حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۱۱ آذر , ۱۴۰۰ 27 ربيع ثاني 1443 Thursday, 2 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۴۲
    24 مهر 1400 - 13:38
    شناسه : 1072
    بازدید 39
    5
    فقه 3 کتاب الحج

      انواع حجّ عدم تعیین در نذر حج  ولو أطلق الناذر، وشبهه للحج (تخیر فی الثلاثه) مکیا کان أم أفقیا (وکذا یتخیر من حج ندبا) والتمتع أفضل مطلقا وإن حج ألفا وألفا. ولیس لمن تعین علیه نوع) بالأصاله أو العارض (العدول إلى غیره، على الأصح) عملا بظاهر الآیه، وصریح الروایه، وعلیه الأکثر، والقول الآخر جواز […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

     

    انواع حجّ

    عدم تعیین در نذر حج 

    ولو أطلق الناذر، وشبهه للحج (تخیر فی الثلاثه) مکیا کان أم أفقیا (وکذا یتخیر من حج ندبا) والتمتع أفضل مطلقا وإن حج ألفا وألفا. ولیس لمن تعین علیه نوع) بالأصاله أو العارض (العدول إلى غیره، على الأصح) عملا بظاهر الآیه، وصریح الروایه، وعلیه الأکثر، والقول الآخر جواز التمتع للمکی، وبه روایات حملها على الضروره طریق الجمع. أما النائی فلا یجزئه غیر التمتع اتفاقا.

    (و لو أطلق الناذر)…

    کسی که نذر حج کند و در آن، نوع حج را تعیین نکرده باشد، این شخص مخیر است بین سه نوع حج و می تواند هر کدام را که بخواهد اختیار کند. چه نذر کننده اهل مکه باشد و چه اهل شهرهای دور و همچنین کسی که حج مستحبی می خواهد بجا آورد مخیّر است در اختیار یکی از آن سه نوع.

    البته حج تمتع مطلقا افضل است چه در حج مستحب و چه در نذر مطلق، چه برای اهل مکه و چه اهل شهرهای دور

    ترجمه و شرح عبارت:

    ولو اطلق..

    یعنی اگر نذر کننده حج یا شبیه آن (یعنی قسم خورنده بر حج یا عهد کننده حج) مطلق بگذارد نذرش را، (و تعیین نکند نوع حج را)، مخیر است در اختیار هر کدام از سه نوع حج، چه اهل مکه باشد یا اهل شهرهای دور للحج متعلق است به ناذر یعنی نذر کننده حج وکذا یتخیر من… یعنی و همچنین مخیر است کسی که حج مستحبی بخواهد انجام دهد. و حج تمتع افضل است مطلقا  گر چه بخواهد هزارها حج بجا آورد (و این مضمون حدیثی است که از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمود اگر هزاران حج بخواهم بجا آورم ، حج تمتع بجا می آورم).

    ولیس لمن تعین علیه نوع…  تخییر بین سه نوع حج، مربوط به حج نذری و حج مستحب بود و اما در حجه الاسلام: قول مشهور و اصح این است که کسی که وظیفه اش یکی از انواع سه گانه باشد جایز نیست بر او که به جای وظیفه اش، به نوع دیگر عمل کند مگر در مورد ضرورت (که بعداً موارد ضرورت بیان خواهد شد).

    بنابراین کسی که وظیفه اش حج تمتع است (مثل آنهایی که ۱۶ فرسخ دور از مکه اند) جایز نیست عوض تمتع، حج افراد و یا قران بجا آورد، و کسی که وظیفه اش حج افراد است (مثل اهل مکه) جایز نیست عوض آن، حج تمتع کند.

    ودلیل آن دو چیز است یکی آیه، و دوم روایت. اما آیه  ذلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرامِ

    این آیه منطوقش دلالت می کند که تنها حج تمتع، وظیفه شخص دور از مکه است، و مفهومش هم دلالت میکند که کسی که اهل مکه است، وظیفه اش تمتع نیست بلکه نوع دیگر است.

    و اما روایت: بعدا در شرح عبارت ذکرش خواهیم کرد.

