حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۶۲
    19 آبان 1400 - 15:13
    شناسه : 1176
    بازدید 38
    1
    فقه 3 کتاب الحج

      الثانیه: یجوز تقدیم طواف الحج وسعیه للمفرد)، وکذا القارن (على الوقوف بعرفه اختیارا، لکن یجددان التلبیه عقیب صلاه کل طواف کما مر. (و) کذا یجوز تقدیمهما (للمتمتع عند الضروره کخوف الحیض، والنفاس المتأخرین، وعلیه تجدید التلبیه أیضا. وطواف النساء لا یقدم لهما)، ولا للقارن (إلا لضروره). مسأله دوم از مسائل ششگانه الثانیه: یجوز… توضیح […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    الثانیه: یجوز تقدیم طواف الحج وسعیه للمفرد)، وکذا القارن (على الوقوف بعرفه اختیارا، لکن یجددان التلبیه عقیب صلاه کل طواف کما مر. (و) کذا یجوز تقدیمهما (للمتمتع عند الضروره کخوف الحیض، والنفاس المتأخرین، وعلیه تجدید التلبیه أیضا. وطواف النساء لا یقدم لهما)، ولا للقارن (إلا لضروره).

    مسأله دوم از مسائل ششگانه

    الثانیه: یجوز… توضیح : این مسأله را مصتف سابقا در فصل ثانی درذیل مسأله دوم بیان نمود وشارح نیز بطور مبسوط شرح داد و حالا در اینجا نیز به مناسبت اینکه مربوط به بحث طواف است عنوان کرده: و آن مسأله این است که: کسی که حج افراد یا قران بجا می آورد، اگر چنانچه وارد مکه شد (واز میقات یکسره به عرفات نرفت) جایز است برای او در حال اختیار، پیش از آنکه به عرفات رود در مکه طواف حج وسعی آن را جلو اندازد و بجا آورد سپس به عرفات رود ولی بعد از آنکه نماز طواف را انجام داد باید مجددا تلبیه بگوید تا اینکه از احرام بیرون نرود چنانکه سابقا گذشت.

    وهمچنین برای کسی که حج تمتع بجا می آورد، بعد از آنکه اعمال عمره را تمام کرد واحرام حج را در مکه بست، می تواند پیش از رفتن به عرفات، طواف و سعی حج را جلو بیندازد و در مکه انجام دهد سپس به عرفات برود. البته این فقط در صورت ضرورت و ناچاری است نه در حال اختیار  وضرورت مثل اینکه حاجی زن است و می ترسد اگر طواف وسعی را در موقعش که بعد از اعمال منی است) بجا آورد تا آن وقت مصادف با حیض ویا نفاس شود و در نتیجه طواف وسعی از او فوت گردد، در این صورت می تواند جلو بیندازد. و وقتی که جلو انداخت باید بعد از نماز طواف، تلبیه را تجدید کند چنانکه تجدید آن در قران و افراد نیز واجب بود.

    تطبیق :  الثانیه .. یعنی مسأله دوم این است که: جایز است مقدم داشتن طواف حج وسعی آن برای کسی که حج افراد بجا می آورد و همچنین برای کسی که حج قران بجا می آورد على الوقوف.. یعنی آنها را مقدم بدارد بر وقوف در عرفات، در حال اختیار(یعنی اختصاص به حال اضطراروناچاری ندارد، ولی باید آن دو نفر تجدید کنند تلبیه (گفتن تلبیه) را بعد از نماز هر طوافی که بجا می آورد چنانکه گذشت (در مسأله دوم از فصل ثانی) وکذا یجوز.. یعنی وهمچنین جایز است مقدم داشتن طواف و سعی برای کسی که حج تمتع بجا می آورد ولی در وقت ضرورت فقط مثل اینکه ترس حیض شدن و یا نفاس شدن که بعدا واقع خواهند شد را دارد (که اگر طواف وسعی را به موقعش بیندازد مصادف با حیض یا نفاس خواهد شد).

    یجوز تقدیمهما.. در اینجا بر شارح اشکالی وارد است و آن اینکه در اینجا فرموده: تقدیم طواف و سعی هردو در وقت ضرورت جایز است، و این مطلب مناقض است با مطلبی که در سابق در مسأله دوم از فصل ثانی گذشت، زیرا در آنجا فرمود که در وقت ضرورت، فقط تقدیم طواف با نماز آن جایز است (نه سعی) وعبارتش در آنجا این بود: «ویجوز له تقدیم الطواف خاصه ورکعتیه مع الاضطرار

    کخوف الحیض المتأخره وعلیه تجدید.. یعنی بر شخصی متمتع نیز تجدید تلبیه بعد از نماز طواف واجب است ایضا یعنی همانطوری که بر قارن و مفرد، تجدید تلبیه واجب است.

