حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۶۱
    18 آبان 1400 - 15:00
    شناسه : 1172
    بازدید 37
    2
    فقه 3 کتاب الحج

      مسائل الأولی: (کل طواف) واجب (رکن) یبطل النسک بترکه عمدا کغیره من الأرکان (إلا طواف النساء)، والجاهل عامد، ولا یبطل بترکه نسیانا، لکن یجب تدارکه (فیعود إلیه (وجوبا مع المکنه) ولو من بلده. ومع التعذر، والظاهر أن المراد به المشقه الکثیره وفاقا للدروس، ویحتمل إراده العجز عنه مطلقا (یستنیب) فیه. مسائل متفرقه طواف  مصنف […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    مسائل الأولی: (کل طواف) واجب (رکن) یبطل النسک بترکه عمدا کغیره من الأرکان (إلا طواف النساء)، والجاهل عامد، ولا یبطل بترکه نسیانا، لکن یجب تدارکه (فیعود إلیه (وجوبا مع المکنه) ولو من بلده. ومع التعذر، والظاهر أن المراد به المشقه الکثیره وفاقا للدروس، ویحتمل إراده العجز عنه مطلقا (یستنیب) فیه.

    مسائل متفرقه طواف

     مصنف دراینجا مسائل متفرقه ای از طواف در شش مسأله بیان می کند:

    مسأله اول هرطواف واجبی رکن است به این معنی که اگر عمدا ترک شود، عبادت (حج یا عمره) باطل می شود چنانکه احرام وسعی نیز رکن می باشند و حکمشان چنین است.

    اما اگر از روی فراموشی ترک گردد، عبادت باطل نمی شود و باید هروقت یادش آمد که طواف نکرده همان وقت آن را تدارک و جبران نماید که اگر ممکن است برگردد به مکه (هرچند از شهرش باشد) و خودش آن را به جای آورد و اگر ممکن نیست برگشتن، نایب بگیرد تا نایب آن را بجا آورد.

    وازبین طوافها، طواف نساء استثنا شده یعنی طواف نساء، رکن نمی باشد که اگر عمدا ترک شود، حج یا عمره باطل نمی شود و باید آن را جبران کند همانند صورت فراموشی طواف های دیگر، پس اگر ممکن است باید برگردد هرچند از شهرش باشد و طواف را خودش بجا آورد و اگر ممکن نیست برای خودش، نایب بگیرد.

    تطبیق  :   مسائل، الأولى.. یعنی در اینجا چند مسأله است، مسأله اول اینکه: هر طواف واجبی، رکن است (و معنای رکن در بحث حج این است که باطل می شود عبادت (حج یا عمره) به واسطه ترک طواف عمدا (نه از روی فراموشی) همانند غیر طواف از ارکان (که آن احرام وسعی می باشد که رکنند چنانکه شارح در اول فصل چهارم ذکر کرد، و وقتی که عبادت باطل شد، اگر چنانچه وقت باقی باشد باید آن را از سرگیرد، و اگر وقت باقی نبود باید در سال آینده قضاکند) الاطواف النساء یعنی مگر طواف نساء (که اگر چه واجب می باشد ولی رکن نیست پس ترک آن عمده مبطل حج یا عمره نیست چنانکه در صورت فراموشی هم مبطل نیست).

    و در توضیح طواف نساء گوئیم که در عمره تمتع، یکبار طواف خانه کعبه واجب است و دیگر طوف نساء ندارد اما در حج تمتع و عمره مفرده دوبار باید خانه کعبه را طواف کرد که بار دومش طواف نساء نامیده می شود و با انجام آن، زن و شوهر به یکدیگر حلال خواهند شد).

    والجاهل عامد (این مربوط به غیر طواف نساء است) یعنی در مساله طواف، جاهل به حکم، عامد محسوب است یعنی کسی که از روی جهل به مسأله و ندانستن حکم، طواف (غیر طواف نساء) نکرده مانند کسی است که از روی علم به مسأله وعمده طواف نکرده باشد پس عبادت اوهم باطل می شود.

