حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱۲ آذر , ۱۴۰۰ 28 ربيع ثاني 1443 Friday, 3 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۵۹
    16 آبان 1400 - 14:37
    شناسه : 1163
    بازدید 22
    2
    فقه 3 کتاب الحج

    وخروجه بجمیع بدنه عن البیت) فلو أدخل یده فی بابه حالته، أو مشی على شاذروانه ولو خطوه، أو مس حائطه من جهته ما شیا بطل، فلو أراد مسه وقف حالته، لئلا یقطع جزء من الطواف غیر خارج عنه. واجب هفتم در طواف وخروجه بجمیع بدنه.. هفتم – از واجبات طواف این است که در موقع […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    وخروجه بجمیع بدنه عن البیت) فلو أدخل یده فی بابه حالته، أو مشی على شاذروانه ولو خطوه، أو مس حائطه من جهته ما شیا بطل، فلو أراد مسه وقف حالته، لئلا یقطع جزء من الطواف غیر خارج عنه.

    واجب هفتم در طواف

    وخروجه بجمیع بدنه.. هفتم – از واجبات طواف این است که در موقع گردش به دورکعبه، طواف کننده تمام بدنش از خانه کعبه و فضای آن خارج باشد، بنابراین اگر یکی از کارهایی که در ذیل ذکر می شود انجام دهد طوفش باطل می شود:

    ۱. در حال طواف دستش را داخل در خانه کعبه کند باطل می شود.

    ۲. در حال طواف، بر شاذروان خانه کعبه (که سکوی کوچکی از پایه های خانه کعبه بیرون از دیوار آن است) راه برود گرچه یک قدم از طواف باشد باطل می شود چون شاذروان جزء کعبه است پس اگرراه برود روی آن، خارج از خانه نخواهد بود.

    ٣. در حال حرکت طوافی، دست خود را از طرف شاذروان دراز کند برای مالیدن دست به دیوار خانه کعبه، طوافش باطل می شود چون در این صورت تمام بدنش خارج از کعبه نمی شود زیرا شاذروان جزء کعبه است و وقتی دستش را دراز به دیوار کعبه کند دستش روی شاذروان قرار میگیرد که در نتیجه یک قدری از بدنش در مقداری از حرکت طوافش، داخل فضای کعبه قرار میگیرد به عبارت دیگر مقداری از طوافش در فضای خانه می شود پس طوافش باطل می شود.

    ولی اگر در طوافش توقف کند از حرکت طواف ودستش را به دیوار خانه بمالد طوفش باطل نمی شود چون در این صورت، دیگردرجزیی از طواف، بدنش داخل در فضای کعبه قرار نمی گیرد، چون فرض این است که توقف از حرکت طوافی کرده.

    تطبیق  :   وخروجه… یعنی و(وواجب هفتم) خارج بودن طواف کننده به تمام بدنش، از خانه کعبه است، بنابراین اگر داخل کند دستش را به درب خانه کعبه حال طواف، ویا اگر بر روی شاذروان کعبه هرچند یک قدم راه برود (و معنای شاذروان را به تفصیل ذکر خواهیم کرد) ویا اگر مس کند دیوار کعبه را از طرف شاذروان (نه از اطراف دیگر کعبه) در حال رفتن، باطل می شود طواف (در همه این صورت ها) فی بابه باب بیت حالته حالت طواف.

    شاذروانه شاذروان (به فتح ذال نقطه دار، عبارت است از حواشی کعبه به شکل پله (و یا خرپشتی در پایین دیوارهای کعبه که بحساب بعضی تواریخ: قریش دروقت تجدید بنای کعبه بعد از خراب کردن سیل، از پایه های دیوار خانه کعبه، مقداری به اندازه یک وجب بیرون گذاشتند و روی آن دیوار نساخته و دیوار کعبه را باریکتر از دیوار اصلی ساختند بجهت اینکه اموالشان کم آمد از ساختن دیوار به همان ضخامت قبلی دیوار.

