حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱۲ آذر , ۱۴۰۰ 28 ربيع ثاني 1443 Friday, 3 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    اخبار
    فرهنگ
    شرح تبصره
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۴۴
    26 مهر 1400 - 14:41
    شناسه : 1092
    بازدید 37
    4
    فقه 3 کتاب الحج

      و إحرامه به من المیقات و هو أحد السته الآتیه و ما فی حکمها أو من دویره أهله، إن کانت أقرب من المیقات إلى عرفات اعتبر القرب إلى عرفات لأن الحج بعد الإهلال به من المیقات لا یتعلق الغرض فیه بغیر عرفات بخلاف العمره فإن مقصدها بعد الإحرام مکه. فینبغی اعتبار القرب فیها إلى […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    و إحرامه به من المیقات و هو أحد السته الآتیه و ما فی حکمها أو من دویره أهله، إن کانت أقرب من المیقات إلى عرفات اعتبر القرب إلى عرفات لأن الحج بعد الإهلال به من المیقات لا یتعلق الغرض فیه بغیر عرفات بخلاف العمره فإن مقصدها بعد الإحرام مکه. فینبغی اعتبار القرب فیها إلى مکه .

     مرحوم مصنف مىفرمایند:

    در حج افراد شرط است که حاجى براى حج یا از میقات محرم شود و یا از منزلش مشروط باین که خانه‏اش تا عرفات نزدیکتر از میقات تا آنجا باشد.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    مقصود از میقات یکى از آن شش موضعى است که اهل آفاق و کسانى که حج تمتع بر آنها واجب است باید از آن محرم شوند و یا مکانى که در حکم یکى از آن مواضع باشد یعنى نقطه محاذى با میقات که در برخى موارد احرام از آن نیز صحیح است و شرح هرکدام نیز بتفصیل انشاء اللّه مى‏آید.

    و سپس مى‏فرمایند:

    مرحوم مصنف احرام از خانه را در صورتى براى مفرد تجویز نمود که فاصله خانه‏اش تا عرفات از میقات تا این موضع (یعنى عرفات) نزدیکتر باشد پس مناط قرب را تا عرفات دانست نه مکه، و سرّ آن‏ این است که در حج پس از آنکه شخص از میقات یا خانه‏اش محرم شد اولین مقصدى که منظور دارد عرفات است لذا مناسب این است که عرفات را ملاک سنجش قرار دهند بخلا عمره که معتمر بعد از احرام یکسر مى‏باید بمکه رود تا اولین عمل عمره یعنى طواف را در آنجا بجا آورد.

    نتیجتا باید گفت در عمره اگر فاصله خانه تا مکه براى مفرد از میقات تا مکه نزدیکتر است از خانه‏اش محرم شود ولى مرحوم مصنف این مسئله را در این کتاب ذکر نفرموده.

    از خلال مسائلى که از ابتداء فصل دوم تا اینجا نگاشته شده چنین بدست آمد:

    متمتع (کسى که منزلش در آفاق و فاصله ۱۶ فرسخى یا بیشتر از مکه واقع است) لازمست احرام عمره‏اش را که قبل از حج بایست انجام دهد از مواقیت ششگانه که شرح آنها عنقریب مى‏آید ببندد البته این فرع را مصنف تا بحال متعرض نشده و در فروع آتیه ذکر میفرمایند و ما براى رفع اشتباه و برطرف شدن اجمال بآن اشاره کردیم.

    و شخص مزبور (یعنى متمتع) بعد از اتمام عمره لازمست براى حج از مکه محرم شود و چنانچه قبلا گفته شد از هر مکان مکه مجاز است منتهى افضل از مسجد الحرام است با شرحى که گذشت.

    اما مفرد (بضم میم و کسر راء یعنى کسى که چون منزلش در فاصله کمتر از شانزده فرسخى است باید حج افراد بجاى آورد) براى احرام‏  بستن جهت انجام مراسم حج که باید برخلاف متمتع قبل از عمره بجاى آورد اگر فاصله منزلش تا عرفات از فاصله میقات تا این مکان کمتر است از خانه‏اش و در غیر این صورت باید از میقات محرم شود.

    و پس از اتمام مراسم حج جهت عمره باید فاصله منزلش تا مکه را ملاحظه کند اگر از میقات تا مکه کمتر است از خانه و در غیر این صورت از میقات باید احرام ببندد.