    وطواف النساء.. یعنی کسی که حج افراد یا قران یا تمتع بجا می آورد، جایز نیست برای آنها طواف نساء را جلو بیندازد مگر در وقت ضرورت لایقدم لهما ضمیر به مفرد و متمتع بر می گردد.

    (وهو) أی طواف النساء (واجب فی کل نسک) حجاکان، أم عمره (على کل فاعل) للنسک (إلا عمره التمتع) فلا یجب فیها، (وأوجبه فیها بعض الأصحاب) وهو ضعیف. فیشمل قوله: “کل فاعل”، الذکر والأنثى، والصغیر والکبیر، ومن یقدر على الجماع وغیره . وهو کذلک، إلا أن إطلاق الوجوب على غیر المکلف مجاز، والمراد أنه ثابت علیهم حتى لو ترکه الصبی حرم علیه النساء بعد البلوغ حتى یفعله، أو یفعل عنه . وهو متأخر عن السعی)، فلو قدمه علیه عامدا أعاده بعده، وناسیا یجزئ، والجاهل عامد.

    طواف نساء

    وهو أی طواف النساء.. توضیح: طواف نساء درهرعبادتی چه حج و چه عمره به استثنای عمرہ تمتع، بر هرکسی که عبادت را انجام می دهد واجب است اما در عمرہ تمتع واجب نمی باشد و بعضی از فقهاء، درآن نیز واجب دانسته است. شارح می فرماید که این قول ضعیف است، چون دلیلی بر وجوب آن در عمره تمتع نیست کل فاعل للنسک یعنی هر انجام دهنده عبادت (حج یا عمره) و اوجبه ضمیر به طواف نساء بر می گردد فیها در عمره تمتع.

    ویشمل قوله «کل فاعل».. توضیح: مصنف فرمود «هر فاعلی» این کلمه شامل می شود هم مرد و هم زن را (پس تا مرد آن را به جای نیاورد، هیچ زنی بر او حلال نمی شود، و تا زن هم آن را به جای نیاورد بر هیچ مردی حلال نخواهد شد) چه بزرگ و چه بچه، پس بر همه این افراد، طواف نساء واجب است منتها اطلاق وجوب بر غیربالغ،. ازباب مجاز است و نسبت به او مقصود معنای لغوی وجوب یعنی ثبوت است به این معنی که طواف نساء برغیر بالغ ثابت است بطوری که اگر حج انجام داد و طواف نساء بجا نیاورد، بعد از بلوغ، زن بر او حرام است تا وقتی که خودش ویا کسی به نیابت از او طواف نساء را انجام دهد و بعد از آن حلال می شود.

    تطبیق :  الذکر.. این کلمه و مابعدش مفعول یشمل می باشد وهو کذلک یعنی وحق هم همین است که از عموم عبارت مصنف استفاده می شود حتى یفعله … یعنی تا وقتی که خود او انجام دهد طواف را با اینکه از طرف او انجام داده شود.

    وهو متأخر عن السع.. مطلب دیگر است توضیحش اینکه: جای طواف نساء بعد از انجام سعی است پس اگر عمدا پیش از سعی بجا آورد، باطل است و باید بعد از آن دوباره انجام دهد.

    واما اگر از روی فراموشی قبل از سعی بجا آورد اشکال ندارد و همان کافی است واگر از روی ندانستن مسأله، پیش از سعی بجا آورد، در حکم عمد است و باطل می شود قدمه ضمیر به طواف نساء بر می گردد علیه بر سعی بعده بعد سعی والجاهل.. یعنی جاهل به مسأله، عامد محسوب است.

    الخامسه: یستحب إکثار الطواف لکل حاضر بمکه (ما استطاع وهو أفضل من الصلاه) تطوعا (للوارد) مطلقا، وللمجاور فی السنه الأولى، وفی الثانیه یتساویان، فیشرک بینهما، وفی الثالثه تصیر الصلاه أفضل کالمقیم.