    ولا یبطل بترکه نسیانا.. (این جمله عطف است به – یبطل النسک بترکه عمدأ – و مربوط به طواف رکن است نه طواف نساء، وجهت اینکه شارح آن را بعد از

    طواف نساء ذکر کرده، ابتکاری در عبارت بکار برده و آن اینکه خواسته عبارت بعدی مصتف (فیعود وجوب …) را متفرع بر هر دو مسأله کند یعنی هم به طواف رکنی که از روی فراموشی ترک شده و هم به طواف نساء که عمد ترک شده باشد پس حکم در هر دو مسأله این است که طواف را جبران کند. هرچند نظر مصتف در عبارت «فیعود الیه وجوبا…» تفریع به طواف نساء فقط می باشد.

    وترجمه عبارت این است که: عبادت باطل نمی شود به واسطه ترک طواف (آن طوافی که رکن است از روی فراموشی، ولی باید آن را تدارک و جبران کند همانطوری که تدارک طواف نساء واجب است) پس باید برگردد به طواف (و خودش شخصا آن را بجا آورد) در صورتی که برای او امکان برگشتن باشد . هرچند از شهرش باشد . واما اگر ممکن نشود (باید نایب بگیرد) ولو من بلده یعنی اگر یادش نیامد تا به وطنش بازگشت، باید در صورت امکان، به مکه معظمه برگردد و شخصا خودش طواف را انجام دهد.

    والظاهر أن المراد.. توضیح: چون اصل معنای تعذر، ممکن نبودن وعجز کلی است، شارح ابتدا می فرماید که ظاهرا مقصود از تعذردراینجا آن معنای اصلی نیست بلکه مقصود سختی و مشقت زیاد است چنانکه مصتف در دروس به همین معنا تفسیر کرده. پس بنابراین وقتی که برگشتن برای او مشقت داشته باشد می تواند نایب بگیرد.

    سپس می فرماید: احتمال دارد که مقصود از تعذرهمان معنای اصلی باشد یعنی عدم امکان وعجزکلی که اصلا

    نتواند خودش برگردد برای طواف، در این صورت باید نایب بگیرد و اما اگر برگشتن برای او ممکن باشد با مشقت، جایز نیست نایب بگیرد بلکه باید خودش با همان مشقت به مکه برگردد و طواف را انجام دهد.

    تطبیق  :   والظاهر.. یعنی ظاهرأ مقصود به تعذردراینجا مشقت زیاد است و در این تفسیر، موافقت با مصتف در کتاب «دروس» کرده ایم (که مصنف نیز در کتاب «دروس»، تعذر را به مشقت زیاد تفسیر کرده) و یحتمل.. یعنی واحتمال دارد که مصتف مقصودش (از تعذرهمان معنای اصلی اش باشد یعنی: عجز از برگشتن بطور کلی (که اصلا نتواند به مکه برگردد و برای او امکان نداشته باشد حتی با مشقت) یستنیب فیه یعنی در صورت عجز کلی (ویا در صورت مشقت زیادی از برگشتن به طواف، باید نایب بگیرد در طواف (تا آن نایب برایش طواف کند).

    ویتحقق البطلان بترکه عمدا، وجهلا بخروج ذی الحجه قبل فعله إن کان طواف الحج مطلقا. وفی عمره التمتع بضیق وقت الوقوف إلا عن التلبس بالحج قبله. وفی المفرده المجامعه للحج والمفرده عنه إشکال. ویمکن اعتبار نیه الإعراض عنه.

    زمان تحقق بطلان به سبب ترک عمدی یا جهلی

    ویتحقق البطلان.. توضیح: همانطوری که در اول مسأله گفته شد که ترک طواف غیر طواف نساء) چه عمدا و چه از روی جهل به مسأله باشد موجب بطلان حج یا عمره است.

