حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۶۰
    17 آبان 1400 - 14:27
    شناسه : 1167
    بازدید 36
    2
    فقه 3 کتاب الحج

    ولو ذکر) نقصان الطواف (فی أثناء السعی ترتبت صحته وبطلانه على الطواف)، فإن کان نقصان الطواف قبل إکمال أربع استأنفهما، وإن کان بعده بنى علیهما وإن لم یتجاوز نصف السعی، فإنه تابع للطواف فی البناء والاستئناف. نقصان یا زیادت در طواف ولو ذکر) نقصان الطواف .. مسأله دیگری است توضیحش اینکه: اگر کسی از روی […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    http://bayanbox.ir/view/7348000871258179768/hadith-line.png

    ولو ذکر) نقصان الطواف (فی أثناء السعی ترتبت صحته وبطلانه على الطواف)، فإن کان نقصان الطواف قبل إکمال أربع استأنفهما، وإن کان بعده بنى علیهما وإن لم یتجاوز نصف السعی، فإنه تابع للطواف فی البناء والاستئناف.

    نقصان یا زیادت در طواف

    ولو ذکر) نقصان الطواف .. مسأله دیگری است توضیحش اینکه: اگر کسی از روی فراموشی یک یا چند شوط از طوافش کم شده باشد و در بین سعی صفا و مروه یادش آمد که طوافش ناقص بوده، در اینجا صحت و بطلان سعی او تابع صحت و بطلان طواف اوست به این معنی که اگر یادش آمد که نقصان طواف او قبل از چهار شوط بوده یعنی مثلا سه شوط بجا آورده و چهارشوط از طوافش را بجا نیاورده، در اینجا طوافش باطل است و باید از سرگیرد و به متابعت طواف، سعی او هم باطل است و باید آن را از سرگیرد.

    واما اگر یادش آمد که نقصان طواف او بعد از چهارشوط بوده، مثلا سه شوط از طوافش را بجا نیاورده، در اینجا باید به محل طواف برگشته و دنباله شوطهای بجا آورده را بگیرد وشوطهای باقیمانده را بجا آورد و طوافش صحیح است. و به متابعت طواف، سعی اوهم صحیح است یعنی بعد از آنکه طواف را تکمیل کرد، برگردد به سعی، و باقیمانده شوطهای سعی را از همانجا که (بجهت یاد آمدن نقصان طواف) قطع کرده بود، بجا آورد و در اینجا هرچند سعی را در شوط سوم (که قبل از اکمال شوط چهارم است) قطع کرده باشد، دنباله سعی را بگیرد صحیح است، زیرا صحت و بطلان سعی، تابع صحت و بطلان طواف است و از خود استقلالی ندارد تا فرق بگذاریم بین قطع سعی قبل از اکمال چهارشوط سعی، و بین قطع سعی بعد از اکمال چهارشوط آن، بخلاف طواف که در آن فرق است بین قطع طواف قبل از اکمال چهار شوط آن و بین قطع طواف بعد از اکمال چهارشوط آن چنانکه در بالا دانسته شد.

    تطبیق  :   ولو ذکر نقصان.. یعنی اگر در بین سعی، یادش آمد که طوافش ناقص بوده، صحت و بطلان سعی بستگی به طواف (یعنی صحت و بطلان طواف) دارد پس اگرنقصان طواف پیش از اکمال چهارشوط بوده باید آن دو یعنی طواف و سعی را از نو انجام دهد (یعنی هردوباطل است، و اگر نقصان بعد از اکمال چهارشوط بوده، بنا بگذارد بر همان قدر از طواف و سعی که انجام داده (و بقیه طواف را بجا آورد و سپس باقی سعی را انجام دهد) گرچه از نصف سعی (که شوط چهارم باشد) تجاوز نکرده باشد (مثل اینکه در شوط سوم سعی یادش آمد که شوط ششم و هفتم طواف را انجام نداده، برگردد و آن دو شوط طواف را انجام دهد و سپس دنباله شوط سوم سعی را گرفته و باقی سعی را بجا آورد) فانه تابع.. این جمله تعلیل است برای – وان لم یتجاوز-) یعنی (هر چند از نصف سعی تجاوز نکرده باشد باز صحیح است که بنابر آن مقداری از سعی که انجام داده بگذارد، زیرا سعی تابع طواف است دربنا گذاشتن و درازسرگرفتن (و چون فرض ما در جایی است که نقص طواف بعد از اکمال چهارشوط بوده و وظیفه شخص بنا گذاشتن بر آن مقدار از طواف انجام شده است فلذا در سعی هم باید بنا بگذارد بر آن مقدار از سعی انجام شده هرچند سعی را در کمتر از شوط چهارم سعی، قطع کرده بوده).