    ولیکن) الطواف (ثلثمائه وستین طوافا فإن عجز عنها (جعلها أشواطا) فتکون أحدا وخمسین طوافا. ویبقى ثلاثه أشواط تلحق بالطواف الأخیر، وهو مستثنی من کراهه القران فی النافله بالنص. واستحب بعض الأصحاب إلحاقه بأربعه أخرى لتصیر مع الزیاده طوافا کاملا، حذرا من القران. واستحباب ذلک لا ینافی الزیاده. وأصل القران فی العباده مع صحتهالا ینافی الاستحباب. وهو حسن وإن استحب الأمران.

    مسأله پنجم از مسائل ششگانه

    الخامسه: یستحب إکثار… توضیح: مستحب است برای هر کسی که در مکه حاضر می شود، اینکه هرچقدر می تواند طواف انجام دهد.

    وطواف مستحبی، برای کسی که وارد مکه شده و قصد اقامت در مکه نکرده هرچند ماندنش در مکه سالها طول بکشد) افضل است از نماز مستحبی چه در سال اول و دوم و چه در سالهای بعد.

    ولی برای کسی که قصد اقامت در مکه دارد، در سال اول، طواف مستحبی افضل از نماز مستحبی است و در سال دوم، طواف با نماز مستحبی از نظر فضیلت مساویند و در این صورت تغییر برای او نیست که اگر خواست غالبأ طواف را

    مسائل متفرقه طواف ۲۹۷۰ اختیار کند ویا غالبأ نماز را اختیار کند بلکه برای او مستحب است بطور مشترک آن دو را انجام دهد که مثلا اگر دوبار طواف انجام داد، دونماز مستحبی هم انجام دهد و اما در سال سوم برای او نماز افضل از طواف است، همانطوری که برای کسی که اقامت همیشگی در مکه دارد یعنی از اهل مکه است نماز از طواف افضل است.

    تطبیق :  الخمسه.. یعنی مسأله پنجم این است که: مستحب است بسیار طواف کردن برای هر کسی که حاضر در مکه است، هر اندازه که توانایی داشته باشد، و طواف مستحبى افضل است از نماز مستحبی برای وارد شونده به مکه (مقصود کسی است که قصد اقامت و مجاورت در مکه نکرده هرچند ماندنش در مکه سالها طول بکشد) مطلق یعنی برای او افضل است در همه سالها یعنی چه در سال اول و دوم وچه در سالهای دیگر (در صورتی که ماندنش در مکه سالها طول بکشد به این طور که رفت و آمد به مکه دارد) وللمجاور.. یعنی و برای کسی که مجاور مکه (یعنی کسی که قصد اقامت در مکه کرده، طواف مستحبی افضل از نماز مستحبی است برای او در سال اول، واما در سال دوم، طواف و نماز مساوی می شوند در فضیلت، پس مستحب است که تشریک کند بین آن دو (چنانکه توضیحش داده شد و در سال سوم، نماز افضل (از طواف) می شود همانند کسی که همیشه در مکه اقامت دارد یعنی از اهل مکه است.

    السادسه: القران) بین أسبوعین بحیث لا یجعل بینهما تراخیا – وقد یطلق على الزیاده عن العدد مطلقا – (مبطل فی طواف الفریضه، ولا بأس به فی النافله، وإن کان ترکه أفضل)، ونبه بأفضلیه ترکه على بقاء فضل معه، کما هو شأن کل عباده مکروهه. وهل تتعلق الکراهه بمجموع الطواف، أم بالزیاده؟ الأجود الثانی إن عرض قصدها بعد الإکمال، وإلا فالأول، وعلى التقدیرین فالزیاده یستحق علیها ثواب فی الجمله وإن قل.

    مسأله ششم از مسائل ششگانه

    السادسه: القران)… توضیح: قران بین دو طواف موجب بطلان طواف واجب می شود، و قران چنانکه در بالا نیز ذکر کردیم دو معنی دارد:

    ۱) معنای اصلی وآن اینکه دو هفت شوط پشت سرهم انجام دهد بدون اینکه بین آنها فاصله بیندازد یعنی نماز طواف را بعد از طواف اول، انجام ندهد بلکه بگذارد برای بعد از آن دو طواف

    ٢) معنای نادر و آن اینکه چند شوط زیادتر از هفت شوط انجام دهد (مثلا شوط بجا آورد) چه اینکه آن زیادی را از اول قصد انجامش را داشته باشد یا اینکه بعد از تمام شدن هفت شوط طواف اول، آن زیادی را قصد کند.