    و یشترط فی القران ذلک المذکور فی حج الإفراد و یزید عقده لإحرام بسیاق الهدی، و إشعاره بشق سنامه من الجانب الأیمن، و لطخه بدمه إن کان بدنه، و تقلیده إن کان الهدی غیرها غیر البدنه بأن یعلق فی رقبته نعلا قد صلى السائق فیه و لو نافله، و لو قلد الإبل بدل إشعارها جاز.

    مرحوم مصنف در این بخش از عبارت اشاره بخصوص حج قران نموده و مى‏فرمایند:

    آنچه در حج افراد گفته شد عینا در حج قران نیز معتبر است با این اضافه که در عقد احرام این حج لازمست که حاجى سوق هدى نموده و در صورتى که هدى بدنه (شتر) بوده آنرا اشعار و اگر غیر آن است تقلید نماید.

    و مقصود از تقلید آن است که حاجى نعل و کفشى را که در آن ولو نماز نافله خوانده بگردن حیوان بیاندازد.

    لازم به یادآورى است که اگر شتر را بجاى اشعار تقلید کند مجزى و کافى است.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    مقصود از اشعار این است که کوهان شتر را از طرف راست چاک زده و آن موضع را بخون حیوان آغشته نمایند.

    و یزید عقده لاحرامه: ضمیر در [عقده‏] به قارن و در [لاحرامه‏] به حج عائد است.

    بسیاق الهدى: کلمه [هدى‏] بفتح هاء و سکون دال قربانى را گویند که بمکه مى‏فرستند.

    بشق سنامه: کلمه [سنام‏] بفتح سین کوهان شتر را گویند.

    لطخه بدمه: کلمه [لطخ‏] بفتح لام و سکون طاء مصدر و بمعناى آلودن و آغشته کردن است.

    مسائل الأولى یجوز لمن حج ندبا مفردا العدول إلى عمره التمتع اختیارا و هذه هی المتعه التی أنکرها الثانی.

    مرحوم مصنف قبل از عنوان فصل سوم چهار مسئله را طرح فرموده که ذیلا تشریح مى‏شود.

    مسئله اول‏

    مصنف (ره) مى‏فرمایند:

    کسى که متلبس بحج مستحبى افراد شده مى‏تواند در حال اختیار بعمره تمتع عدول کند.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    از دو متعه‏اى که خلیفه دوم اهل تسنن آنرا انکار و اقرار کرد که در زمان نبى اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلم حلال بوده و منحصرا من آنرا حرام مى‏کنم همین متعه و عمره تمتع است.

    لکن لا یلبی بعد طوافه و سعیه لأنهما محللان من العمره فی الجمله و التلبیه عاقده للإحرام فیتنافیان و لأن عمره التمتع لا تلبیه فیها بعد دخول مکه.

    مصنف (ره) مى‏فرمایند:

    بعد از عدول بعمره تمتع و انجام طواف و سعى از گفتن تلبیه اجتناب نماید.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    دلیل آن این است که طواف و سعى در عمره از اعمالیست که اجمالا باعث حلال شدن بعضى از محرمات احرام هستند در حالى که ذکر تلبیه موجب عقد احرام و حرام شدن محرمات است در نتیجه بین آنها تنافى حاصل مى‏شود.

    از این گذشتن در عمره تمتع وقتى معتمر بمکه داخل شد گفتن تلبیه مشروع نیست.

    بعد طوافه و سعیه: ضمیر در هر دو به تمتع راجع است.

    فلو لبى بعدهما بطلت متعته التی نقل إلیها و بقی على حجه السابق لروایه إسحاق ابن عمار عن الصادق علیه السلام و لأن العدول کان مشروطا بعدم التلبیه و لا ینافی ذلک الطواف و السعی، لجواز تقدیمهما للمفرد على الوقوف، و الحکم بذلک هو المشهور، و إن کان مستنده لا یخلو من شی‏ء.

    مصنف (ره) مى‏فرمایند:

    نتیجتا بعد از طواف و سعى اگر تلبیه گوید عمره‏اش باطل شده و بهمان حج افراد باقى مى‏ماند.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    مدرک این حکم روایتى است که اسحق بن عمار از امام صادق علیه السلام نقل نموده.

    و نیز اساسا عدول از افراد به تمتع مشروط باین استکه تلبیه نگویند و بدیهى است فقدان شرط موجب فقدان مشروطست.

