حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۱۳ آذر , ۱۴۰۰ 29 ربيع ثاني 1443 Saturday, 4 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۵۵
    11 آبان 1400 - 15:31
    شناسه : 1156
    بازدید 30
    4
    فقه 3 کتاب الحج

      وإزاله الشعر) بحلق ونتف وغیرهما مع الاختیار، فلو اضطر – کما لو نبت فی عینه – جاز إزالته ولا شئ علیه. ولو کان التأذی بکثرته، لحر، أو قمل جاز أیضا، لکن یجب الفداء، لأنه محل المؤذی، لانفسه. والمعتبر إزالته بنفسه، فلو کشط جلده علیها شعر فلا شئ فی الشعر، لأنه غیر مقصود بالإبانه. ۱۷- […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    وإزاله الشعر) بحلق ونتف وغیرهما مع الاختیار، فلو اضطر – کما لو نبت فی عینه – جاز إزالته ولا شئ علیه. ولو کان التأذی بکثرته، لحر، أو قمل جاز أیضا، لکن یجب الفداء، لأنه محل المؤذی، لانفسه. والمعتبر إزالته بنفسه، فلو کشط جلده علیها شعر فلا شئ فی الشعر، لأنه غیر مقصود بالإبانه.

    ۱۷- برطرف کردن مو از بدن

    وإزاله الشعر)… هفدهم – از محرمات احرام، برطرف کردن مو از بدن است به وسیله تراشیدن یا کندن و غیر آن، در حال اختیار چه موی سر باشد و چه ریش و چه باقی بدنش).

    از این حکم، در صورت استثنا شده:

    اول: مویی که داخل پلک چشم روئیده و باعث اذیت چشم گشته است، از بین بردن این مواز چشم جایز است وکفاره ندارد.

    دوم: اینکه موی او زیاد شده و گرمای هوا در اثر زیاد بودن موباعث آزاروی شده وسردرد آورده) و یا شپش در اثرزیادی مو، در لابلای موها جا گرفته و باعث اذیت او گردیده، در این صورت نیز برطرف کردن آن موها جایز است ولی باید کفاره بدهد.

    وفرق بین آن دو صورت که در صورت اول کفاره واجب نیست ولی در صورت دوم کفاره واجب است، این است که در صورت اول خود موسبب اذیت و آزار او شده بدین جهت برطرف کردن آن، موجب کفاره نیست اما در صورت دوم خود مو  سبب آزار نگشته بلکه محل سکونت چیزی شده که آن چیزسبب آزار او شده که شپش باشد، بدین جهت برطرف کردن مو، موجب کفاره می شود.

    تطبیق :  وازاله الشعر.. یعنی وحرام است برطرف کردن موی بدن چه به تراشیدن و چه کندن و چه غیراینها (مثل چیدن ونوره زدن و شانه کردن که سبب ریختن موی گردد) مع الاختیار… یعنی حرمت ازاله مودرحال اختیار است پس اگر ناچار شد (به ازاله آن) مثل اینکه مودر چشم او روئیده باشد که باعث اذیت او شده) جایز است برطرف کردن آن، وکفاره هم بر او واجب نیست.

    ابوعلی سینا در کتاب قانون گوید: رطوبت عفونی زیاد که در پلک چشم جمع شود تولید موی زائد میکند).

    ولوکان التانی.. یعنی واگراذیت شدن او (از جهت خود مونباشد بلکه به واسطه زیاد بودن مواز جهت گرما یا شپش باشد، در این صورت نیز جایز است ازاله موولی واجب می شود کفاره، زیرا در این صورت این موی جایگاه چیز آزار رسان (یعنی شپش شده نه اینکه این موی، خود آزاررسان باشد تا برطرف کردن آن کفاره نداشته باشد بخلاف مویی که در چشم روئیده که در آن خود موآزار رساننده است و برطرف کردنش کفاره ندارد).

    والمعتبر.. مطلب دیگری است توضیحش این است که: آنکه در حال احرام، حرام می باشد همانا جدا کردن خود مواست پس بنابراین اگر پوستی را از بدن جدا کند که بر روی آن پوست مویی روئیده باشد، در این صورت بجهت جدا شدن مو کفاره واجب نمی شود، زیرا مقصود اصلی کندن آن مونبوده بلکه کندن پوست

    بوده.