    پس شاذروان جزو مساحت اصلی وسطح اولیه کعبه بوده که نسبت به دیوارهای کعبه اندکی بیرون افتاده و بعضی گفته اند که در اصطلاح معماری، آن را ماهیچه گویند.

    مرحوم فاضل هندی در کتاب «کشف اللثام» فرموده: کلمه شاذروان معرب چادربند است یعنی جایی که پرده های کعبه را به وسیله طناب به آن می بندند و به آن – تأزیر- هم می گویند چون آن سکوها همانند دامن برای کعبه می باشند.

    گفته اند که شاذروان در ضلع شرقی و غربی و جنوبی کعبه به شکل مورب ویا خرپشتی است و در ضلع شمالی (که حجر اسماعیل در آن طرف است) بصورت پله ای است با ارتفاع تقریبأ ۱۵ سانتیمتر و به عرض ۳۵ سانتیمترکه بحسب بعض تواریخ در زمان حجاج بن یوسف ثقفی باین صورت بنا شده است.

    وتفصیل آن تاریخ این است که در سنه ۷۲ هجری قمری، حجاج بن یوسف ثقفی از طرف عبدالملک بن مروان خلیفه اموی برای دستگیری عبدالله بن زبیر به مکه رفت و کعبه را محاصره کرد و از فراز کوه ابوقبیس، منجنیق ترتیب داد وکعبه را سنگباران و ویران ساخت و عبدالله بن زبیر را در ۱۷ جمادی الاولی سال ۷۳ هجری قمری بین خانه کعبه و مقام ابراهیم سربرید و سرش را برای عبدالملک بن مروان به شام فرستاد و جسدش را چندین روز در مسجدالحرام بدار آویخت و حرمت بیت الله الحرام را که مردم زمان جاهلیت محترمش میداشتند و حتی خون وحوش را در آن نمی ریختند رعایت ننمود.

    نامبرده پس از کشتن عبدالله بن زبیروفتح مکه بدستور عبدالملک بن مروان کعبه را خراب و مجددا مطابق قواعد و پیهایی که قریش نهاده بودند بنا کرد و پس از نصب سنگ نمای پایه خانه کعبه، دیوارهای جدید را کمی به طرف داخل گذارد و خانه کعبه را تنگتر کرد و به همین سبب سنگ نمای پایه خانه خدا که به شاذروان موسوم است نسبت به دیوارهای کعبه اندکی بیرون می باشد.

    ضمنا از امام چهارم حضرت سجاد الثلا درخواست نصب حجرالاسود را نمود که آن بزرگوار آن را به جای کنونی نصب فرمود و بدین ترتیب در سال ۷۴ هجری قمری تجدید بنای کعبه خاتمه یافت و از آن زمان تاکنون بنای خانه خدا تغییرات اساسی وکلی نیافته است.

    لازم به تذکر است که از آنچه که در معنای شاذروان گفتیم، دانسته شد که شاذروان در تمام اضلاع کعبه می باشد ولی بعضی از فقهاء مثل علامه حلی قائل است به اینکه شاذروان دریک ضلع کعبه است و آن ضلعی است که مقابل مقام ابراهیم قرارگرفته یعنی از رکن عراقی تا رکن شامی

    حائطه یعنی دیوار خانه کعبه من جهته ضمیر به شاذروان بر می گردد یعنی مس کند دیوار خانه را از طرفی که شاذروان قراردارد.

    از این کلمه – من جهته – استفاده می شود که شاذروان در یک ضلع کعبه است نه در همه اطراف آن چون چنانکه دانسته شد محل خلاف بین فقهاست که شاذروان در همه اطراف کعبه است یا در یک طرف، از عبارت علامه حلی درکتاب تذکره» و سایر کتاب هایش استفاده میشود که در یک طرف کعبه است و عبارت شارح هم در این کتاب مطابق قول علامه می باشد ولی در کتاب «مسالک» فرموده: ظاهره شاذروان از تمام اطراف، احاطه به خانه کعبه دارد بطل جواب است برای – فلو-.