    و در مقابل قول مشهور، قول دیگری است به اینکه اهل مکه می تواند حج تمتع بجا آورد با اینکه وظیفه اصلی اش افراد ویا قران است. و دلیل آن روایاتی است که شارح می فرماید: چون در مقابل آن روایات، روایات دیگری است که منع از آن کرده فلذا برای جمع وسازش بین دو دسته روایات، ناچاریم بگوئیم دسته اول در مورد ضرورت می باشد و موارد ضرورت بعدا بیان می شود). البته این اختلاف قول، فقط راجع به اهل مکه می باشد و اما راجع به کسانی که دور از مکه اند همه فقهاء بالا تفاق قائلند که صحیح نیست ابتداء عدول کند از وظیفه اش که تمتع است به نوع دیگر.

    ترجمه و شرح عبارت:

    ولیس لمن..

    یعنی (در حج منذور و حج مستحب، اختیار هر کدام از سه نوع حج، بر اهل مکه و یا دور از مکه جایز بود) و (اما در حجه الاسلام) جایز نیست برای کسی که معین شده بر او یک نوع به اصل شرع (مثل تمتع برای کسی که دور از مکه است و حج افراد و یا قران برای اهل مکه) و یا (معین شده بر او یک نوع) به سبب عارض (مثل نذر یا شبه نذر که مثلا اهل مکه نذر کند حج تمتع بجا آورد البته در حج مستحبی نه حجه الاسلام، و یا کسی که دور از مکه است نذر کند حج افراد و یا قران بجا آورد در حج مستحبی پس جایز نیست بر آنها) عدول کند ابتداء به غیر آن نوع (معین شده بر او) بنابر قول اصح (به دو دلیل : یکی) بجهت عمل به ظاهر آیه و دیگر به دلیل عمل به) صریح روایت (و آن روایتی است که در تفسیر آیه مذکوره وارد شده که صحیحه زراره است از امام باقر علیه السلام :

    قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ ﴿ذٰلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ﴾ قَالَ یَعْنِی أَهْلُ مَکَّهَ لَیْسَ عَلَیْهِمْ مُتْعَهٌ کُلُّ مَنْ کَانَ أَهْلُهُ دُونَ ثَمَانِیَهٍ وَ أَرْبَعِینَ مِیلًا ذَاتِ عِرْقٍ وَ عُسْفَانَ کَمَا یَدُورُ حَوْلَ مَکَّهَ فَهُوَ مِمَّنْ دَخَلَ فِی هَذِهِ الْآیَهِ وَ کُلُّ مَنْ کَانَ أَهْلُهُ وَرَاءَ ذَلِکَ فَعَلَیْهِمُ الْمُتْعَهُ

    یعنی به امام باقر عرض کردم منظور از فرمایش خدای عزوجل در این آیه « ذٰلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ چیست؟ حضرت فرمود: مقصود این است که اهل مکه بر آنها حج تمتع نیست، هر کسی که خانواده اش در محدوده کمتر از ۴۸ میل (مثل ذات عرق و عسفان) دور تا دور مکه از مکه فاصله داشته باشد، آن کس داخل در این آیه است که به مفهوم آیه، وظیفه اش غیرتمتع است) و هرکسی که از اهل مکه بالاتر از ۴۸ میل فاصله داشته باشد (به منطوق آیه) پس بر اوست حج تمتع و علیه الأکثر یعنی بر همین قول است، اکثر فقهاء والقول الأخر.. یعنی وقول دیگر (غیراصح) این است که جایز است حج تمتع برای اهل مکه (بجای قران یا افراد) و بر این قول، روایاتی است که (شارح در جواب این قول می فرماید:) حمل کردن آن روایات در مورد ضرورت، راه جمع بین آن دسته روایات و دسته دیگر که دلالت بر منع از عدول میکند مثل روایتی که سابقا ذکرشد) می باشد.

    اما النائی فلا.. یعنی اما کسی که از مکه دور است (به ۴۸ میل) پس برای او کفایت نمی کند غیرتمتع، به اجماع فقهاء.

    ” هرسه میل برابر یک فرسخ است، پس ۴۸ میل یعنی ۱۶ فرسخ. ؟ ذات عرق فاصله اش تا مکه در حدود ۸ فرسخ است، و عسفان فاصله اش تا مکه در حدود ۱۲ فرسخ است.

    إلا لضروره استثناء من عدم جواز العدول مطلقا ویتحقق ضروره المتمتع بخوف الحیض المتقدم على طواف العمره، بحیث یفوت اختیاری عرفه قبل إتمامها، أو التخلف عن الرفقه إلى عرفه حیث یحتاج إلیها، وخوفه من دخول مکه قبل الوقوف لا بعده ونحوه.

