حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۵ آبان , ۱۴۰۰ 21 ربيع أول 1443 Wednesday, 27 October , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 55 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۳۹
    20 مهر 1400 - 14:10
    شناسه : 1016
    بازدید 28
    6
    فقه 3 کتاب الحج

    و لو کان علیه حجتان إحداهما نذر فکذلک یجب إخراجهما فما زاد (إذ الأصح أنهما من الأصل لاشتراکهما فی کونهما حقا واجبا مالیا. ولو کان علیه حجتان… مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگر برعهده میت دو حج واجب بوده باشد: یکی حجه الاسلام، و دیگری حج نذری، در اینجا نیز اگر از میت در دست […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    و لو کان علیه حجتان إحداهما نذر فکذلک یجب إخراجهما فما زاد (إذ الأصح أنهما من الأصل لاشتراکهما فی کونهما حقا واجبا مالیا.

    ولو کان علیه حجتان… مسأله دیگر است توضیحش اینکه:

    اگر برعهده میت دو حج واجب بوده باشد: یکی حجه الاسلام، و دیگری حج نذری، در اینجا نیز اگر از میت در دست انسان مالی بوده باشد باید از آن مال، آن دو حج واجب را از جانب میت خارج سازد یعنی نایب بگیرد و یا خودش نایب شود برای انجام حج.

    اگرکسی بگوید که حج نذری را به چه دلیل از آن مال می تواند بجا آورد؟ جواب گوئیم: زیرا قول اصح این است که حج نذری همانند حجه الاسلام باید از اصل مال میت گرفته شود (چون حج نذری مانند حجه الاسلام، حق واجب مالی است و فقهاء همگی قائلند به اینکه هرحق واجب مالی باید ازاصل مال گرفته شود مثل زکات وخمس وکفاره) و آن مال امانت هم، جزء اصل مال میت است پس از آن مال باید حج نذری بجا آورده شود.

    و در مقابل قول اصح، قول دیگری است به اینکه حج نذری باید از ثلث مال میت گرفته شود و دلیل آن روایتی است که شارح می فرماید این روایت را ما حمل می کنیم به آن نذری که لازم الوفاء بر ورثه نیست مثل اینکه نذر حج را میت در حال مرض موتش کرده باشد (یعنی می گوئیم روایت ، مربوط به اینچنین نذر می باشد) چون گفته اند میت، هروصیتی که در مرض موتش کرده باشد، نافذ نیست مگر به مقدار ثلث مالش و حج نذری هم که در مرض موتش کرده باشد همانند وصیت، لازم نمی شود بر ورثه که از اصل مال بیرون کنند بلکه اگر بخواهند عمل به آن بکنند – که مستحب هم هست باید از ثلث مال بیرون کنند. و خلاصه اینکه بنابر قول مذکور، انسان نمی تواند از مال امانت میت ، حج نذری را خارج سازد بلکه فقط حجه الاسلام را از آن خارج کند.

    و لو کان علیه حجتان إحداهما نذر فکذلک یجب إخراجهما فما زاد (إذ الأصح أنهما من الأصل لاشتراکهما فی کونهما حقا واجبا مالیا.

    ترجمه و شرح عبارت:

    ولو کان علیه… یعنی اگر بوده باشد بر عهده میت، دو حج که یکی از آنها حج نذری باشد (و دیگری حجه الاسلام) پس اینجا هم مثل مسأله قبل است که واجب می باشد (بر انسان امانت داری اینکه خارج کند آن دو حج را (از مال امانت) فمازاد یعنی اگر بیش از دو حج هم برعهده میت واجب بوده باشد باید از آن مال امانت خارج سازد (در صورتی که مال مذکور وسعت آنها را داشته باشد) اذالاصح.. یعنی زیرا قول اصح این است که هر دو حج ، از اصل مال میت باید خارج گردند، زیرا آن دو شریکند در اینکه حق واجب مالی می باشند (ناگفته نماند که بعضی از فقهاء حج را واجب مالی نمیدانند بلکه واجب بدنی میدانند) و مقابل قول اصح، این قول است که حج نذری از ثلث مال، خارج شود بجهت استناد به روایتی که (شارح می فرماید این روایت دلیل برای آن قول نمی شود، زیرا آن روایت) حمل شده برنذری که لازم الوفاء نباشد مثل نذری که در حال مرض موت، واقع شده باشد (و حال آنکه بحث درنذری است که واجب الوفاء باشد مثل نذری که قبل از مرض موتش واقع شده باشد).

    و لو تعددوا من عنده الودیعه أو الحق، وعلموا بالحق وبعضهم ببعض (وزعت أجره الحجه، وما فی حکمها علیهم بنسبه ما بأیدیهم من المال، ولو أخرجها بعضهم بإذن الباقین، فالظاهر الإجزاء، لاشتراکهم فی کونه مال المیت الذی یقدم إخراج ذلک منه على الإرث.