    فلو أراد مته.. یعنی پس اگر بخواهد دیوار کعبه را (از طرف شاذروان) دست بمالد (بطوری که طوافش باطل نشود، باید بایستد در حال طواف رودست به دیوار بمالد) تا اینکه نپیموده باشد جزیی از طواف را در حالتی که تمام بدنش خارج از خانه کعبه نباشد (چون چنانکه در توضیح سابق گذشت وقتی که دستش را از طرف شاذروان به دیوار کعبه دراز کند در حالت حرکت طواف، لازم می آید که جزیی از طواف را در حالی که تمام بدنش خارج از کعبه نیست پیموده باشد و حال اینکه شرط است در حال حرکت طواف، تمام بدنش خارج از خانه کعبه باشد) لئلا یقطع.. از ترجمه بالا روشن شد که قطع دراینجا به معنی بریدن نیست بلکه به معنای قطع مسافت یعنی پیمودن و راه رفتن است جزء منصوب است بنابراینکه مفعول یقطع می باشد غیر خارج حال است از فاعل – یقطع – که شخص طواف کننده باشد عنه ضمیربه – بیت – بر میگردد.

      

     

    وإکمال السبع) من الحجر إلیه شوط، (وعدم الزیاده علیها فیبطل إن تعمده) ولو خطوه. ولو زاد سهوا فإن لم یکمل الشوط الثامن تعین القطع، فإن زاد فکالمتعمد. وإن بلغه تخیر بین القطع وإکمال أسبوعین، فیکون الثانی مستحبا، ویقدم صلاه الفریضه على السعی ویؤخر صلاه النافله.

    واجب هشتم در طواف

    وإکمال السبع)… هشتم – از واجبات طواف این است که هفت دورکامل به دور خانه کعبه گردش کند که هر دوری که از حجرالاسود شروع می شود و به حجرالاسود ختم می گردد را یک شوط گویند و مجموع هفت دور را یک طواف نامند. پس کمتر از هفت دورکفایت نمی کند چنانچه زیادتر از هفت دور هم نباید باشد پس اگر عمدا زیاد کرد هر چند یک قدم باشد طوافش باطل می شود.

    واما اگر سهوا زیادتر از هفت شوط نماید در صورت دارد:

    ١. اینکه مقدار زائد کمتر از یک شرط باشد یعنی هنوز شوط هشتم را کامل نکرده متوجه شود که زیادتر شده، در این صورت آن شوط را از همانجا باید قطع نماید و عمل اوصحیح است و اگر در این صورت قطع نکند و به حرکتش ادامه دهد مثل صورت زیادی عمدی خواهد بود که طوافش باطل می شود.

    ۲. اینکه مقدار زائد، به یک شوط رسیده باشد یعنی وقتی که شوط هشتم را کامل کرد متوجه زیادی شد، در این صورت مخیر است می تواند آن را قطع کند و عملش صحیح است و می تواند یک طواف دیگر را تمام کند یعنی آن شوط زائد را

    شوط اول برای طواف دوم قرار دهد و شش شوط دیگر اضافه کند که طواف دوم کامل شود و این طواف مستحبی خواهد شد.

    و چون هر طوافی، دو رکعت نماز لازم دارد، نماز طواف واجب را (که طواف اولی بود) پیش از سعی صفا و مروہ بجا آورد ونماز طواف مستحب را (که طواف دومی است) به بعد از سعی بیندازد.

    تطبیق  :   و إکمال السبع.. یعنی و(واجب هشتم) بطور کامل انجام دادن هفت شوط – که از حجرالاسود تا حجرالاسود یک شوط نامیده می شود وزیادتر برهفت شوط نکند پس اگرعمدا زیاد کند باطل می شود طواف گرچه یک قدم باشد من الحجر خبر مقدم است و شوط مبتدای مؤخر علیها ضمیربه – سبع – بر می گردد تعمده ضمیربه زیاده برمی گردد و مذکر آوردن ضمیر اشکالی ندارد چون کلمه زیاده مصدر است و در مصدر، مؤنث و مذکر فرق نمی کند چنانکه مکرر تذکر داده ایم.