    موارد ضرورت

    ( الا لضروره)…

    گفته شد که کسی که وظیفه اش یک نوع حج از انواع سه گانه است جایز نیست بر اوکه عدول کند به نوع دیگر.

    حال می فرماید مگر در مورد ضرورت، عدول به نوع دیگر جایز است پس در مورد ضرورت،

    هم کسی که وظیفه اش تمتع است می تواند ابتداء عدول به افراد ویا قران کند

    و هم کسی که وظیفه اش افراد و یا قران است می تواند ابتداء بجهت ضرورت عدول به تمتع کند.

    شارح چند مثال برای ضرورت کسی که وظیفه اش تمتع است ذکر می کند و چند مثال برای ضرورت کسی که وظیفه اش افراد ویا قران است ذکر می کند.

    اما مثال ضرورت متمتع :

    اول: زنی که یقین و یا گمان دارد که اگر بخواهد احرام تمتع ببندد، قبل از طواف عمره، حائض خواهد شد و وقت هم چون کم است اگر بخواهد برای طهارت و بجا آوردن طواف و سایر اعمال عمره صبر کند که بعد از پاکی از حیض غسل کند و اعمال را بجا آورد هر آینه وقت اختیاری وقوف در عرفات (که از ظهر روز نهم ذی الحجه تا غروب آفتاب است) از او فوت خواهد شد و به آن نخواهد رسید.

    در این صورت این زن می تواند از همان اول عدول به حج افراد کند و عوض تمتع، حج افراد بجا آورد یعنی از میقاتگاه، احرام برای حج افراد ببندد و به عرفات رود و وقوف در عرفه ومشعر واعمال منی را بجا می آورد و وقتی حیض شد صبر می کند از حیض که پاک شد و غسل کرد اعمال دیگر حج را که طواف و سعی و غیره باشد انجام دهد و پس از حج در صورت استطاعت و تمکن، عمره مفرده بر او لازم است. و این عمل از حج تمتع کفایت میکند.

    إلا لضروره استثناء من عدم جواز العدول مطلقا ویتحقق ضروره المتمتع بخوف الحیض المتقدم على طواف العمره، بحیث یفوت اختیاری عرفه قبل إتمامها، أو التخلف عن الرفقه إلى عرفه حیث یحتاج إلیها،

    ترجمه و شرح عبارت:

    الالضروره..

    یعنی مگر بجهت ضرورت (شارح می فرماید:) این استثناء است از عدم جواز عدول مطلقا (چه برای کسی که وظیفه اش تمتع است و چه کسی که وظیفه اش غیرتمتع است یعنی الالضروره، استثناء است از لیس لمن تعین علیه نوع، العدول الى غیره . پس مقصود از استثناء این می شود که مگر در موقع ضرورت جایز است عدول در ابتدا از نوع معین به غیر آن. مطلقا یعنی هم برای کسی که وظیفه اش تمتع است و هم کسی که وظیفه اش غیرتمتع است).

    العدول مقصود از عدول در اینجا، عدول در ابتداء است (که عوض یک نوع، نوع دیگر بجا آورد) نه در اثناء. واما عدول دراثناء را مصنف بعدا بیان خواهد کرد. و قرینه براینکه مقصود عدول ابتدایی است این است که شارح در همه مثال ها، مثال به خوف زده که یعنی چون از همان اول ترس دارد پس عدول به نوع دیگر میکند.

    ویتحقق ضروره یعنی ضرورت متمتع (کسی که وظیفه اش حج تمتع است، یکی از موارد ضرورت برای او در این صورت تحقق پیدا می کند به اینکه زنی بترسد (که اگر بخواهد تمتع انجام دهد و احرام برای عمره تمتع ببندد) حیض شود قبل از انجام طواف عمره بطوری که در نتیجه وقت اختیاری وقوف عرفه از او فوت شود قبل از آنکه عمره را تمام کرده باشد ( پس در اینجا آن زن می تواند از همان اول، احرام برای حج افراد ببندد).

    اختیاری عرفه… وقوف در عرفات دو وقت دارد : وقت اختیاری، وقت اضطراری.

    ١. وقت اختیاری وقوف یعنی زمان وقوف در عرفات برای شخص مختار از اول ظهر روز نهم ذی الحجه تا غروب آفتاب است.