    تطبیق :  والمعتبر.. یعنی چیزی که شرط است (درحرمت) همانا برطرف کردن خود مواست پس اگرپگند پوستی را که بر آن مویی بود، چیزی (یعنی کفاره) بجهت کنده شدن مو، نیست زیرا مو، مقصود به جداکردن نبود.

    وتغطیه الرأس للرجل) بثوب وغیره حتى بالطین والحناء والارتماس وحمل متاع یستره، أو بعضه . نعم، یستثنی عصام القربه، وعصابه الصداع وما یستر منه بالوساده . وفی صدقه بالید وجهان، وقطع فی التذکره بجوازه، وفی «الدروس» جعل ترکه أولى والأقوى الجواز لصحیحه معاویه بن عمار. والمراد بالرأس هنا منابت الشعر حقیقه، أو حکما. فالأذنان لیستأمنه، خلافا للتحریر.

    ۱۸- پوشاندن سر برای مردان

    و تغطیه الرأس.. هیجدهم – از محرمات احرام، پوشاندن تمام سریا قسمتی از سر است برای مرد محرم نه زن، و این حکم شامل هر چیزی است که ممکن باشد به وسیله آن سر را پوشانید چه پارچه باشد و چه غیر پارچه حتی مانند گل و حنا و فرو بردن تمام سردر آب و حمل کردن چیزی برسرکه تمام یا بعضی سررا

    بپوشاند.

    و از این حکم، چند چیز استثنا شده:

    1. بند مشک، اگر برای حمل کردن مشک، بند آن را به سر بگذارد که طبعا قسمتی از سر را می پوشاند اشکال ندارد.

    ۲. دستمالی که معمول است بجهت درد سر به سر می بندند.

    ٣. در وقت خوابیدن که طبعا قسمتی از سربه واسطه گذاشتن بر روی بالش پوشیده می شود اشکالی ندارد.

    تطبیق :  وتغطیه .. یعنی وحرام است پوشاندن سر برای مرد، چه به (پوششی که معمولا با آن سر را می پوشانند مثل پارچه، و چه به (پوشش غیر معمولی مثل غیر پارچه حتی به گل و حنا و فرو بردن سر در آب و حمل کردن جنسی (روی سر) که بپوشاند تمام سر را با بعضی از سررا أو بعضه از ترجمه عبارت معلوم شد که این کلمه عطف است بر ضمیر – یستره که به راس بر می گردد یعنی یسترکل الرأس او بعضه نعم یستثنی… یعنی آری استثنا شده (از حکم حرمت پوشاندن) بند مشک (که بر سر بگذارد چون برای حمل نمودن مشک گاهی بند آن را به دوش می اندازند و گاهی به سر می گذارند) القربه به کسر قاف وسکون راء یعنی مشک وعصابه الصداع عصابه یعنی دستمال، وصداع یعنی سردرد

    فایده بستن دستمال به سر تأثیری در تخفیف درد دارد و در یک حدیث از امام صادق علی نقل شده که حضرت امام حسین ع، مبتلا به دردسر بودند و دستمال به آن می بستند، که امام صادق فرمود: آن دستمال مخصوص در دست ماست (رجوع کنید به سفینه البحار ماده خضب).

    وما یستر منه بالوساده یعنی و (نیزاستثنا شده) آن قسمتی از سرکه پوشیده می شود به (گذاشتن سر بر بالش منه ضمیربه – رأس – برمی گردد.

    وفی صدقه بالید.. مطلب دیگری است توضیحش اینکه: آیا گذاشتن دست بر سرکه سبب پوشیدن قسمتی از سر می شود جایز است یا نه؟ دو احتمال است، علامه حلی در کتاب «تذکره» حکم به جواز آن نموده است ولی مصتف درکتاب

    دروس» فرموده ترک کند بهتر است چون به گذاشتن دست بر سر، پوشیدن سر صدق میکند.

    شارح می فرماید: اقوی در نظر ما جواز آن است، به دلیل روایت صحیحی که در این مورد وارد شده.

    تطبیق :  وفی صدقه.. یعنی ودراینکه آیا صدق میکند پوشیدن سر، به واسطه دست؟ دو احتمال است، علامه حلی در کتاب «تذکره» بطور قطع حکم به جواز آن کرده است و مصتف در کتاب «دروس» قرار داده است ترک آن عمل را، أولی.

    و (شارح می فرماید:) اقوی در نظر ما جواز گذاشتن دست بر سر است، به دلیل روایت صحیح معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام

    صدقه ضمیر به تغطیه برمی گردد، ومذکر بودن ضمیر اشکالی ندارد چون – تغطیه – مصدر است و در مصدر، مؤنث و مذکر فرق نمیکند.