    ولو زاد سهوا.. یعنی واگر سهوا زیاد کند (و شوط هشتم را شروع کرد، این دو صورت دارد، صورت اول این است که می فرماید:) پس اگر شوط هشتم را تمام نکرده باشد (که یادش افتاد و متوجه شد زیاد کرده) واجب است آن را قطع کند پس اگر در این صورت قطع نکند و از آن موضع) زیاد کرد (یعنی ادامه به حرکتش داد ولویک قدم باشد) پس او مثل صورتی می شود که عمدا از اول زیاد کرده باشد و إن بلغه.. (عطف است بر. فان لم یکمل. واین بیان صورت دوم از زیادی سهوا می باشد) یعنی واما اگر(یادش نیامد تا وقتی که رسید به شوط هشتم (یعنی وقتی که شوط هشتم کامل شد متوجه گردید پس در این صورت) مخیر است بین اینکه قطع کند و بین اینکه تکمیل کند دوهفت شوط را (یعنی شش شوط دیگربه شوط هشتم اضافه کند که مجموعا دوهفت شوط می شود یعنی دو طواف کامل) پس هفت شوط دومی (که طواف دوم است) مستحب خواهد شد.

    ویقدم.. یعنی نماز طواف واجب (که هفت شوط اولی بود) را مقدم بدارد بر عمل سعی صفا و مروه، وتأخیر اندازد نماز طواف مستحب را (که هفت شوط دومی بود و بعد از سعی، آن نماز را بجا آورد).

    لازم به ذکر است که شارح درکتاب «مسالک» فرموده: ظاهره تأخیرنماز طواف مستحبی به بعد سعی، بطور استحباب است نه وجوب ۔ یعنی افضل آن است که آن نماز را بعد از سعی انجام دهد . زیرا بعد از طواف، انجام سعی فوری نیست تا آن نماز را به بعد از آن بیندازد، بنابراین اگر نماز طواف مستحبی را قبل از سعی بجا آورد نیز جایز است).

    والرکعتان خلف المقام) حیث هو الآن، أو إلى أحد جانبیه، وإنما أطلق فعلهما خلفه تبعا لبعض الأخبار. ویعتبر فی نیتهما قصد الصلاه للطواف المعین متقربا، والأولى إضافه الأداء، ویجوز فعل صلاه الطواف المندوب حیث شاء من المسجد، والمقام أفضل.

    واجب نهم طواف

    والرکعتان خلف المقام).. نهم – از واجبات طواف، دو رکعت نماز طواف است مانند نماز صبح ولی اذان و اقامه ندارد و مخیر است حمد و سوره آن را بلند یا آهسته بخواند، و باید این نماز را در پشت مقام ابراهیم علی بجا آورد و یا در یکی از دو طرف راست یا چپ مقام بجا آورد (و مقصود از مقام همانطوری که سابقا نیز گفته شد همانجایی است که الآن قرار دارد نه آنجایی که در زمان پیغمبر و حضرت ابراهیم علیه قرار داشت که چسبیده به کعبه بود).

    شارح می فرماید که چرا مصتف (مقام) را در اینجا مطلق آورد و تقیید به جمله حیث هوالآن – نکرد بجهت اینکه بعضی روایات هم مطلق وارد شده و تقیید به آن نشده مثل اینکه در بعضی روایات چنین دارد که حضرت فرمود: «ثم صل رکعتین خلف مقام ابراهیم».