    (و لو تعددوا) من عنده الودیعه…

    اگر میت پیش چند نفر مال امانت داشته باشد و همه آنها می دانند برعهده میت، حج واجب می باشد و نیز همه از مال امانت یکدیگر با خبرند، در این صورت باید هر کدام به نسبت مالی که در دست دارد سهمی از آن مال برای حج بگذارد تا نایب بفرستند برای حج.

    مثلا اگر سه نفر بودند و دست یکی از آنها دویست درهم (۲۰۰) بود و در دست دومی، ششصد درهم (۶۰۰)، ودردست سومی هشتصد درهم (۸۰۰) بود و اجرت حج هم هزار درهم باشد. در این مثال باید نفر اولی ۱۲۵ ونفردومی ۳۷۵ درهم و نفر سومی پانصد (۵۰۰) درهم بدهد بطریق تقسیم به نسبت ، که یکی از قواعد علم حساب است

    و لو تعددوا من عنده الودیعه أو الحق، وعلموا بالحق وبعضهم ببعض (وزعت أجره الحجه، و ما فی حکمها علیهم بنسبه ما بأیدیهم من المال

    ترجمه و شرح عبارت:

    و لو تعددوا.. یعنی اگر چند نفر بودند کسی که پیش او مال امانت و یا حق مالی (مثل مال مغصوب و عاریه و قرض) می باشد و همه آنها بدانند که حق واجب بر عهده میت است (و حق در اینجا اعم از حج وغیر حج مثل خمس و زکات وکفاره می باشد) و بعضهم ببعض یعنی و نیز بعضی از آنها خبر دارند از بعضی دیگر وزّعت.. یعنی در این مساله باید توزیع شود اجرت حج و آنچه در حکم حج است (از زکات وخمس وکفاره) بر همه امانت دارها به نسبت آنچه در دستشان است از مال امانت وما فی حکمها ضمیر به – حجه – بر می گردد علیهم ضمیر به – من عنده الودیعه – بر می گردد.

    ولو أخرجها بعضهم بإذن الباقین، فالظاهر الإجزاء، لاشتراکهم فی کونه مال المیت الذی یقدم إخراج ذلک منه على الإرث.

    ولو أخرجها بعضهم .. فرع دیگر: اگر چنانچه بعضی از آنها (مثلا یک نفر به اجازه بعضی دیگر، تمام اجرت حج را از مال امانتی که پیش خود دارد بدهد، کفایت میکند چون چیزی که لازم است در اینجا این است که قبل از تقسیم مال میت بین ورثه بعنوان ارث ، اول باید حق واجب بر میت را از آن مال خارج کنند سپس باقی را به ارث تقسیم نمایند و همه امانت دارها در این جهت با هم مساوی اند که مالی که در دست آنهاست مال میت است و حق واجب بر میت باید از آن مال خارج شود، پس حق واجب، از یکی از آن مالهای امانت که خارج گردد کافی است و لازم نیست از هر مالی، مقداری خارج گردد.

    ترجمه و شرح عبارت:

     ولو أخرجها.. یعنی اگر چنانچه بعض آنها خارج سازد حج را به اجازه دیگران پس در اینجا ظاهر این است که کافی است، زیرا همه آنها شریکند دراینکه آنچه در دست دارند، مال میت است که باید اول خارج سازند حج وغیر حج را از آن مال، قبل از ارث (یعنی قبل از آنکه مال میت بین ورثه تقسیم گردد) فی کونه ضمیر بر می گردد به ما بایدیهم – ذلک اشاره است به حجه وما فی حکمها منه یعنی از مال میت على الارث متعلق است به یقدّم

    و هل یتوقف تصرفهم على إذن الحاکم؟ الأقوى ذلک مع القدره على إثبات الحق عنده، لأن ولایه إخراج ذلک قهرا على الوارث إلیه. و لو لم یمکن فالعدم أقوى، حذرا من تعطیل الحق الذی یعلم من بیده المال ثبوته، وإطلاق النص إذن له. و قیل: یفتقر إلى إذن الحاکم) مطلقا ، بناء على ما سبق. (وهو بعید) لإطلاق النص، وإفضائه إلى مخالفته حیث یتعذر.