    روایت نامبرده را مرحوم وسائل در ج ۸ ص ۱۸۵ به این شرح نقل فرموده:

    محمد بن یعقوب باسنادش از اسحق بن عمار از ابى بصیر قال:

    قلت لابى عبد اللّه علیه السلام: رجل یفرد الحج فیطوف بالبیت و یسعى بین الصفا و المروه، ثم یبدو له ان یجعلها عمره؟

    فقال: ان کان لبّى بعد ما سعى قبل ان یقصر فلا متعه له.

    قوله: و لا ینافى ذلک اه: اشاره بدفع اشکال متوهم است باین شرح:

    اینکه مصنف (ره) فرمود بعد از گفتن تلبیه دوباره به همان حج سابقش برمى‏گردد بنظر تمام نمى‏آید زیرا لازم مى‏آید که سعى و طواف بر وقوف بعرفات و مشعر مقدم بشوند و آن جایز نیست.

    شارح (ره) در جواب مى‏فرمایند:

    برگشتن بحج سابق با انجام طواف و سعى منافاتى ندارد زیرا در حق کسى که حج افراد بجاى مى‏آورد تقدیم طواف و سعى بر وقوف جایز است پس از این رهگذر دغدغه‏اى نیست فقط مدرک و مستند این حکم که مشهور فرموده‏اند از نظر سند خالى از ضعف نیست زیرا در سند این حدیث اسحق بن عمار است که فطحى المذهب مى‏باشد.

    و لا یجوز العدول للقارن تأسیا بالنبی صلى اللَّه علیه و آله حیث بقی على حجه لکونه قارنا، و أمر من لم یسق الهدی بالعدول.

    مرحوم مصنف مى‏فرمایند:

    عدولى که در مفرد گفته شد براى قارن جایز و مشروع نیست.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    دلیل این حکم تأسى و استناد به پیغمبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم است که خودشان بر حج باقى مانده و فرمان دادند کسانى که در حج قربانى نیاورده و به تلبیه محرم شده‏اند عدول به عمره تمتع کنند.

    نیاوردن قربانى کنایه است از اینکه بحج قران متلبّس نشده است.

    روایت مذکور را مرحوم صاحب وسائل در ج ۸ ص ۱۵۰ ح ۴ نقل فرموده اند

    الثانیه یجوز للقارن و المفرد إذا دخلا مکه الطواف و السعی، للنص على جوازه مطلقا، إما الواجب أو الندب یمکن کون ذلک‏ على وجه التخییر، للإطلاق، و التردید، لمنع بعضهم من تقدیم الواجب، و الأول مختاره فی الدروس، و علیه فالحکم مختص بطواف الحج، دون طواف النساء، فلا یجوز تقدیمه إلا لضروره کخوف الحیض المتأخر. و کذا یجوز لهما تقدیم صلاه لطواف یجوز تقدیمه کما یدل علیه قوله.

    مسئله دوم‏

    مرحوم مصنف مى‏فرمایند:

    در خصوص قارن و مفرد جایز است که وقتى به مکه داخل شدند طواف و سعى را قبل از وقوف بجاى آورند حال ایندو واجب باشند و یا مستحب.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    دلیل بر حکم مزبور نصوصى است که وارد شده و دلالت بر جواز بطور مطلق دارند بدون اینکه در آنها قید وجوب یا ندب، اختیار یا اضطرار باشد.

    از جمله این نصوص حدیثى است که مرحوم صاحب وسائل آن را در ج ۸ ص ۲۰۴  آمده

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    کلمه (او) در عبارت مصنف (ره) حامل احتمال است:

    ۱- افاده تخییر کند یعنى مقصود این باشد که قارن و مفرد وقتى داخل مکه شدند مى‏توانند طواف و سعى بجاى بیاورند اعم از اینکه ایندو واجب باشند یا مستحب و دلیل آن چنانچه گفتیم اطلاق ادله است که نمونه‏اى از آنها را نقل نمودیم.

    ۲- بمنظور تردید آمده و افاده شک کند یعنى بگوئیم مراد این است که قارن و مفرد بعد از دخول در مکه اجمالا مى‏توانند که سعى و طوافى بجاى بیاورند حال یا طواف و سعى واجب است یا خصوص مستحب از این دو را زیرا واجب آنها را بعضى منع نموده و تقدیمشان را غیر مشروع مى‏دانند لذا باین لحاظ ممکن است مرحوم مصنف از این دسته بوده و تقدیم طواف و سعى واجب را جایز نداند ولى در کتاب دروس بر طبق احتمال اول فتوى داده و تقدیم طواف و سعى واجب را نیز اجازه داده است.

