – اکمالها – می آورد چنانکه ضمیر در عدولها مؤنث است، و علاوه بر آن اگر ذلک اشاره به نوع باشد سزاوار این بود که ضمیر – له – گفته شود نه – لذلک ..

    (و لو أمکن حمله فی الطواف والسعی وجب) مقدما على الاستنابه ، (و یحتسب لهما) لو نویاه، إلا أن یستأجره للحمل لا فی طوافه، أو مطلقا، فلا یحتسب للحامل، لأن الحرکه، مع الإطلاق قد صارت مستحقه علیه لغیره، فلا یجوز صرفها إلى نفسه، واقتصر فی «الدروس» على الشرط الأول.

    و لو أمکن حمله فی الطواف…

     چنانکه در دو سطر پیش شارح اشاره فرمود بقولش – و لو عن أن یطاف و یسعی به – در صورتی که انسان خودش عاجز از طواف یا سعی شد اگر ممکن باشد او را به دوش بگیرند و طوافش یا سعی اش دهند واجب است این کار را بکنند و نوبت به نایب گرفتن نمی رسد، و اگر آن کار ممکن نشد نایب بگیرند.

    و وقتی او را به دوش گرفتند باید خودش نیت طواف یا سعی را بکند و لازم نیست حامل هم نیت طواف او را بکند.

    و حامل اگر بخواهد برای خودش نیت طواف یا سعی کند مثل اینکه در طواف واجب خودش، انسان را هم به دوش بگیرد، صحیح است یعنی آن طواف هم برای محمول و هم برای حامل حساب می شود به این کیفیت که حامل به حرکت ذاتی، نیت طواف برای خودش کند و محمول هم به حرکت عرضی، نیت طواف برای خودش کند و به این طریق، هم ذمه محمول فارغ می شود و هم ذمه حامل در صورتی که حامل به گردنش طواف واجب باشد.

    واین در دو صورت می شود یکی اینکه حامل بطور مجانی، انسان را حمل کند، دوم اینکه انسان، حامل را اجیر کرده باشد که درضمن طواف خود حامل، او را حمل کند.

    ولی در دو صورت دیگرکه الآن ذکر می کنیم اگر حامل بخواهد نیت برای خودش کند، حساب نمی شود برای او، و این دو صورت عبارتند از اینکه انسان آن حامل را اجیر کند برای اینکه در بست در اختیار انسان بوده که فقط او را حمل کند نه اینکه در ضمن طواف خود اجیر، او را حمل کند. مثل اینکه بگوید: تو را اجیر کردم برای اینکه مرا حمل کنی بشرط اینکه این حمل در ضمن طواف خودت نباشد و به عبارت دیگر بشرط اینکه برای خودت در این حمل، طواف نکنی).

    ۲. اینکه بطور مطلق او را اجیر برای حمل کند بدون شرط مذکور (یعنی بدون اینکه شرط کند که حمل در ضمن طواف خود اجیر نباشد، مثل اینکه بگوید: تو را اجیر کردم برای اینکه مرا حمل کنی – دراین دو صورت اگر حامل هم بخواهد برای خودش نیت طواف کند، برای او حساب نمی شود وذمه اش فارغ نمی گردد.

    در صورت اول، جهتش معلوم است و اما در صورت اطلاق که صورت دوم است زیرا اطلاق اجاره، انصراف دارد به اینکه حرکت حامل، تنها مال محمول باشد پس جایز نیست حامل از آن حرکت برای خودش نیز استفاده کند و نیت طواف برای خودش کند.

    ناگفته نماند که از عبارت شارح استفاده می شود که در یک صورت اجاره، جایز است حامل هم برای خودش نیت کند و آن اینکه حامل را اجیر کند برای اینکه در ضمن طواف خودش، او را هم حمل کند.

    (و لو أمکن حمله فی الطواف والسعی وجب) مقدما على الاستنابه

    ترجمه و شرح عبارت:

    و لو أمکن… یعنی و (کسی که عاجزاست ازطواف وسعی) اگر چنانچه ممکن باشد او را حمل کنند برای طواف و سعی، واجب است این کار را بکند، و این مقدم است بر نائب گرفتن

     (و یحتسب لهما) لو نویاه، إلا أن یستأجره للحمل لا فی طوافه، أو مطلقا، فلا یحتسب للحامل،

    و یحتسب لهما..