    حالا می فرماید ببینیم که زمان تحقق این ترک، چه وقت است یعنی ببینیم که تا چه وقت انسان اگر طواف را بجا نیاورد، ترک عمدی و یا ترک جهلی تحقق می یابد.

    می فرماید که زمان تحقق ترک در طواف حج، با زمان تحقق آن در عمرہ تمتع، با زمان تحقق آن در عمره مفرده با یکدیگر فرق میکنند.|

    اما در طواف حج، ترک عمدی یا جهلی (که موجب بطلان عبادت می شوند) آن وقتی تحقق پیدا می کند که ماه ذى الحجه به سر آید و او طواف را در آن ماه انجام ندهد، چون برای بعضی اعمال حج (مثل طواف وسعی تا آخر ذی الحجه فرصت دارد پس به خروج آن ماه ، حج او باطل می شود.

    واما در طواف عمرہ تمتع، آن وقتی ترک عمدی تحقق پیدا میکند که طواف را انجام ندهد تا اینکه وقت وقوف عرفات حج، تنگ شود بطوری که پیش از وقوف، فقط این مقدار وقت دارد که احرام حج را ببندد و بلافاصله شروع به وقوف عرفات

    کند در حالی که هنوز طواف عمره را انجام نداده که اگر بخواهد طواف عمره را انجام دهد و پس از آن، احرام حج ببندد دیگر وقوف عرفات از او فوت خواهد شد.

    واما در طواف عمره مفرده (چه عمره مفرده ای که حج افراد هم با آن بجا آورده شود یا بدون حج افراد محل اشکال است وقت تحقق ترک عمدی آن، زیرا وقت آن طواف تا آخرذی الحجه فقط نیست تا با تمام شدن آن ماه، ترک عمدی طواف تحقق یابد بلکه در آن دو احتمال است:

    ١. احتمال دارد بگوئیم که وقت اعمال عمره تا آخر سال است پس وقتی که طواف را ترک کرد، عمره در آن سال باطل نمی شود، چون وقت طواف باقی است تا آخر سال، بلکه بطلان عمدی عمره آن وقتی متحقق می شود که سال تمام شود و او هنوز طواف را بجا نیاورده.

    ٢. احتمال دارد بگوئیم که وقت آن تا وقتی که در مکه است باقی می باشد پس اگر از مکه خارج شد در حالی که هنوز طواف را انجام نداده، در این صورت ترک عمدی تحقق پیدا میکند و حج او باطل می شود.

    سپس می فرماید که احتمال سومی در اینجا هست و آن اینکه: بگوئیم وقت تحقق ترک عمدی، آن زمانی است که نیت اعراض از طواف و قصد انجام ندادن آن را بکند پس وقتی که آن قصد را نمود، ترک عمدی تحقق پیدا می کند (چه اینکه در مکه آن قصد را بکند یا در خارج مکه تا آخر سال).

    ناگفته نماند که شارح در فصل ثانی در مباحث گذشته، فرمودند که وقت عمره مفرده تا آخر سال است پس بنابراین نبایستی برای شارح اشکالی باقی مانده باشد

    در این که وقت ترک عمدی در آن، به تمام شدن آن سال است که همان احتمال اول است.

    تطبیق  :   و یتحقق.. یعنی تحقق می یابد بطلان عبادت به واسطه ترک طواف عمدا وترک طواف از روی جهل، به خارج شدن ماه ذى الحجه پیش از انجام دادن طواف (یعنی ماه ذى الحجه به سر آید و اوعمده طواف را انجام ندهد و یا از روی فراموشی انجام ندهد پس در این صورت، عبادت او باطل می شود) و این اگر طواف متروک، طواف حج (نه عمره) بوده باشد، چه حج تمتع و چه قران و چه افراد بترکه متعلق است به بطلان بخروج متعلق است به یتحقق.

