حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۶۵
    23 آبان 1400 - 13:18
    شناسه : 1184
    بازدید 40
    3
    فقه 3 کتاب الحج

    ویجوز قطعه لحاجه، وغیرها) قبل بلوغ الأربعه، وبعدها على المشهور. وقیل: کالطواف، (والاستراحه فی أثنائه) وإن لم یکن على رأس الشوط مع حفظ موضعه، حذرا من الزیاده والنقصان. ویجوز قطعه لحاجه … مسأله دیگری است توضیحش اینکه: همانطوری که سابقا شارح ضمنا ذکر کرد، در سعی موالات و پی درپی بودن شوطها واجب نیست. بنابراین […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    ویجوز قطعه لحاجه، وغیرها) قبل بلوغ الأربعه، وبعدها على المشهور. وقیل: کالطواف، (والاستراحه فی أثنائه) وإن لم یکن على رأس الشوط مع حفظ موضعه، حذرا من الزیاده والنقصان.

    ویجوز قطعه لحاجه … مسأله دیگری است توضیحش اینکه: همانطوری که سابقا شارح ضمنا ذکر کرد، در سعی موالات و پی درپی بودن شوطها واجب نیست. بنابراین جایز است سعی را از وسط قطع کند (چه بجهت ضرورت و حاجتی برای خود یا دیگری باشد و چه بجهت دیگری مثل تجدید وضویا خواندن نماز واجب ویا مستحب باشد، و نیز چه پیش از چهارشوط باشد و چه بعد از چهارشوط باشد) و پس از انجام کارش به محل سعی برگشته و سعی اش را از همان جایی که قطع کرده به آخر برساند. و این قول مشهور فقهاست ولی بعضی از فقهاء گفته است که سعی مانند طواف است که پیش از چهارشوط جایز نیست (چه بجهت حاجت باشد و چه بجهت دیگر) و بعد از چهارشوط، جایز است قطع کند.

    وهمچنین جایز است در اثناء سعی، زمانی برای استراحت و رفع خستگی بنشیند چه در اول شوط باشد (یعنی در صفا و مروه) و چه در وسط شوط (یعنی در میان صفا و مروه) باشد و در این صورت باید آن نقطه ای را که قطع کرده علامت بگذارد که وقتی برگشت که ادامه دهد، کم و زیادی در شوط نشده باشد زیرا زیادی وکمی در سعی جایز نیست چنانکه قبلا دانسته شد.

     تطبیق :  ویجوز قطعه.. یعنی جایز است قطع نمودن سعی بجهت حاجت (برای خود یا برادر مؤمن) وغیر حاجت (مثل تجدید رضویا نماز واجب ومستحب) چه پیش از رسیدن به چهارشوط باشد و چه بعد از آن، بنابر قول مشهور، و(در مقابل قول مشهور) گفته شده که سعی مثل طواف است (دراینکه پیش از چهارشوط جایز نیست قطع کند حتی بجهت حاجت ولی بعد از چهار شوط جایز است قطع کند) والاستراحه… یعنی و جایز است استراحت کردن در اثناء سعی گرچه بر سرشوط نبوده باشد (یعنی در صفا یا مروه که ابتدای شوط است نباشد بلکه در ما بین آنها باشد، البته با بیاد نگه داشتن جای خود (در نقطه ای که برای استراحت نشسته) بجهت اینکه مبادا زیاد یا کم در سعی کرده باشد.

    ویجب التقصیر، وهو إبانه الشعر، أو الظفر بحدید ونتف، وقرض، وغیرها (بعده) أی بعد السعی (بمسماه) وهو ما یصدق علیه أنه أخذ من شعر، أو ظفر. وإنما یجب التقصیر متعینا (إذا کان سعی العمره) أما فی غیرها فیتخیر بینه وبین الحلق. (من الشعر) متعلق بالتقصیر – ولا فرق فیه بین شعر الرأس، واللحیه، وغیرهما – (أو الظفر) من الید، أو الرجل. ولو حلق بعض الشعر أجزأ، وإنما یحرم حلق جمیع الرأس، أو ما یصدق علیه عرفا. وبه یتحلل من إحرامها، فیحل له جمیع ما حرم بالإحرام حتى الوقاع.

    مبحث تقصیر

     ویجب التقصیر) … توضیح: چهارم از اعمال عمره، تقصیر است یعنی جدا کردن مویا ناخن، به هر وسیله ای باشد خواه به وسیله آهن (مثل ماشین اصلاح یا تیغ که با آن بعضی از موی سر را بتراشد) و یا به وسیله کندن و یا به وسیله چیدن با قیچی و حتی با دندان) وغیر آنها مثل نوره کشیدن.