    و اما در طواف مستحبی، قران موجب بطلان نیست هرچند مکروه می باشد و معنای کراهت چنانکه سابقا نیز گفتیم به معنی کم بودن ثواب است نه اینکه مرجوح شود چون مرجوح بودن در عبادت، معنی ندارد، زیرا عبادت قطعا باید راجح شرعی باشد پس معنی کراهت در طواف مقرون، این است که ثواب آن نسبت به ثواب طواف غیر مقرون ، کمتر است هرچند خود آن طواف در عین حال مستحب می باشد.

    تطبیق :  السادسه.. یعنی مسأله ششم این است که مقارنه انداختن میان دوهفت شوط (یعنی دو طواف پشت سرهم بجا آورده شود، بطوری که بین آن دو، فاصله ای قرار داده نشود (یعنی نماز طواف را بعد از طواف اول بجا نیاورده و بگذارد بعد از دو طواف، نماز آنها را بجا آورد، وقد یطلق.. یعنی وگاهی قران اطلاق می شود بر (معنای دومی وآن:) شوط زیادی بر عدد (هفت شوط) انجام دادن، مطلقا یعنی چه اینکه آن زیادی را از اول طواف، قصد کرده باشد یا اینکه بعد از اکمال طواف، قصد انجام آن زیادی را کند مبطل خبر است برای – القران – یعنی مقارنه انداختن، باطل کننده طواف است در طواف واجب ولا بأس به.. یعنی واشکالی نیست به قران در طواف مستحبی اگر چه ترک کردن آن فضیلتش بیشتر است (پس قران مکروه است در آن).

    بأفضلیه ترکه … توضیح: شارح می فرماید که اینکه مصتف فرمود: ترک قران افضل است. کلمه افضل ازباب افعل تفضیل است ودلالت می کند براینکه اگر قران در طواف مستحبی بود، باز هم فضیلت برای آن طواف هست منتها فضیلتش کمتر است و معنای عبادت مکروه همین است که ثوابش نسبت به غیر آن کمتر است.

    تطبیق :  ونبَّه.. یعنی تنبیه کرد مصتف به افضل بودن ترک قران درنافله بر اینکه بازهم فضیلتی با بودن قران ، باقی است چنانکه همین، شأن هر عبادت مکروه می باشد.

    وهل تتعلق الکراهه.. مطلب دیگری است توضیحش اینکه: آیا کراهت بمجموع طواف تعلق میگیرد یا به آن شوطهای زیادی فقط تعلق می گیرد یعنی اگر مثلا و شوط به جای آورد آیا کراهت به مجموع ۹ شوط تعلق میگیرد یا اینکه فقط به آن دو شوط اضافی تعلق می گیرد؟

    شارح می فرماید باید تفصیل داد به اینکه اگر چنانچه بعد از اکمال هفت شوط ، تصمیم به انجام شوطهای زیادی گرفت و از اول قصد انجام آنها را نداشته ، در این صورت بهتر این است که بگوئیم کراهت، فقط تعلق به آن شوطهای زیادی می گیرد نه هفت شوط اول.

    واما اگر از اول، قصد انجام شوطهای زیادی را داشته، در این صورت گوئیم کراهت به مجموع طواف، تعلق می گیرد.|

    وبنابرهردو احتمال (چه کراهت به مجموع تعلق بگیرد یا به زیادی فقط برای آن شوطهای زیادی هم ثواب داده می شود هرچند ثواب کم باشد، چون کراهت در عبادت به معنای ثواب کم می باشد.

    تطبیق :  وهل تتعلق.. یعنی آیا کراهت (در طواف نافله) تعلق به مجموع طواف (یعنی هفت شوط با آن شوط های زیادی می گیرد یا اینکه تنها به شوطهای زیادی تعلق می گیرد؟ بهتر در نظر ما، احتمال دوم است اگر قصد آن زیادی، بعد از تمام کردن طواف، عارض شود، وگرنه (اگر قصد آن زیادی را از اول طواف، داشته باشد احتمال اول بهتر است.

    و در هر صورت، برآن زیادی نیز، ثواب تعلق میگیرد اجمالا هر چند کم است چون فرض این است که مقارنه انداخته و مکروه است) ام بالزیاده در اینجاگویا مقصود از زیادی اعم است از هفت شوط زیادی با کمتر از آن.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.