    ۲. وقت اضطراری وقوف یعنی زمان وقوف در عرفات برای شخص مضطر مثل شخصی که در مدت مذکوره که وقت اختیاری است اگربجهت فراموشی یا عذر دیگر وقوف ننماید لازم است در شب عید (شب دهم ماه) مقداری از شب را وقوف کند و ادراک این وقت برای شخص مضطر، در صحت حج کفایت میکند قبل إتمامها اتمام عمره.

    او التخلف عن الرِّفقه .. مثال دوم است برای ضرورت متمتع:

    کسی که وظیفه اش تمتع است ولی گروه کاروانش وظیفه شان حج افراد است اگر او بخواهد احرام عمره تمتع ببندد و برای انجام اعمال عمره به مکه بیاید، از رفقای کاروان برای رفتن به عرفات عقب می افتد، چون رفقای او بحسب وظیفه شان از میقاتگاه روانه عرفات می شوند جهت انجام حج افراد و درنتیجه وی برای حج تمتع همراهی از کاروان ندارد که با آنها از مکه به سوی عرفات رود در حالی که احتیاج به آنها دارد چون در تنهایی ترس تلف بر جان یا مال دارد پس در اینجا آن شخص می تواند از همان اول در میقاتگاه، احرام حج افراد ببندد و با رفقای کاروانش به عرفات برود. هرچند در این مثال، وقت برای انجام عمره تمتع کم نباشد برخلاف مثال اول.

    شرح عبارت:

     او التخلف.. (این کلمه عطف است بر الحیض – یعنی او خوف التخلف …) یعنی و یا ترس عقب افتادن و جدا شدن از قافله به سوی عرفات دارد در جایی که احتیاج به قافله دارد (بجهت ترس بر جان ویا مالش) الرفقه بضم راء (در لغت بنی تمیم» و به کسر راء (در لغت قیس) به معنای گروه قافله ، کاروان الى عرفه این کلمه دو احتمال در معنایش می باشد:

    الف: اینکه متعلق باشد به رفقه یعنی الرفقه العازمین الى عرفه یعنی جدا می شود از قافله ای که به سوی عرفات می روند (چون وظیفه شان حج افراد است).

    ب: اینکه مقصود این باشد که جدا می شود از قافله که در نتیجه خود او برای رفتن به سوی عرفات، همراه با قافله نخواهد بود. احتمال اول بهتر است.

    و خوفه من دخول مکه .. مثال سوم است برای ضرورت متمتع:

    کسی که میداند یا گمان دارد که قبل از روز وقوف در عرفات (نهم ذی الحجه) از ترس دشمن نمی تواند  به مکه برود  مثل اینکه در مکه دشمنی دارد که میداند تا روزدهم ذی الحجه در آنجا هست پس آن شخص میداند بجهت وجود دشمن، قبل از روز نهم نخواهد توانست به مکه رود وطواف و سایر اعمال عمره را بجا بیاورد، در اینجا می تواند از همان اول، در میقاتگاه، احرام حج افراد ببندد و به سوی عرفات برود و پس از وقوف در عرفات ومشعر واعمال منی – چون فرض این است که دشمن بعد از روز دهم از مکه بیرون می رود – برای شخص، دیگر مانعی نیست به مکه بیاید و باقی اعمال حج از طواف و سعی و غیره را انجام دهد و پس از حج اگر استطاعت عمره مفرده را داشت لازم است عمره مفرده نیز بجا آورد.

    واما اگر انسان می داند بعد از وقوف وبعض اعمال حج، به مکه نتواند رفت یعنی میداند به تمام اعمال عمره و بعضی اعمال حج (از وقوف عرفات ومشعر واعمال منی خواهد رسید اما دیگر بعد از وقوف از ترس دشمن به مکه نتواند رفت که در نتیجه از باقی اعمال حج (طواف زیارت و طواف نساء وسعی) باز می ماند، در این صورت جایز نیست از تمتع به افراد عدول کند بلکه باید احرام تمتع ببندد و به مکه بیاید و پس از اعمال عمره، احرام برای حج ببندد و به عرفات برود و بعد از وقوف عرفات ومشعر واعمال منی چون نمی تواند از ترس دشمن به مکه بیاید برای انجام باقی اعمال حج، دراینجا اگر می داند قبل از تمام شدن ماه ذى الحجه دشمن از مکه خواهد رفت و رفع مانع می شود باید صبر کند و بعد از آن باقی اعمال را در مکه بجا آورد واما اگر می داند تا آخرماه، دشمن خواهد بود باید در باقی اعمال، نایب بگیرد.

    وخوفه من دخول مکه قبل الوقوف لا بعده ونحوه.