    والمراد بالرأس هنا.. توضیح: مقصود از سردراینجا که پوشاندنش بر مردان حرام است، همان جایی است که مودرآن روئیده است پس بنابراین گوشها جزو سرمحسوب نیست، زیرا در آن مونروئیده پس پوشاندن گوشها حرام نیست.

    تطبیق :  والمراد بالرأس.. یعنی ومقصود از سرکه پوشاندنش حرام است) آن جاهایی است که مودرآن روئیده، چه روئیدن حقیقی (مثل کسی که در سرش موی می باشد) و چه حکمی (مثل کسی که قبلا موی داشته و حالا ریخته است و جای آن مانده) پس (وقتی که مقصود از سردانسته شد، بنابراین) دوگوش از جزوسر نمی باشند (پس پوشاندن گوشها حرام نیست) در حالی که علامه در کتاب «تحریر» مخالفت کرده (وگوش ها را هم در اینجا جزوسرمحسوب داشته و پوشاندنش را حرام دانسته).

    (و) تغطیه (الوجه)، أو بعضه (للمرأه)، ولا تصدق بالید کالرأس، ولا بالنوم علیه . و یستثنى من الوجه ما یتم به ستر الرأس لأن مراعاه الستر أقوى، وحق الصلاه أسبق.

    ۱۹- پوشاندن صورت برای زنان

    (و) تغطیه الوجه)… نوزدهم – از محرمات احرام، پوشاندن تمام صورت ویا بعضی از آن برای زنان است به وسیله نقاب (پوشیه) و هرگونه ساتری که روی او را می پوشاند.

    و از این حکم چند صورت استثنا شده:

    ۱. پوشاندن صورت به وسیله دست، اشکال ندارد چنانکه پوشاندن سربه وسیله دست برای مرد اشکال ندارد که سابقا دانسته شد.

    ۲. موقع خوابیدن اگر بصورت بخوابد که طبعا قسمتی از صورتش به گذاشتن روی بالش پوشیده می شود، اشکال ندارد.

    ٣. پوشیدن مقداری از اطراف صورت ازباب مقدمه علمیه که یقین کند سرش بطور کامل پوشیده شده ، اشکال ندارد.

    تطبیق :  وتغطیه .. یعنی حرام است پوشاندن تمام صورت ویا قسمتی از آن برای زن ولا تصدق.. (ضمیر مقدر به تغطیه برمیگردد) یعنی و پوشاندن صورت صدق نمی کند به گذاشتن دست بر صورت همانند سر(یعنی همانطوری که در پوشاندن سر برای مرد گفته شد که با گذاشتن دست ها بر سر، پوشاندن سر صدق نمی کند و حرام نیست چنانکه اقوی در نظرشارح بود به دلیل

    روایت صحیح معاویه بن عمار، در اینجا نیز اگرزن دست ها را به صورت بگذارد پوشاندن صورت صدق نمی کند و حرام نیست) ولا بالنوم علیه یعنی ونیز صدق نمی کند پوشاندن صورت، به خوابیدن بر صورت علیه ضمیربه – وجه – بر می گردد.

    ویستثنى من الوجه.. یعنی واستثنا می شود از صورت، اطراف صورت که به واسطه پوشاندن آن اطراف ، کامل می شود پوشاندن سر(یعنی یقین پیدا میکند که سرش پوشیده شد پس پوشاندن اطراف صورت ازباب مقدمه علمی برای پوشاندن سر، حرام نیست چه در حال نماز وچه در حال غیرنماز، شارح دودلیل برای آن ذکر می کند، دلیل اول مطلق است، و دلیل دوم مخصوص به حال نماز است و توضیح این دو دلیل را در پایین ذکر می کنیم:)

    الان مراعاه الستر.. توضیح مطلب اینکه: از یک طرف برزن واجب است رعایت حجاب و پوشش سر را بکند و یقین پیدا کردن بر اینکه سرش را کاملا پوشانده موقوف براین است که از باب مقدمه علمیه یک مقداری از اطراف صورت را نیز بپوشاند.

    و از طرف دیگر برزن در حال احرام، پوشاندن صورت حرام است و باید کشف صورت کند ویقین پیدا کردن به اینکه تمام صورت را باز کرده موقوف به این است که از باب مقدمه علمیه یک مقداری از اطراف سر را نیز کشف کند.