    در عمره تمتع باید بعد از فارغ شدن ازسعی، تقصیر کند و مسمای تقصیرکافی است یعنی همین اندازه که بگویند او از ناخن یا مویش چیزی گرفت گرچه کوتاه کردن موی سر به مقداریک بند انگشت باشد.

    و در این عمره، تراشیدن موجایز نیست ولی درغیرآن (مثل حج تمتع و عمره مفرده) مخیر است بین تقصیروبین تراشیدن مو.

    و در تقصیر مو، فرقی نیست بین اینکه موی سر باشد یا موی ریش یا موهای دیگر، ودرناخن هم فرقی نیست بین ناخن دست یا پا.

    واگر مقداری از موی سررا بتراشد نه همه آن، جایز است و آنکه حرام است همانا تراشیدن همه موی سر است و یا بیشتر آن را که عرفا بگویند همه سررا تراشیده (مثل اینکه سر را بتراشد و به مقدار یک انگشت موی باقی بگذارد). |

    و وقتی تقصیر کرد، از احرام بیرون می آید و همه محرمات احرام بر او حلال می شود حتی جماع کردن و برای حلال شدن زن و شوهر بر یکدیگر احتیاج بطواف نساء هم ندارد.

    تطبیق :  ویجب التقصیر.. یعنی واجب است تقصیر و آن عبارت است از جدا کردن مویا ناخن به وسیله آهن (مثل تیغ و ماشین اصلاح) و کندن و چیدن (به وسیله قیچی و ناخنگیر و حتی دندان) و غیر اینها (مثل نوره کشیدن) – بعد از عمل سعی صفا و مروه بمسماه یعنی مسمای تقصیرکفایت می کند و آن مقداری است که صدق کند بر آن، گرفتن از موی ناخن، أخذ این کلمه بصیغه مصدر خوانده شود نه بصیغه ماضی.

    و انما یجب.. (این جمله مقدمه است برای عبارت بعدی مصنف) یعنی اینکه تقصیر فقط واجب است (نه تراشیدن موی سر) در جایی است که سعی عمرہ تمتع باشد اما در غیرآن (مثل سعی حج تمتع و عمره مفرده) مخیر است بین اینکه تقصیر کند یا بتراشد موی سررا من الشعر.. شارح می فرماید: که این کلمه متعلق است به تقصیر(در عبارت بالای مصتف که فرمود: ویجب التقصیریعنی تقصیر از مویا ناخن باشد) و فرقی نیست بین موی سروریش و غیر اینها (مثلا از موی سبیل و آبرو) او الظفر یعنی ویا تقصیراز ناخن دست یا پا باشد ولو حلق بعض.. یعنی اگر چنانچه بعضی از موی سر را بتراشد کافی است، و آنکه حرام

    است همانا تراشیدن تمام سریا مقداری که بر آن، تراشیدن تمام سر صدق کند چنانکه سابقا توضیحش دادیم).

    و به یتحلل.. یعنی و به سبب تقصیر، بیرون می آید از احرام عمره، پس حلال می شود برای او تمام آنچه که حرام شده بود بر او به احرام، حتی نزدیکی کردن با زن براوحلال می شود.

    ولو حلق) جمیع رأسه عامدا عالما (فشاه)، ولا یجزئ عن التقصیر للنهی، وقیل: یجزئ، لحصوله بالشروع، والمحرم متأخر. وهو متجه مع تجدد القصد، وناسیا، أو جاهلا لاشئ علیه، ویحرم الحلق ولو بعد التقصیر. ولو جامع قبل التقصیر عمدا فبدنه للموسر، وبقره للمتوسط، وشاه للمعسر). والمرجع فی الثلاثه إلى العرف بحسب حالهم ومحلهم. ولو کان جاهلا أو ناسیا فلا شئ علیه.

    (ولو حلق) جمیع رأسه.. فرع دیگری است توضیحش اینکه شارح در بالا فرمود: تراشیدن تمام سر جایز نیست. حالا مصتف می فرماید اگر تمام سر را عمدا ودر حالی که مسأله اش را می داند، بتراشد چون کار حرامی کرده باید یک گوسفند بعنوان کفاره بکشد.