    ترجمه و شرح عبارت:

     و خوفه .. (عطف است بر- خوف الحیض – ) یعنی و مثل ترس از دخول مکه قبل از وقوف در عرفات).

    قبل الوقوف ظرف است برای – دخول – لابعده یعنی نه در جایی که خوف از دخول مکه بعد وقوف، داشته باشد که در این صورت، جایز نیست عدول کند به حج افراد) و نحوه یعنی ونحوخوف (مثل تنگ بودن وقت از انجام افعال عمرہ تمتع قبل از وقوف پس در این صورت نیز جایز است عدول کند ابتداء به حج افراد).

    وضروره المکی بخوف الحیض المتأخر عن النفر مع عدم إمکان تأخیر العمره إلى أن تطهر وخوف عدو بعده، وفوت الصحبه کذلک.

    وضروره المکی بخوف…

    از اینجا سه مثال می زند برای ضرورت کسی که وظیفه اش افراد و یا قران است (یعنی اهل مکه).

    مثال اول – زنی است از اهل مکه، اگر بخواهد به وظیفه اش عمل کند یعنی احرام از میقاتگاه برای حج افراد ببندد، می ترسد بعد از اتمام اعمال حج که روز دوازدهم از منی کوچ می کند به طرف مکه برای انجام عمره مفرده، حائض شود و در نتیجه عمره مفرده که آن هم بر او واجب شده نتواند به جای آورد و تأخیر عمره تا وقتی که پاک شود هم برای او ممکن نیست بجهت مانعی، در اینجا این زن می تواند از همان اول عدول به حج تمتع کند واحرامش را برای تمتع ببندد که عمره تمتع را اول بجا آورد تا برخورد به حیض نکند.

    ترجمه و شرح عبارت:

    وضروره ..

    (عطف است بر ضروره المتمتع یعنی ویتحقق ضروره المکی) یعنی واضطرار کسی که اهل مکه است (در چند مورد تحقق می یابد، یکی) به اینکه زن بترسد (که اگر حج افراد کند) حیض شود بعد از کوچ کردن (از منی به سوی مکه برای انجام عمره مفرده، و درنتیجه نتواند عمره مفرده بعد از حج را بجا آورد در حالی که آن هم بر او واجب شده) و امکان هم ندارد عمره مفرده را تأخیر اندازد تا وقتی که پاک شود ( پس در اینجا از همان اول، احرام برای تمتع ببندد تا مانع برای او پیش نیاید) عن النفر یعنی کوچ کردن از منی روز دوازدهم به سوی مکه که تمام اعمال حج تمام شده است، و مقصود در اینجا کوچ کردن بعد از حج به سوی مکه برای انجام عمره مفرده است مع عدم امکان.. شارح این قید را آورده برای اینکه اگر با ترس مذکور، امکان داشته باشد عمره اش را تا وقت پاک شدن تأخیر اندازد نباید عدول به تمتع کند بلکه باید حج افراد را به جای آورد و وقتی حیض شد صبر کند تا پاک شود و عمره را بجا آورد.

    وخوف عدو بعده این مثال دوم است برای ضروره مکی:

    کسی که اهل مکه است، اگر بخواهد بوظیفه اش عمل کند و حج افراد بجا آورد میداند که بعد از کوچ کردن از منی به طرف مکه برای انجام عمره مفرده ، گرفتار دشمن در مکه خواهد شد و درنتیجه عمره مفرده که آن هم بر او واجب شده نتواند به جای آورد وتأخیر عمره تا وقتی که دشمن از مکه برود هم برای او امکان ندارد، در اینجا این شخص می تواند از همان اول عدول به تمتع کند وعمره اش را قبل از حج بجا آورد تا اینکه بعد از اعمال حج، دیگر عملی نداشته باشد که در مکه بماند و گرفتار دشمن شود.

    شرح عبارت: وخوف.. عطف است بر- خوف الحیض – بعده بعد النفر. وفوت الحبه.. مثال سوم است برای ضرورت مکی:

    کسی که اهل مکه است اگر بخواهد حج افراد به جای آورد، هرآینه بعد از نفرو تمام شدن اعمال حج، از رفقای کاروانش جدا می شود بخاطر اینکه رفقای او وظیفه شان حج تمتع است و بعد تمام شدن اعمال حج، دیگر در مکه نمی مانند چون عملی دیگر ندارند در حالی که او می خواهد در مکه بماند برای انجام عمره مفرده و احتیاج به رفیق دارد و به تنهایی چون ترس بر جان خود و یا مالش دارد نمی تواند برای انجام عمره مفرده که آن هم بر او واجب است، در مکه بماند پس در اینجا می تواند از همان اول عدول به حج تمتع کند و همراه با کاروان باشد.