    پس در اینجا دو مقدمه واجب علمیه با هم تعارض می کنند و کدامیک را مقدم باید داشت؟ شارح می فرماید باید حق سررا مقدم برحق صورت دانست و آن را رعایت کرد به دو دلیل:

    ١. اینکه اساسا رعایت پوشش را بکند اقوى است از رعایت کشف پوشش، زیرا قاعده اولیه در زن این است که رعایت پوشش و حجاب کند، به دلیل آیات حجاب، پس باید عمل به مقدمه وجوب ستر رأس بکند و مقداری از اطراف صورت را هم بپوشاند تا یقین به پوشیده شدن سربکند.

    ۲. اینکه در نماز حتما باید زن سررا بپوشاند، چون ستر عورت درنمازشرط است و تمام بدن زن به استثنای صورت وکف دست او، عورت است، پس در نماز وقتی که مقدمه ستر رأس با مقدمه کشف صورت بجهت احرام، تعارض کنند، حق ستر رأس مقدم بر حق کشف صورت می باشد چون ستردر نماز، حق نماز است ولی کشف صورت حق إحرام است، و حق نماز مقدم بر حق احرام است چون نمازپیش از احرام، واجب بوده و اسبق بر احرام است، بدین جهت از باب مقدمه علمی واجب است مقداری از صورت را بپوشاند تا یقین به پوشانیدن سرکند.

    تطبیق :  لأن مراعاه .. یعنی زیرا رعایت پوشاندن را بکند قوی تر است از اینکه رعایت کشف و باز نمودن را بکند، به دلیل آیات حجاب) وحق الصلوه .. (این دلیل دوم است) یعنی وحق نمازجلوتر از حق احرام است (چون نماز قبل از احرام واجب بوده پس در نماز رعایت حق نماز را که پوشش کامل سر است را بکند تا عمل به شرط نمازکه سترعورت است شده باشد، بهتر است از اینکه رعایت حق احرام که کشف صورت است را بکند).

    ویجوز لها سدل القناع إلى طرف أنفها بغیر إصابه وجهها) على المشهور، والنص خال من اعتبار عدم الإصابه، ومعه لا یختص بالأنف، بل یجوز الزیاده. ویتخیر الخنثی بین وظیفه الرجل والمرأه فتغطی الرأس، أو الوجه، ولو جمعت بینهما کفرت.

    و یجوز لها ذل… توضیح: مصتف می فرماید اگرزن بخواهد بجهت سرما یا گرما ویا از نامحرم، روگیری کند، جایز است برای او مقداری از روسری (چارقد) را از طرف بالا تا بینی اش پایین اندازد و آویزان کند بشرط اینکه آن را به وسیله دست یا چوب یا چیز دیگر دور از صورت نگاه دارد که به صورت نچسبد.

    شارح دو اشکال بر شرط مذکور می کند:

     ١. اینکه در روایت، شرط نکرده که به صورت نچسبد.

    ۲. اینکه اگر نچسبیدن به صورت شرط باشد، گوئیم که باید جواز پایین انداختن روسری، اختصاص به بینی نداشته باشد بلکه تا چانه هم باید جایز باشد، چون به آویزان کردن به کیفیت مذکور که به صورت نچسبد، پوشاندن صورت صدق نمیکند و بنابراین نباید فرقی باشد بین آویزان کردن تا بینی وبین آویزان کردن تا چانه و پایینتر.

    تطبیق :  ویجوزلها.. یعنی جایز است برای زن، آویزان کردن روسری را تا آخر بینی اش، بشرط اینکه نچسبد به صورتش، واین (اشتراط) قول مشهور است ولی بر آن دو اشکال وارد است: یکی اینکه روایت خالی از اشتراط نچسبیدن می باشد و اشکال دوم اینکه:) با شرط بودن نچسبیدن به صورت دیگر جواز آویزان کردن روسری، نباید تا به بینی اختصاص داشته باشد بلکه باید

    زیادتر از بینی (یعنی تا چانه و پایینتر) نیز جایز باشد سدل به فتح سین وسکون دال یعنی آویزان کردن القناع به کسر قاف یعنی روسری و چارقد معه ضمیر به – اعتبار عدم اصابت – بر می گردد، و از اینجا اشکال دوم است.