    ولو شک فی العدد، أی عدد الأشواط (بعده، أی بعد فراغه منه (لم یلتفت) مطلقا. وفی الأثناء یبطل إن شک فی النقیصه) کأن شک بین کونه تاما، أو ناقصا، أو فی عدد الأشواط مع تحققه عدم الإکمال. ویبنی على الأقل إن شک فی الزیاده على السبع) إذا تحقق إکمالها، إن کان على الرکن. ولو کان قبله بطل أیضا مطلقا کالنقصان، لتردده بین محذورین: الإکمال المحتمل للزیاده عمدا، والقطع المحتمل للنقیصه. وإنما اقتصر علیه بدون القید لرجوعه إلى الشک فی النقصان.

    احکام طواف

     ولو شک فی العدد) … توضیح: اگر بعد از فارغ شدن از طواف، شک در عدد شوطهای طواف کند مثل اینکه بعد از دخول در نماز طواف، شک کند که آیا شش شوط بجا آورد یا هفت شوط، ویا مثلا شک کند که آیا هفت شوط بجا آورد یا هشت شوط، درهردو صورت اعتنا به شک نکند و طواف او محکوم به صحت است و این شک مثل شک بعد از فراغ از نماز است که اعتبار ندارد.

    تطبیق  :   ولو شک.. یعنی اگر شک کرد درعدد شوطهای طواف، بعد از فراغت از طواف، التفات واعتنا نکند (به این شک) مطلقا یعنی چه اینکه شک اودر زیادی برهفت شوط باشد یا در کمتر از آن (یعنی چه شک کند بین اینکه هفت شوط انجام داده یا هشت شوط، و چه شک کند بین اینکه هفت شوط بجا آورده یا شش شوط).

    وفی الأثناء یبطل إن شک.. توضیح: اگر در اثناء طواف شک در عدد شوطها کند، در صورت دارد:

    ١. اینکه از جهت نقص در شوطها شک کند مثل اینکه، شک کند که آیا این شرطی که مشغول به آن است شوط هفتم است که با تمام کردن آن، طواف اوتمام باشد، یا اینکه شوط ششم است که بعد از تمام کردن آن شوط باید یک شوط دیگر به آن اضافه کند.

    ویا مثلا شک در اعداد قبلی شوطها کند مثل اینکه شک کند که این شوطی که مشغول به آن است شوط ششم است یا پنجم.

    در این صورت، طواف او محکوم به بطلان است، چون درشک مذکور (یعنی شک درنقصان)، انسان بین دو محذور قرار می گیرد، زیرا در مثال اول اگر بخواهد بنا را برکمتر (یعنی شش بگذارد و بعد از تمام کردن آن، یک شوط دیگر بجا آورد احتمال می دهد که آن شوطی که مشغول به آن بوده، در واقع شوط هفتم بوده پس شوط بعدی که اضافه کرده، زیادی عمدی می شود.

    واگر بخواهد بنا را بر بیشتر (یعنی هفت بگذارد و آن شوط را تمام کند، احتمال میدهد که آن شوطی که در دست دارد شوط ششم بوده پس شوط دیگر بجا نیاوردن او، نقصی عمدی می شود. |

    ۲. اینکه از جهت زیادی در شوطها شک کند مثل اینکه یقین دارد که هفت شوط کامل انجام داده و در برابر رکن حجرالاسود (که آخرشوط است که رسیده شک کند که هفت شوط به جای آورده یا هشت شوط کرده که یک شوط بر طوافش افزوده شده.

    دراین صورت باید بنا را برکمتر(یعنی هفت) و عدم زیادی در طواف بگذارد و طوافش تمام و محکوم به صحت است.

    واما اگر قبل از رسیدن به رکن حجرالاسود، شک درزیادی کند یعنی شک کند که این شوطی که در دست دارد شوط هفتم است که باید آن را تمام کند یا شوط هشتم است که باید آن را قطع کند، در این صورت همانند صورت شک در نقصان، طوافش باطل است، چون درشک مذکور همانند صورت شک درنقصان، انسان بین دو محذور قرار می گیرد و هر طرف را بگیرد مانعی دارد چون اگر بخواهد بنا را برکمتر (یعنی هفت بگذارد و آن شوط را تمام کند، احتمال می دهد در واقع شوط هشتم بوده باشد که تمام کردن او، زیادی عمدی در طواف می شود. واگر بخواهد بنا را بر بیشتر (یعنی هشت) بگذارد و آن شوط را قطع کند، احتمال می دهد که در واقع شوط هفتم بوده باشد که قطع کردن او، نقص عمدی در طواف می شود.