    وهل بتوقف تصرفهم… فرع دیگر: آیا شخص امانت دار، در تصرفش در مال امانت جهت انجام حج، باید از حاکم شرع (مجتهد جامع الشرایط) اجازه بگیرد یا اجازه نمی خواهد؟ شارح تفصیل می دهد و می فرماید اقوی در نظر ما این است که اجازه لازم است در صورتی که بتواند پیش حاکم، حق واجب بر میت (مثل حج و غیره) را اثبات کند، زیرا وقتی که ورثه خودداری کنند از بجا آوردن حج واجب بر میت، فقط حاکم شرع می تواند از قدرت ولایت فقیه استفاده کند و ورثه را مجبور به انجام حج نماید و غیرحاکم چنین حقی ندارد پس امانت دار نمی تواند بدون اجازه حاکم چنین کاری کند.

    واما در صورتی که امانت دار نتواند پیش حاکم اثبات حق واجب بر میت را بکند، در اینجا می فرماید اقوی این است که اجازه حاکم شرع لازم نیست و بدون اجازه ، حج را بجا آورد

    دلیل آن دو چیز است:

    ١. اینکه اگر در صورت مذکوره، اذن حاکم شرط باشد و فرض این است که او نمی تواند اثبات حق کند پس در نتیجه باید حق میت، عملی نشود و روی زمین بماند در حالیکه از آن طرف آنکه در دستش مال است (یعنی ودعی) میداند حق مذکور بر عهده میت ثابت است، و با این حال چرا حق میت عملی نگردد فلذا روی این دلیل، اذن حاکم را در آن صورت شرط نمیدانیم.

    1. اینکه در روایت، اذن حاکم را شرط نکرده و درآن، امام معصوم علیه السلام امر به انجام حج از طرف میت نموده، این خودش اجازه مستقیم است به ودعی از طرف شارع به تصرف در مال میت.

    ولی در مقابل قول شارح، قول دیگری است که مطلقا اجازه حاکم شرط است چه ممکن باشد اثبات حق نزد او وچه ممکن نباشد و دلیل این قول همان است که در دو سطر پیش شارح ذکر کرد و آن اینکه ولایت اجبار ورثه براخراج حق میت را، فقط حاکم شرع دارد پس دیگران باید از او اجازه تصرف در مال میت را بگیرند.

    شارح از این قول دو جواب می دهد:

    یکی اینکه: روایت مطلق است و اجازه حاکم را شرط نکرده .

    دوم اینکه: اگر اذن حاکم مطلقا شرط باشد لازم می آید که در صورت ممکن نبودن اثبات حق پیش حاکم، حق میت معطل بماند و بجا آورده نشود و این مخالفت با آن روایت می شود که بطور مطلق می گوید حج را از جانب میت بجا آورید.

    و هل یتوقف تصرفهم على إذن الحاکم؟ الأقوى ذلک مع القدره على إثبات الحق عنده، لأن ولایه إخراج ذلک قهرا على الوارث إلیه. و لو لم یمکن فالعدم أقوى، حذرا من تعطیل الحق الذی یَعلم من بیده المال ثبوتَه، وإطلاق ائلنص إذن له. و قیل: یفتقر إلى إذن الحاکم) مطلقا ، بناء على ما سبق. (وهو بعید) لإطلاق النص، وإفضائه إلى مخالفته حیث یتعذر.

    ترجمه و شرح عبارت:

    و هل یتوقف.. یعنی آیا تصرف ودعی ها (در مال امانت) موقوف بر اجازه حاکم است؟ اقوی این است که موقوف بر اجازه است در صورتی که ودعی قدرت بر اثبات حق میت (حج و غیرحج) نزد حاکم داشته باشد ، زیرا ولایت اخراج حق میت ، بطور جبر بر وارث ، با حاکم است (پس دیگران باید در تصرف مال میت، اجازه از او بگیرند، الیه متعلق است به – ولایه – و ضمیر بر می گردد به حاکم و لو لم یمکن.. یعنی و اگر ممکن نباشد اثبات حق نزد حاکم پس (در این صورت) عدم اشتراط اذن، اقوى است حذرأ من… (این دلیل اول است) یعنی بجهت اینکه مبادا تعطیل شود حقی که آنکه در دستش مال است می داند ثبوت حق مذکور را ثبوته مفعول است برای – یعلم – وضمیر بر می گردد به – حق – واطلاق.. (این دلیل دوم است) یعنی واطلاق روایت (از نظر اینکه اجازه حاکم را شرط نکرده) خودش اجازه برای ودعی است (در تصرف مال میت).

    النص متن روایت این است:

    عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اسْتَوْدَعَنِی مَالًا وَ هَلَکَ‏ وَ لَیْسَ‏ لِوُلْدِهِ‏ شَیْ‏ءٌ وَ لَمْ یَحُجَّ حَجَّهَ الْإِسْلَامِ قَالَ حُجَّ عَنْهُ وَ مَا فَضَلَ فَأَعْطِهِمْ.