    وفی عمره التمتع.. یعنی واما در عمره تمتع (بطلان آن به واسطه ترک طواف، تحقق می یابد:) به تنگ شدن وقت وقوف عرفات مگر از احرام بستن به حج تمتع پیش از وقوف (یعنی اگر طواف متروک، طواف عمرہ تمتع بوده باشد، که عمدا یا جهلا ترک کرده تا وقتی که زمان حج تمتع رسیده و وقت وقوف عرفات تنگ شده باشد بطوری که فقط فرصت برای احرام به حج مانده پیش از وقوف که اگر بخواهد طواف عمره کند و سپس برای حج احرام ببندد، وقوف عرفات که دومین عمل حج تمتع است را درک نمی کند، پس در این صورت عمرہ تمتع او باطل می شود زیرا ترک طواف عمد یا از روی جهل کرده) قبله به نظر می رسد که ضمیر به وقوف بر می گردد نه اینکه به طواف برگردد که سلطان العلماء در حاشیه گفته است.

    وفی المفرده .. یعنی واما در (وقت تحقق بطلان در عمره مفرده که همراه با حج افراد باشد و یا عمره مفرده ای که بدون حج افراد باشد، اشکال است (در اینکه چه وقت، بطلان آن تحقق می یابد به واسطه ترک طواف عمدا یا جهه

    والمفرده عنه مقصود از این کلمه – مفرده – یعنی مجرد از حج یعنی جدای از حج، و به عبارت دیگر یعنی عمره مفرده تنها بدون حج پس گویا شارح چنین گفته: والعمره المفرده المجرده عن الحج عنه ضمیر به حج بر می گردد اشکال که دو احتمال دروقت تحقق بطلان به واسطه ترک طواف در آن ذکر کردیم، اول اینکه به

    خارج شدن انسان از شهر مکه، عمره او باطل می شود، دوم اینکه به تمام شدن آن سال، عمره او باطل می شود. سپس احتمال سومی ذکر می کند و آن اینکه می فرماید: ویمکن اعتبار.. یعنی و ممکن است در میزان تحقق بطلان عمره) قصد اعراض از طواف را معتبر بدانیم (که بگوئیم به قصد اعراض از طواف که دیگر نمی خواهد آن را انجام دهد، عمره او باطل می شود چه اینکه، در شهر مکه این اعراض را بکند و چه در خارج مکه).

    ولو نسی طواف النساء) حتى خرج من مکه (جازت الاستنابه فیه (اختیارا) وإن أمکن العود، لکن لو اتفق عوده لم یجز الاستنابه. أما لو ترکه عمدا وجب العود إلیه مع الإمکان. ولا تحل النساء بدونه مطلقا حتى العقد، ولو کان امرأه حرم علیها تمکین الزوج على الأصح. والجاهل عامد کما مر. ولو کان المنسی بعضا من غیر طواف النساء بعد إکمال الأربع جازت الاستنابه فیه طواف النساء.

    حکم فراموشی طواف نساء

    ولونسی طواف.. توضیح: سابقا مصتف حکم ترک عمدی طواف نساء را در متن ذکر فرمود و اکنون حکم ترک آن از روی فراموشی را بیان می کند که : اگر انسان طواف نساء را فراموش کند تا اینکه از مکه خارج شود و یادش بیفتد، جایز است برای اوکه نایب بگیرد هرچند برای خود او برگشتن به مکه امکان داشته باشد.

    ولی اگر چنانچه اتفاقا خودش به مکه برگشت، در این صورت جایز نیست نایب بگیرد بلکه باید شخصا خودش آن را بجا آورد.

    واما اگرعمده طواف نساء را ترک کرد، چنانچه امکان برگشتن برای او باشد باید خودش برگردد و شخص انجام دهد چنانکه مصتف سابقا ذکر نمود.