    یعنی و (اگر کسی حمل کرد این شخص را حساب می شود طواف یا سعی، برای هر دو (حامل و محمول) اگر هر دو نیت کنند طواف یا سعی را مگر (در دو صورت ، اول:) اینکه محمول اجیر کند حامل را برای حمل نه در ضمن طواف خود حامل (یعنی شرط کند با حامل که حمل من درضمن طواف خود نباشد بلکه جداگانه مرا حمل کنی، و صورت دوم اینکه:) یا مطلق باشد استیجار او (بدون آن شرط مذکور) پس (در این دو صورت ، اگر حامل هم برای خودش نیت کند) حساب نمی شود برای حامل

    لأن الحرکه، مع الإطلاق قد صارت مستحقه علیه لغیره، فلا یجوز صرفها إلى نفسه

     لان الحرکه ..

    یعنی زیرا حرکت کردن حامل (در طواف یا سعی) در صورت اطلاق استیجار، بتحقیق برای غیر حامل شده بر علیه حامل (گویا مقصود این است که عرف در این جور موارد چنین می فهمد که آن حرکت مخصوص محمول خواهد بود در مقابل اجرتی که به او می دهد) پس جایز نیست حامل صرف کند آن حرکت را برای خودش (یعنی از آن حرکت برای خود نیز استفاده کند که نیت طواف یا سعی برای خود بکند)

    واقتصر فی «الدروس» على الشرط الأول.

    و اقتصر فی الدروس

     شارح در این کتاب دو صورت را استثنا کرد یکی صورت اشتراط عدم طواف حامل، و یکی صورت اطلاق ، ولی در کتاب «دروس»، فقط صورت شرط را ذکر کرده و صورت اطلاق را ذکر نکرده پس از کلام او استفاده می شود که در صورت اطلاق، صحیح است حامل برای خود نیز نیت کند

     الشرط الأول

     یعنی صورت اشتراط که اول ذکر کرد (نه صورت اطلاق که دوم ذکرش کرد) .

    و کفاره الإحرام اللازمه بسبب فعل الأجیر موجِبُها (فی مال الأجیر) لا المستنیب ، لأنه فاعل السبب، و هی کفاره للذنب اللاحق به.

    و کفاره الإحرام ، اللازمه…

    مسأله دیگر:

    چنانکه بعدا خواهد آمد کسی که احرام می بندد باید سی چیز بنام محرمات احرام را ترک کند که خداوند متعال برای انجام عمره و حج، آن چیزها را حرام کرده و اگر بعد از بستن احرام، یکی از آن محرمات را مرتکب شود کفاره دارد.

    حالا مسأله ای که مصتف در اینجا می فرماید این است که اگر نایب یکی از آن محرمات را در حال احرام مرتکب شود، باید کفاره را از مال خود بپردازد نه از مال مستاجر، زیرا فاعل سبب کفاره خود نایب بوده و کفاره هم آن گناهی که پاپیچ فاعل سبب، شده را پاک می کند و یا تخفیف میدهد پس باید از مال خود فاعل سبب باشد که نایب است، نه از مال شخص دیگر که مستاجر باشد.

    ترجمه و شرح عبارت:

    و کفاره الاحرام…

    (این کلمه مبتدا است و خبرش » فی مال الأجیر  می باشد) یعنی کفارہ احرام – که این کفاره لازم می آید به سبب انجام دادن اجیر، سبب کفاره را (که یکی از سی چیز باشد) – واجب می شود در مال خود اجیر نه نایب گیرنده، زیرا اجیر، انجام دهنده سبب کفاره است وکفاره، هم کفاره و پاک کننده آن گناهی است که ملحق به فاعل سبب می شود (پس اجیر باید از مال خودش آن را بپردازد) موجبها به کسر جیم یعنی واجب کننده کفاره (که همان سبب کفاره است).

    الإسراء : ۳ ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُورا

    ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً (۱۴۷)

     

    إِنَّ الَّذینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰)  فاطر

    إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۰)  شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۲۱)  وَ آتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ (۱۲۲)  ثُمَّ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۳)  نحل

    إبراهیم : ۷ وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.