    ویتخیر الخنثی.. توضیح: خنثی (کسی که هم آلت مردانه وهم آلت زنانه دارد) مخیر است می تواند به وظیفه زن عمل کند (که سرش را حتما بپوشاند و رویش باز باشد و می تواند به وظیفه مرد عمل کند (که صورتش را جایز است در بعضی اوقات بپوشاند ولی سرش باید باز باشد).

    اما اگر جمع بین دو وظیفه کرد که هم سر را پوشاند وهم صورت را، کار حرام کرده و باید کفاره بدهد، چون براوپوشاندن یکی از آنها جایز بوده نه هردو.

    تطبیق :  ویتخیر… یعنی خنثی مخیر است بین عمل به وظیفه مرد و عمل به وظیفه زن پس (اگر خواست عمل به وظیفه زن کند باید بپوشاند سرش را ویا (اگر خواست عمل به وظیفه مرد کند، جایز است) بپوشاند صورتش را

    اگر احتیاج به پوشاندن باشد بجهت حشرات و مانند آن) فتغطى الرأس.. از توضیح گذشته ما روشن شد که عبارت بطور لف و نشر غیر مرتب است یعنی تغطى الرأس، مربوط به وظیفه مرئه می باشد و تغطى الوجه مربوط به وظیفه رجل می باشد ولو جمعت… یعنی اگر جمع کند بین تغطیه رأس وتغطیه صورت، باید کفاره بدهد (چون خنثی مخیر است بین تغطیه یکی از آنها پس جمع بین هردو بر او حرام است).

    (والنقاب) للمرأه، وخصه مع دخوله فی تحریم تغطیه الوجه تبعا للروایه، وإلا فهو کالمستغنی عنه. والحناء للزینه)، لا للسنه سواء الرجل والمرأه، والمرجع فیهما إلى القصد. وکذا یحرم قبل الإحرام إذا بقی أثره إلیه، والمشهور فیه الکراهه، وإن کان التحریم أولی. والتختم للزینه) لالسنه، والمرجع فیهما إلى القصد أیضا.

    ۲۰- نقاب زدن برای زن

    والنقاب) للمرأه … بیستم – از محرمات احرام، نقاب و پوشیه زدن به صورت برای زن است، شارح می فرماید: که حرمت آن، از حرمت پوشاندن صورت که نوزدهم از محرمات بود، استفاده می شود و احتیاجی به ذکر آن بطور جداگانه نبود پس چرا مصتف آن را جداگانه ذکر کرد؟ می فرماید بجهت این است که در خصوص نقاب ، روایتی وارد شده، مصنف خواست متابعت روایت کند و آن را جداگانه جزو محرمات احرام ذکر کند.

    تطبیق :  والنقاب.. یعنی زدن نقاب برای زن حرام است و(شارح می فرماید که:) مصتف آن را بطور خصوص ذکر کرد با اینکه داخل در تحریم پوشاندن صورت بود، بجهت اینکه خواست متابعت روایت کند وگرنه (اگر بجهت متابعت روایت نبود) ذکر کردن نقاب مثل چیزی است که نیازی به آن نیست.

    ۲۱) حنا بستن

    والحناء للزینه).. بیست و یکم از محرمات احرام، حنا بستن است برای زینت واما اگر بجهت استحباب آن باشد اشکالی ندارد، چه برای مرد و چه برای زن.

    و میزان در بودن آن برای زینت یا برای استحباب ، قصد انسان است که اگر به قصد زینت، حنا ببندد حرام است و اگر قصد استحباب باشد حرام نیست هر چند در خارج زینت نامیده شود) فیهما ضمیر به زینت وسنت بر می گردد.

    وکذا یحرم .. همچنین بستن حنا پیش از احرام نیز حرام است در صورتی که بستن آن قبل از احرام، اثرش تا زمان احرام باقی بماند اثره اثرحنا الیه یعنی تا احرام والمشهور فیه.. شارح می فرماید که مشهور در بستن حنا بجهت زینت ، کراهت است (نه حرمت) گرچه حرمت بهتراست (چنانکه مصتف اختیار کرده).

    ۲۲) انگشتر بدست کردن

    (والتختم للزینه).. بیست و دوم – از محرمات احرام، انگشتر بدست کردن است بجهت زینت نه بجهت استحباب، و در اینجا نیز میزان در زینت بودن یا استحباب آن، قصد انسان است که اگر به قصد زینت، انگشتر بدست کرد حرام است و اگر به قصد استحباب بدست کرد حرام نیست.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.