    تطبیق  :   ولونسی.. یعنی واگر فراموش کرد طواف نساء را تا از مکه بیرون رفت، جایز است که در حال اختیار، نایب بگیرد در آن طواف (که آن را نایب بجا آورد، و معنای حال اختیار این است که یعنی: هرچند ممکن باشد برای او برگشتن به مکه لکن لو اتفق.. یعنی ولی اگر اتفاق افتاد برگشتن خود او، دیگر جایز  نیست که نایب بگیرد و باید شخصا خودش بجا آورد) اما لو ترکه .. یعنی اما اگر ترک کند طواف نساء را عمده واجب است در صورت امکان برگشتن، اینکه برگردد به طواف.

    در اینجا به یک نکته اشاره میکنیم و آن اینکه: مصنف صورت ترک عمدی طواف نساء را در بالا در عبارت: «فیعود الیه وجوبا…» بیان نمود پس جهت اینکه شارح دوباره در اینجا ذکرکرده چیست)؟

    گوئیم دو احتمال در ذکر آن می رود:

    اول: اینکه از باب تذکرویادآوری، آن را دوباره ذکر کرده، زیرا چند سطر در وسط فاصله افتاده.

    دوم: اینکه شاید شارح عبارت بالای مصنف را اختصاص داده به ترک نسیانی طواف های دیگر که شارح در عبارت خودش آن را ذکر نمود و فرمود: «لایبطل بترکه نسیانا…» و بعد از آن جمله «فیعود الیه وجوبا» در عبارت مصتف را دنباله عبارت خودش قرار داده و اختصاص به آن داده .

    بنابراین دیگر مصتف در بالا حکم ترک عمدی طواف نساء را ذکر نکرده لذا در اینجا شارح ذکرش کرد.

    ولا تحل النساء.. توضیح: طواف نساء تا وقتی که بجا آورده نشده، برای مرد، هیچ نوع بهره برداری از زن حلال نیست، نه دست زدن به اوونه بوسیدن ونه نگاه با شهوت کردن ونه نزدیکی با او بلکه حتی جاری ساختن صیغه عقد هم برای مرد جایز نیست.

    واگر حاجی زن بود، تا وقتی که طواف نساء بجا نیاورده، حرام است بر او که به شوهر خود برای نزدیکی کردن، تن دهد.

    تطبیق  :   ولا تحل .. یعنی حلال نمی شود (بر مرد) زنان، بدون طواف نساء مطلقا یعنی از هیچ جهت، حلال نمی شود حتی عقد کردن آنها ولو کان .. یعنی واگر حاجی، زن بود (تا وقتی که طواف نساء را بجا نیاورده) حرام است بر او تن دادن به شوهر خود ( برای نزدیکی کردن) بنابر قول اصح (و در مقابل این قول، بعضی گفته اند که بر زن، تن دادن به شوهر حرام نیست، به دلیل اینکه اطاعت شوهر در آن جهت، واجب می باشد) والجاهل عامد آنچه گفته شد، در فراموش کردن طواف نساء بود و حالا اگر کسی از روی جهل به مسأله و ندانستن آن، طواف را ترک کند، عامد محسوب است که اگر برای او امکان برگشتن باشد باید برگردد وخودش شخصا بجا آورد کما مر یعنی همانطوری که در طواف های دیگر، جاهل در حکم عامد بود چنانکه گذشت.

    ولو کان المنسی.. فرع دیگری است توضیحش اینکه: اگر درغیر طواف نساء، بعضی از شوط های طواف را فراموش کرد، در اینجا اگر بعد از کامل کردن چهار شوط بوده باشد (یعنی مثلا پنج شوط کرد و دوشوط دیگر را فراموش کرد) جایز است برای شوطهای فراموش شده نایب بگیرد (هرچند برای خود او امکان برگشتن باشد) کطواف النساء یعنی همانطوری که این حکم در طواف نساء نیز جاری است (حالا مقصود تشبیه به فراموشی تمام طواف نساء است یا اینکه مقصود تشبیه به فراموشی بعضی شوطهای آن است؟ دو احتمال در عبارت داده می شود).

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.