    تطبیق  :   والرکعتان.. یعنی و(واجب تهم) خواندن دورکعت نماز طواف پشت مقام ابراهیم – آنجا که الآن هست – (پس اگر نماز را در جای قدیم مقام

    که چسبیده به کعبه بود بخواند کافی نیست چنانکه در روایات تصریح به آن شده) أو الى احد.. عطف است بر خلف المقام – یعنی و یا در یکی از دو طرف مقام بخواند وانما اطلق.. یعنی وچرا مصنف در اینجا مطلق گذاشته انجام آن دو رکعت در پشت مقام را (و تقیید نکرده به – حیث هوالان – که ما قید زدیم) بجهت اینکه خواسته متابعت کند بعضی از روایات را (که درآن، مقام ابراهیم تقیید نشده به حیث هوالان).

    وقد اختلف عبارته.. مطلب دیگری است توضیحش اینکه: شارح می فرماید مصنف عباراتش در کتاب هایش راجع به این مسأله مختلف است:|

    در این کتاب «لمعه»، فتوی داده به اینکه نماز را در پشت مقام بخواند.

    و در رساله «الفیه»، اضافه کرده که در یکی از دو طرف راست یا چپ مقام نیز می تواند بخواند (چنانکه شارح در این کتاب اضافه به متن عبارت مصتف کرد).

    و در کتاب «دروس» فرموده: نماز را در داخل مقام بخواند و اگر چنانچه بجهت ازدحام جمعیت یا بجهت دیگری نتواند در داخل مقام بخواند می تواند در بیرون مقام پشت آن یا در یکی از دو طرفش بخواند.

    شارح می فرماید که در بین آن سه قول مصنف، قول وسطی (که در الفیه اختیار کرده) قول معتدلی است.

    تطبیق  :   وقد اختلف .. یعنی وبتحقیق مختلف شده عبارت مصنف (در کتاب هایش در این مسأله، پس در اینجا (کتاب لمعه) معتبر کرده پشت مقام را فقط، و در رساله «الفیه» اضافه کرده به پشت مقام، یکی از دو طرف آن را (یعنی فرموده نماز در پشت مقام یا یکی از دو طرف آن باشد) و در کتاب

    دروس» معتبرکرده خواندن دو رکعت نماز را در داخل مقام (یعنی در حال اختیار اگر در جای دیگر بخواند، نمازش صحیح نیست) واگر منع کند او را ازدحام جمعیت (از خواندن نماز در داخل مقام) و یا غیر ازدحام (از موانع دیگری در این صورت جایز است نمازش را در پشت مقام (در بیرون ساختمان آن) یا در یکی از دو طرف آن بخواند.

    و(نظرشارح این است که در بین آن سه قول مصنف) قول وسطی معتدلتر است.

    و یعتبر فی نیتهما.. توضیح: در نیت نماز طواف، باید قصد کند نماز را برای طواف مشخص (مشخصاتی که سابقا درنیت خود طواف دانسته شد) به قصد قربت، وبهتر آن است که قید اداء را نیز درنیت اضافه کند که معلوم باشد قضاء نیست. و خلاصه صورت نیت چنین می شود که: دو رکعت نماز ادائی طواف واجب عمره تمتع در حجه الاسلام می خوانم قربه إلى الله.

    تطبیق  :   ویعتبر… یعنی وشرط است در نیت آن دو رکعت، اینکه قصد کند نماز را برای طواف مشخص (به مشخصاتی که سابقا ذکرشد) در

    حالتی که به قصد تقرب به خدا باشد و بهتر آن است که قید – اداء – را هم درنیتش اضافه کند (یعنی معلوم شود که قضاء نیست چون وقت نماز طواف بعد از انجام طواف بلافاصله می باشد پس اگردر صورت فراموش کردن نماز، آن را در وقت دیگر بخواند باید نیت قضا کند).

    ویجوز فعل صلوه .. چنانکه گفته شد نماز طواف واجب باید در نزد مقام باشد واکنون سخن در حکم نماز طواف مستحب است، می فرماید: آن را در حال اختیار در هر جایی از مسجد که بخواهد می تواند بجا آورد ولی در مقام ابراهیم بخواند افضل است من المسجد یعنی مسجد الحرام .