    وآن تراشیدن به جای تقصیرکفایت نمی کند و باید برای بیرون آمدن از احرام، تقصیر به چیز دیگر (مثلا ناخن) کند، زیرا تراشیدن سر، مورد نهی بوده، و در علم اصول ثابت شده که نهی در عبارت موجب فساد و بطلان است پس تراشیدن تأثیری در بیرون آمدن از احرام نمی کند.

    ولی بعضی از فقهاء گفته است که تراشیدن تمام سرکفایت میکند به جای تقصیر، زیرا او وقتی که شروع به تراشیدن سرکرد چون حرام نبوده در همان اول، تقصیر حاصل می شود (زیرا چنانکه در بالاشارح فرمود: تراشیدن بعض سرکافی است برای تقصیر) وآنکه حرام است، بعد از آن واقع شده یعنی وقتی که ادامه به تراشیدن سرداد وهمه سر را تراشید، این کارش حرام می شود، بنابراین در وقت حصول تقصیر، حرامی نبوده و بعد از حصول تقصیر حرام واقع شده.

    شارح می فرماید که این دلیل در یک صورت درست است و آن در صورتی که از اول، قصد تراشیدن همه سر را نداشته بلکه قصد تراشیدن بعضی آن را داشته و سپس در اثناء، تصمیم به تراشیدن همه سربگیرد، در این صورت است که به واسطه شروع در تراشیدن، تقصیر حاصل شده و کار بعدی او که ادامه دادن به تراشیدن باشد حرام بوده.

    ولی اگر از اول، قصد تراشیدن همه سر را داشته باشد، از همان اول کارش حرام بوده و تقصیر حاصل نمی شود پس دلیل مذکور در این صورت درست نیست.

    تطبیق :  ولو خلق.. یعنی واگرهمه سرش را عمدا تراشید در حالی که علم به مسأله (یعنی حرمت تراشیدن) هم داشت، پس یک گوسفند باید بکشد و این تراشیدن کفایت نمی کند به جای تقصیر، زیرا نهی از تراشیدن شده، و بعضی گفته اند که کفایت میکند، زیرا تقصیر حاصل می شود بمجرد شروع در تراشیدن، و آنکه حرام است، بعد از حصول تقصیر می باشد (که آن حرام، ادامه دادن به تراشیدن تا تمام سر است).

    شارح می فرماید: این قول نیکوست در یک صورت وآن) صورتی که قصد (به تراشیدن همه سر) بعد حاصل شود (یعنی بعد از شروع به تراشیدن، واما اگر از اول، قصد تراشیدن همه سر را داشته باشد از همان اول حرام است).

    و ناسیه أو جاه”.. اگر چنانچه از روی فراموشی یا ندانستن مسأله، تمام سرش را بتراشد، کفاره بر او واجب نیست.

    ویحرم الحلق.. مطلب دیگری است توضیحش اینکه: تراشیدن همه موی سر حتی بعد از تقصیر نیز حرام است چون بعد از عمره تمتع، حج تمتع شروع می شود

    ویکی از افعال حج، تقصیریا حلق است پس باید برای آن، موهایش را بلند نگه دارد تا بتواند تفصیر ویا حلق در اعمال حج را بجا آورد. ولو جامع قبل التقصیر.. مسأله دیگری است توضیحش اینکه: اگر کسی قبل از تقصیر، عمدا نزدیکی با زنش کند باید کفاره بدهد، وکفاره آن بحسب قدرت مالی انسان فرق می کند به این تفصیل که اگر از نظر مالی توانگر باشد، یک شتر بکشد، و اگر از نظر مالی میانه حال باشد یک گاو بکشد، و اگر فقیر و تنگدست باشد یک گوسفند بکشد. و میزان در توانگری و میانه حال بودن و تنگدستی، نظر عرف است بحسب حال و مکان حاجی باین معنی که ممکن است کسی بحسب وضع مالی در مکه، فقیر محسوب شود ولی در شهر خود توانگر باشد، در این صورت کفاره اوشتر است.

     تطبیق :  ولو جامع.. یعنی اگر مجامعت کند پیش از تقصیر عمده پس (کفاره آن، یک شتر است برای توانگر، و یک گاو است برای متوسط الحال، و یک گوسفند است برای تنگدست، و میزان در این سه گروه، عرف است بر حسب حال آنها و مکان آنها ولوکان جاهلا.. یعنی اگر (دروقت مجامعت قبل از تقصیر) جاهل به مسأله و یا فراموشکار بوده باشد، در این صورت کفاره بر او نیست.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.