    وسائل الشیعه، ج‏۱۱، ص: ۱۸۳

    برید عجلی از امام صادق علی روایت کرده که از حضرت سؤال کردم درباره مردی که پیش من مالی امانت گذاشته و مرده است و فرزندان وی چیزی ندارند و خود میت هم حجه الاسلام (به عهده دارد و آن را انجام نداده ، حضرت در جواب فرمود: حج کن از طرف او با آن مال امانت) و هرچه زیاد آمد به ورثه رد کن. در این حدیث گویا حضرت صادق علیه السلام امر کرده به هر کسی که پیش او مال امانت از میت باشد همانند برید عجلی عمل کند، و این امر، اجازه است برای آن کس در تصرف مال میت.

    وقیل یفتقر.. یعنی و بعضی گفته اند که تصرف آنها احتیاج به اجازه حاکم دارد مطلقا (چه اثبات حق نزد او ممکن باشد و چه ممکن نباشد و این قول بنابر آن دلیلی است که گذشت (و آن اینکه: ولایت اخراج حق میت جبر بر وارث ، با حاکم شرع است پس با اجازه او باید باشد) وهو بعید یعنی این قول، بعید است (به دو دلیل: یکی) بجهت اینکه روایت مطلق است و در آن اذن حاکم شرط نشده است) و دلیل دوم اینکه: ) شرط بودن اذن حاکم می کشد به مخالفت روایت در صورتی که گرفتن اذن از حاکم ممکن نباشد (به واسطه دسترسی نداشتن به حاکم و یا به واسطه ممکن نبودن اثبات حق نزد او إفضائه ضمیر بر می گردد به «افتقار به اذن حاکم» مخالفته، یعنی مخالفت نص یتعذر ضمیربه به اذن حاکم – برمی گردد.

    الإسراء : ۳ ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُورا

    ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً (۱۴۷)

     

    إِنَّ الَّذینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰)  فاطر

    إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۰)  شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۲۱)  وَ آتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ (۱۲۲)  ثُمَّ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۳)  نحل

    إبراهیم : ۷ وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید

    آل‏عمران : ۱۲۳ وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَهَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلاَهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَهِ

    وَ أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَهِ لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ وَ تَوَسَّعُوا فِی رِزْقِهِ فَلَمْ یَشْکُرُوهُ‏

    وَ لَوْ کَانُوا کَذَلِکَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیَّهِ إِلَى حَدِّ الْبَهِیمِیَّهِ فَکَانُوا کَمَا وَصَفَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ‏

    «إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً »

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا عَرَّفَنَا مِنْ نَفْسِهِ وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُکْرِهِ وَ فَتَحَ لَنَا مِنْ أَبْوَابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِیَّتِهِ‏

    وَ دَلَّنَا عَلَیْهِ مِنَ الْإِخْلاَصِ لَهُ فِی تَوْحِیدِهِ وَ جَنَّبَنَا مِنَ الْإِلْحَادِ وَ الشَّکِّ فِی أَمْرِهِ‏

    حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَى رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ‏

    حَمْداً یُضِی‏ءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ وَ یُسَهِّلُ عَلَیْنَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ وَ یُشَرِّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ

    یَوْمَ تُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاَ یُظْلَمُونَ یَوْمَ لاَ یُغْنِی مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئًا وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ‏

    حَمْداً یَرْتَفِعُ مِنَّا إِلَى أَعْلَى عِلِّیِّینَ فِی کِتَابٍ مَرْقُومٍ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ‏

    حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُیُونُنَا إِذَا بَرِقَتِ الْأَبْصَارُ وَ تَبْیَضُّ بِهِ وُجُوهُنَا إِذَا اسْوَدَّتِ الْأَبْشَارُ

    حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِیمِ نَارِ اللَّهِ إِلَى کَرِیمِ جِوَارِ اللَّهِ‏

    حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلاَئِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ وَ نُضَامُّ بِهِ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ فِی دَارِ الْمُقَامَهِ الَّتِی لاَ تَزُولُ وَ مَحَلِّ کَرَامَتِهِ الَّتِی لاَ تَحُولُ‏

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ وَ أَجْرَى عَلَیْنَا طَیِّبَاتِ الرِّزْقِ‏

    وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضِیلَهَ بِالْمَلَکَهِ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ فَکُلُّ خَلِیقَتِهِ مُنْقَادَهٌ لَنَا بِقُدْرَتِهِ وَ صَائِرَهٌ إِلَى طَاعَتِنَا بِعِزَّتِهِ‏

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَغْلَقَ عَنَّا بَابَ الْحَاجَهِ إِلاَّ إِلَیْهِ‏

    فَکَیْفَ نُطِیقُ حَمْدَهُ أَمْ مَتَى نُؤَدِّی شُکْرَهُ لاَ مَتَى‏

     

     

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.