    وتواصل أربعه أشواط، فلو قطع الطواف الدونها بطل) مطلقا (وإن کان لضروره، أو دخول البیت، أو صلاه فریضه ضاق وقتها. وبعد الأربعه یباح القطع لضروره، وصلاه فریضه ونافله یخاف فوتها، وقضاء حاجه مؤمن، لا مطلقا. وحیث یقطعه یجب أن یحفظ موضعه لیکمل منه بعد العود، حذرا من الزیاده أو النقصان. ولو شک أخذ بالاحتیاط . هذا فی طواف الفریضه، أما النافله فیبنی فیها لعذر مطلقا، ویستأنف قبل بلوغ الأربعه، لاله مطلقا، وفی «الدروس» أطلق البناء فیها مطلقا.

    واجب دهم طواف

    وتواصل أربعه أشواط .. دهم – از واجبات طواف این است که چهار شوط از هفت شوط را متصل بهم بجا آورد و بین آنها فاصله نیندازد، بنابراین اگر در کمتر از چهار شوط (مثلا بعد از شوط سوم) طوافش را قطع کند، طواف او باطل می شود و باید آن را از سر بگیرد.

    و در این حکم فرقی نیست بین اینکه قطع طوافش برای ضرورت باشد (مثل اینکه در حال طواف، بیماری پیدا کند که نتواند طوافش را تمام نماید) یا اینکه برای داخل شدن در خانه کعبه باشد و یا برای اینکه وقت نماز واجبش تنگ شده که اگر بخواهد به طوافش ادامه دهد نماز واجب او فوت می شود. پس در همه این موارد اگر قطع طواف در کمتر از چهارشوط باشد طوافش باطل شده و باید از سر

    بگیرد.

    ولی بعد از چهارشوط، در مواردی که ذیلا ذکر می شود قطع طواف جایز است و درغیران موارد جایز نیست:

    ١. بجهت ضرورت (مثل بیماری که نتواند طوافش را تمام کند جایز است طواف را قطع کند.

    ۲. بجهت نماز واجب یا مستحب که ترس دارد اگر به طوافش ادامه دهد فوت شود پس می تواند طوافش را قطع کند.|

    ٣. بجهت برآوردن حاجت برادر مؤمن.

    در این موارد وقتی که طواف را قطع کند باید جایی را که قطع کرده علامت گذارده و درذهن نگه بدارد تا بعد از برگشتن، بقیه طواف را از همانجا ادامه دهد و تکمیل کند که مبادا کم و زیادی در شوطهای او حاصل گردد.

    واگر چنانچه بعد از برگشتن به طواف، شک کند در محل قطع که آیا جلوتر بوده یا عقبتر باید عمل به احتیاط نماید یعنی از آن محلی که عقبتر است و مورد یقین می باشد شروع به ادامه طواف کند.

    آنچه گفته شد، مربوط به طواف واجب است و اما طواف مستحبی، بعد از این حکمش را شرح خواهیم داد.

    تطبیق  :   وتواصل.. یعنی ورواجب دهم) بیکدیگر متصل بودن چهارشوط از (هفت شوط) پس اگر طواف را قطع کند در کمتر از چهارشوط (یعنی پیش از تمام کردن چهارشوط) باطل می شود طواف مطلقا (یعنی چه اینکه قطع طواف بجهت ضرورت باشد یا بجهت دیگر، پس معنای مطلقا همانست که مصتف در عبارت ذکر کرده بقولش: وان کان لضروره .. لدونها لام به معنای – عند میباشد نظیر آیه قرآن که: «أقم الصلاه و الشمسی) یعنی عند دلوک الشمس وان کان لضروره .. یعنی گرچه قطع طواف بجهت ضرورت باشد (مثلا بجهت بیماری یا کار ضروری یا احتیاج به آب پیدا کرد یا دشمن او را در حال طواف دستگیرکرد) ویا بجهت داخل شدن به خانه خدا باشد و یا بجهت انجام نماز واجب باشد که وقت آن تنگ شده (خلاصه اینکه اگر بجهت یکی از این کارهای ذکر شده، طوافش را قبل از چهارشوط قطع کند طوافش باطل می شود و باید آن را از سرگیرد) و بعد الأربعه .. یعنی واما بعد از چهارشوط، جایز است قطع طواف بجهت ضرورت، و نماز واجب و یا مستحب که ترس فوت آن باشد، و بر آوردن