    و بهر تقدیر اگر احتمال اول را قائل شدیم حکم مزبور تنها در طواف حج است نه طواف النساء بنابراین تقدیم این طواف جایز نیست مگر بجهت ضرورتى باشد مثل اینکه زن خائف باشد که اگر طواف النساء را در محلش بجاى بیاورد مصادف با حالت زنانگى شود که در این صورت حق تقدیم دارد.

    ناگفته نماند هر طوافى که تقدیمش جایز است نماز آن را نیز مى‏توانند مقدم قرار دهند

    قوله: تقدیم صلوه طواف یجوز تقدیمه: تقدیم مضاف و صلوه مضاف الیهش است و جمله (یجوز تقدیمه) صفت است براى طواف که آن نیز مضاف‏الیه صلوه قرار گرفته است.

    فلو ترکاها أحلا على الأشهر، للنصوص الداله علیه.

    مرحوم مصنف مى‏فرمایند:

    البته این دو بعد از این که طواف و سعى را جلوتر بجاى آورند لازمست تلبیه را دنبال نماز طواف تجدید کنند چه آنکه در صورت ترک بنا بر رأى اشهر بین فقهاء محلّ مى‏شود.

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    مستند این حکم نصوص و اخبارى استکه دلالت بر آن دارند.

    از جمله احادیث نامبرده حدیثى است که مرحوم صاحب وسائل آنرا در ج ۸ ص ۲۰۶

    و قیل لا یحلان إلا بالنیه، و فی الدروس جعلها أولى، و على المشهور ینبغی الفوریه بها عقیبها .

    شارح (ره) مى‏فرمایند:

    بعضى از فقهاء (ابن ادریس ره) فرموده‏اند:

    مجرّد ترک تلبیه باعث احلال نمى‏شود مگر اینکه نیّت محلّ شدن را بکنند.

    مرحوم مصنف در کتاب دروس نیّت را اولى دانسته است یعنى فرموده بدون نیّت احلال حاصل است اگرچه در حکم باحلال اولى این است که بگوئیم نیّت نیز لازم است.

    شارح (ره) سپس مى‏فرمایند:

    بنابر مشهور که مجرد ترک تلبیه سبب احلال مى‏باشد به منظور عدم احلال لازم است بعد از فراغ از نماز طواف فورا تلبیه را بگویند چه آنکه تأخیر و مسامحه در آن نیز از اسباب احلال مى‏باشد.

    البته در وقت گفتن تلبیه واجب نیست نیت احرام را دوباره اعاده دهد اگرچه مرحوم مصنف تلبیه را هم چون تکبیره الاحرام دانسته و فرموده بدون نیّت چندان اعتبارى ندارد پس بنابراین باید در وقت گفتن ذکر تلبیه نیّت احرام را عود دهد ولى در عین حال بملاحظه اینکه دلیلى بر وجوب اعاده نیّت مزبور نداریم نمى‏توانیم بلزوم آن قائل شویم بلکه مى‏توان ادعاء کرد که دلیل بر عدم وجوبش در دست است و آن اطلاق دلیلى است که تلبیه را بطور

    مطلق بعد از نماز طواف لازم نموده بدون اینکه در آن اسمى از تجدید نیّت برده شده باشد و در واقع اگر نیّت معتبر و لازم میبود جاى آن داشت که اشاره‏اى بآن بشود و حال آنکه چنین نیست و این خود دلیلى است بر ضعف اعتبار تجدید نیّت.

    الإسراء : ۳ ذُرِّیَّهَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُورا

    ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً (۱۴۷)

    إِنَّ الَّذینَ یَتْلُونَ کِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُو ا الصَّلاهَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیَهً یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ (۲۹) لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ (۳۰)  فاطر

    إِنَّ إِبْراهیمَ کانَ أُمَّهً قانِتاً لِلَّهِ حَنیفاً وَ لَمْ یَکُ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۰)  شاکِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ (۱۲۱)  وَ آتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ (۱۲۲)  ثُمَّ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّهَ إِبْراهیمَ حَنیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ (۱۲۳)  نحل

    إبراهیم : ۷ وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدید

    آل‏عمران : ۱۲۳ وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون‏

    هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً (۱)

    إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً (۲)

    إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً (۳)  انسان / ۳

    ————————————————

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.