    ترجمه و شرح عبارت: وفوت.. عطف است بر۔ عدو. یعنی وخوف فوت الصحبه بضم صاد جمع صاحب به معنای گروهی که همراه انسانند یعنی قافله کذلک یعنی بعد النفر (در حالی که احتیاج به همراهی قافله دارد).

    الإسراء : ۳ ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُورا

    ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً (۱۴۷)

    إِنَّ الَّذینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰)  فاطر

    إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۰)  شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۲۱)  وَ آتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ (۱۲۲)  ثُمَّ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۳)  نحل

    إبراهیم : ۷ وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید

    آل‏عمران : ۱۲۳ وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَوْ حَبَسَ عَنْ عِبَادِهِ مَعْرِفَهَ حَمْدِهِ عَلَى مَا أَبْلاَهُمْ مِنْ مِنَنِهِ الْمُتَتَابِعَهِ

    وَ أَسْبَغَ عَلَیْهِمْ مِنْ نِعَمِهِ الْمُتَظَاهِرَهِ لَتَصَرَّفُوا فِی مِنَنِهِ فَلَمْ یَحْمَدُوهُ وَ تَوَسَّعُوا فِی رِزْقِهِ فَلَمْ یَشْکُرُوهُ‏

    وَ لَوْ کَانُوا کَذَلِکَ لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیَّهِ إِلَى حَدِّ الْبَهِیمِیَّهِ فَکَانُوا کَمَا وَصَفَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ‏

    «إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً »

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا عَرَّفَنَا مِنْ نَفْسِهِ وَ أَلْهَمَنَا مِنْ شُکْرِهِ وَ فَتَحَ لَنَا مِنْ أَبْوَابِ الْعِلْمِ بِرُبُوبِیَّتِهِ‏

    وَ دَلَّنَا عَلَیْهِ مِنَ الْإِخْلاَصِ لَهُ فِی تَوْحِیدِهِ وَ جَنَّبَنَا مِنَ الْإِلْحَادِ وَ الشَّکِّ فِی أَمْرِهِ‏

    حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَى رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ‏

    حَمْداً یُضِی‏ءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ وَ یُسَهِّلُ عَلَیْنَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ وَ یُشَرِّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ

    یَوْمَ تُجْزَى کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاَ یُظْلَمُونَ یَوْمَ لاَ یُغْنِی مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَیْئًا وَ لاَ هُمْ یُنْصَرُونَ‏

    حَمْداً یَرْتَفِعُ مِنَّا إِلَى أَعْلَى عِلِّیِّینَ فِی کِتَابٍ مَرْقُومٍ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ‏

    حَمْداً تَقَرُّ بِهِ عُیُونُنَا إِذَا بَرِقَتِ الْأَبْصَارُ وَ تَبْیَضُّ بِهِ وُجُوهُنَا إِذَا اسْوَدَّتِ الْأَبْشَارُ

    حَمْداً نُعْتَقُ بِهِ مِنْ أَلِیمِ نَارِ اللَّهِ إِلَى کَرِیمِ جِوَارِ اللَّهِ‏

    حَمْداً نُزَاحِمُ بِهِ مَلاَئِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ وَ نُضَامُّ بِهِ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ فِی دَارِ الْمُقَامَهِ الَّتِی لاَ تَزُولُ وَ مَحَلِّ کَرَامَتِهِ الَّتِی لاَ تَحُولُ‏

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ وَ أَجْرَى عَلَیْنَا طَیِّبَاتِ الرِّزْقِ‏

    وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضِیلَهَ بِالْمَلَکَهِ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ فَکُلُّ خَلِیقَتِهِ مُنْقَادَهٌ لَنَا بِقُدْرَتِهِ وَ صَائِرَهٌ إِلَى طَاعَتِنَا بِعِزَّتِهِ‏

    وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَغْلَقَ عَنَّا بَابَ الْحَاجَهِ إِلاَّ إِلَیْهِ‏

    فَکَیْفَ نُطِیقُ حَمْدَهُ أَمْ مَتَى نُؤَدِّی شُکْرَهُ لاَ مَتَى‏

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.