    حاجت مؤمن لا مطلقا (عطف است بر۔ لضروره – ) یعنی قطع طواف بعد از چهار شوط، در آن موارد مذکوره فقط جایز است نه مطلقا که حتی درغیر موارد مذکوره نیز جایز باشد.

    وحیت یقطعه.. یعنی و زمانی که قطع می کند طواف را باید محل قطع را درنظر نگه بدارد تا تکمیل کند طواف را از همان جا بعد از آنکه برگشت برای طواف، واین برای اینکه مبادا زیاد یا کم درشوط کرده باشد ولو شک.. یعنی واگر(محل قطع را درنظر نگه نداشت و موقعی که برگشت برای ادامه طواف شک کرد (در محلی که قطع کرده بود که آیا جلوتر بوده یا عقبتر) در این صورت باید طرف احتیاط را بگیرد

    که از جایی که عقبتر است شروع به ادامه طواف کند) هذا فی طواف الفریضه یعنی حکمی که گفته شد که در کمتر از چهار شوط، قطع طواف جایز نیست مطلقا و بعد از چهارشوط قطع طواف بجهت ضرورت جایز است مربوط به طواف واجب است.

    اما النافله .. توضیح: در طواف نافله اگر ضرورتی باشد جایز است قطع کند (چه قبل از چهارشوط باشد و چه بعد آن) پس بعد از قطع وقتی که برگشت، از همانجا دنباله طواف را گرفته و آن را ادامه دهد.

    واما اگر ضرورتی نباشد، چنانچه قبل از چهارشوط بوده باشد قطع طواف جایز نیست و اگر قطع کند باید طواف را از سر بگیرد واما اگر بعد از چهارشوط باشد جایز است قطع طواف کند و سپس بعد از برگشتن، دنباله طواف را بگیرد.

    ولی مصتف در کتاب «دروس»، قطع طواف مستحبی را بطور مطلق جائز دانسته چه ضرورت باشد و چه نباشد، چه قبل از چهارشوط باشد و چه بعد از آن.

    تطبیق  :   أما النافله .. یعنی اما طواف مستحبی پس (قطع آن جایز است و بنا بگذارد در آن (برچند شرطی که قبل از قطع انجام داده و دنباله آن را بگیرد، و این در صورتی که قطع بجهت عذربوده باشد، چه قبل از چهارشوط باشد و چه بعد از آن لعذر عذردراینجا اعم از ضرورت است پس شامل همه موارد مذکوره درسابق می شود مثل قطع بجهت دخول بیت، وترس فوت نماز واجب یا مستحبی و برآوردن حاجت مؤمن.

    ویستأنف .. یعنی وباید از سر بگیرد طواف را اگر قبل از رسیدن به چهارشوط باشد در صورتی که قطع طواف بجهت هیچ یک از عذرها نبوده باشد لاله مطلقا ضمیر له – به عذر بر می گردد، و معنای مطلقا یعنی هیچ یک از عذرها (از قبیل ضرورت ودخول خانه کعبه و ترس فوت نماز واجب وقضای حاجت مؤمن یعنی قطع طوافش بجهت این موارد مذکوره نبوده باشد) وفی الدروس.. یعنی ومصنف در کتاب «دروس» بطور مطلق حکم کرده به جواز بناء در طواف نافله (یعنی جایز است قطع کند و سپس برگردد و دنباله شوط های قبل را بگیرد و طواف را تکمیل کند) مطلقا یعنی چه اینکه قطع طواف بجهت عذر بوده باشد یا نه، و چه قبل از چهار شوط باشد و چه بعد آن.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.