    تطبیق  :   وفی الأثناء.. یعنی ودر اثناء طواف (اگرشک کند در عدد شوطها) باطل می شود طواف اگر شک در کمتر از هفت باشد مثل اینکه (در اثناء شرطی که مشغول به آن است) شک کند بین اینکه طواف اوتمام است (تا اینکه آن شوط، شوط هفتم او باشد و بعد از آن دیگرشوطی بجا نیاورد) یا اینکه طواف او ناقص است (یعنی آن شوطی که در آن است، شوط ششم اوست و بعد از آن باید یک شوط دیگر بجا آورد) أو فی عدد الأشواط .. این مثال دوم است برای شک درنقیصه یعنی ویا مثل اینکه شک کند درعدد شوطها (مثلا شک کند بین اینکه شش شوط انجام داده یا پنج شوط، ویا مثلا شک کند بین اینکه پنج شوط انجام داده یا چهارشوط).

    مع تحققه عدم الاکمال (تحقق در اینجا به معنای یقین است وضمیر آن به طواف کننده بر می گردد و ظاهرا این جمله قید است برای – اوفی عدد الأشوط – و مقصود این است که شک در عدد شوطها آن وقتی مثال برای شک درنقصان می شود که یقین به کمال هفت شرط نداشته باشد چون شک در عدد شوطها همانطوری که ممکن است در کمتر از هفت باشد مثل شک بین پنج و شش، ممکن است در بیشتر از هفت هم باشد مثل اینکه شک بین هفت و هشت باشد واین دو صورت دارد:

    اول اینکه شک بین هفت و هشت کند با یقین داشتن به اینکه هفت شوطش را کامل کرده ولی احتمال زیادی می دهد. این صورت داخل درشک زیادی است که بعد از این مصتف ذکر کرده.

    دوم اینکه شک بین هفت و هشت کند با یقین به عدم اکمال هفت شوط و این مثل اینکه قبل از رسیدن به رکن حجرالاسود شک کند که این شوطی که در دست دارد آیا هفتم است یا هشتم، این صورت، مثال می شود برای شک در نقصان، ولذا شارح آن قید – مع تحققه عدم الاکمال – را در عبارت آورده تا اینکه اگر شک در بیشتر از هفت بود، با قید مذکور داخل درشک درنقصان می شود.

    ویبنی على الاقل .. یعنی و بنا بگذارد بر عدد کمتر، اگرشک او در زیادی بر هفت شوط باشد اذا تحقق إکمالها این جمله قید توضیحی و بیان است برای زیادی بر سبع یعنی شک درزیادی بر هفت شوط، زمانی حاصل می شود که یقین به تکمیل هفت شوط داشته باشد (وضمیر مقدردر تحقق – برمی گردد به طوف کننده) ان کان على الرکن (ضمیر مقدردرکان – برمی گردد به طواف کننده واین جمله قید احترازی است برای – یبنى على الاقل – که خارج می کند بودن قبل از رکن را چنانکه بعد از این ذکر کرده.

    ومقصود از قید مذکور این است که بنا گذاشتن براقل و محکوم به صحت بودن طواف او در صورتی است که شک در زیادی برای او در وقتی که وی برابر رکن حجرالاسود) رسید حاصل شود الرکن یعنی رکن کعبه (آن رکنی که حجرالاسود در آن قرار دارد که شوط در آنجا ختم می شود).

    ولو کان قبله.. یعنی واما اگر طواف کننده پیش از رکن بوده باشد (یعنی در شوطش هنوز به رکن حجرالاسود نرسیده، آن شک بین هفت و بیشتر برای او پیش آید) باطل می شود طوافش نیز مطلقا در تفسیر این کلمه، احتمالات متعدد ذکر کرده اند و ما یک احتمال را ذکر می کنیم و آن اینکه یعنی چه طرف زیادی هشت باشد و چه بیشتر(چون وقتی که پای احتمال نقصان در شوطها بمیان آمد، طواف باطل است، خواه احتمال در طرف زیادی، هشت باشد یا بیشتر، کالنقصان (این کلمه تفسیر می کند کلمه – ایضا – را) یعنی همانند صورت شک در نقصان که در متن مصتف گذشت که موجب بطلان طواف است لتردده (تعلیل است برای بطلان) یعنی چون طواف کننده بین دو محذور بطور تردید قرار می گیرد، یکی اکمال آن شوط است (که اگر بخواهد این شرطی که مشغول به آن است را تمام نماید و تا به حجرالاسود برسد) این اتمام طواف، موجب احتمال زیادی عمدی است (چون احتمال می دهد که شوط هشتم باشد و در نتیجه، عمدا یک شوط زیاد کرده باشد) ومحذور دوم، قطع آن شوط است (که اگر بخواهد آن شوطی که مشغول به آن است را قطع کند و ادامه اش ندهد) این قطع طواف، موجب احتمال نقص عمدی طواف است (چون احتمال می دهد که شوط هفتم بوده باشد و در نتیجه یک شوط از طواف را عمدأکم کرده باشد).

    و انما اقتصر علیه.. مطلب دیگری است توضیحش اینکه: چنانکه در بالا دانسته شد، شارح جمله – ان کان على الرکن – را به عبارت مصنف قید زد تا خارج کند صورت بودن قبل از رکن را که درآن طواف باطل است.

    حال شارح در اینجا فرماید که چرا مصتف آن قید را ذکر نکرد؟ می فرماید جهتش این است که چون شک در فرض مذکور (یعنی بودن قبل از رکن) برگشتش به شک در نقصان است، زیرا در اینجا هم شک در عدد شوطهاست با یقین داشتن به عدم إکمال هفت شوط، بنابراین، فرض مذکور یکی از مثال های شک در نقصان می شود که مصتف حکمش را در بالا ذکر کرد پس فرض مذکور داخل در شک درزیادی نیست تا احتیاج باشد به اینکه به وسیله قید – ان کان على الرکن – آن را خارج کند.

    تطبیق  :   وانما اقتصر.. یعنی و چرا مصتف اکتفا کرد بر آنچه که در متن ذکر کرده بدون اینکه قید «ان کان على الرکن» را ذکر کند؟ زیرا فرض مذکور (یعنی بودن قبل از رکن، که به واسطه آن قید خارج گردید) برگشت می کند به شک در نقصان (ویکی از افراد شک در نقصان می شود که مصتف حکمش را در سابق ذکرکرده).

    وأما نفل الطواف فیبنی) فیه (على الأقل مطلقا) سواء شک فی الزیاده، أم النقصان، وسواء بلغ الرکن، أم لا. هذا هو الأفضل، ولو بنی على الأکثر حیث لا یستلزم الزیاده جاز أیضا کالصلاه.

    شک در شوط طواف مستحبی

    واما نفل الطواف .. توضیح: آنچه تاکنون گفته شد، احکام شک در عدد شوطهای طواف واجب بود و اکنون سخن در طواف مستحبی است:

    اگر در اثناء طواف مستحبی شک در عدد شوطها کند، می فرماید باید بنابر کمتر بگذارد مطلقا چه در صورت شک در نقصان و چه در صورت شک درزیادی، و نیز چه پیش از رکن باشد و چه در رکن.

    مثلا اگر شک کرد بین هفت و هشت، بنا را بر هفت بگذارد و طوافش صحیح است.

    واگر شک کرد بین هفت وشش، بنا را بگذارد بر شش ویک شوط دیگر بجا آورد وطوافش صحیح است.

    شارح می فرماید: افضل همین است که بنا برکمتر بگذارد و اگر بخواهد بنا بر بیشتر بگذارد نیز جایز است ولی بشرط اینکه از آن بنا، بیشتر از هفت شرط لازم نیاید.

    مثلا اگر شک بین شش و هفت کند، جایز است بنا را بر هفت بگذارد و طوافش صحیح است اما اگر شک بین هفت و هشت کند، جایز نیست بنا را برهشت بگذارد بلکه در این صورت باید بنا برکمتریعنی هفت بگذارد تا طوافش محکوم به صحت شود.

    تطبیق  :   واما نفل الطواف .. یعنی واما طواف مستحبی (اگر در اثناء آن، شک در عدد شوطهای آن کند) پس طواف کننده باید بنا بگذارد درآن، بر عدد کمتر، مطلقا یعنی چه اینکه شک در زیادی باشد (مثل شک بین هفت و هشت) یا شک در کمتر(مثل شک بین هفت وشش) و چه اینکه به رکن رسیده باشد و چه نرسیده باشد هذا هوالافضل.. یعنی این حکم (بناگذاشتن برکمتر) همان حکم افضل در این مساله است و اگر بنا بر بیشتر بگذارد . در جایی که آن بنا، مستلزم زیادی شوطها ازهفت نشود – جایز است نیز کالصلوه یعنی چنانکه در نماز نیز حکم چنین است که اگر شک در عدد رکعات کند بنابر بیشتر می گذارد در جایی که مستلزم زیادی رکعات نشود، مثل شک بین سه و چهار، واما در شک بین چهار و پنج، بنابر چهار می گذارد چون اگر بنا بر پنج گذاشته شود مستلزم پنج رکعتی بودن نماز می شود.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.