حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنج شنبه, ۱۱ آذر , ۱۴۰۰ 27 ربيع ثاني 1443 Thursday, 2 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۶۶
    24 آبان 1400 - 19:45
    شناسه : 1189
    بازدید 19
    2
    فقه 3 کتاب الحج

      افعال عمره تمتع فصل ۴ بود و تمام شد افعال حج تمتع  فصل ۵  و الان مشغول آن هستیم الفصل الخامس: فی أفعال الحج وهی الإحرام، والوقوفان ومناسک منی، وطواف الحج، وسعیه، وطواف النساء، ورمی الجمرات، والمبیت بمنى) والأرکان منها خمسه: الثلاثه الأول، والطواف الأول والسعی. افعال حج الفصل الخامس: فی أفعال الحج… توضیح: […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

     

    • افعال عمره تمتع فصل ۴ بود و تمام شد
    • افعال حج تمتع  فصل ۵  و الان مشغول آن هستیم

    الفصل الخامس: فی أفعال الحج وهی الإحرام، والوقوفان ومناسک منی، وطواف الحج، وسعیه، وطواف النساء، ورمی الجمرات، والمبیت بمنى) والأرکان منها خمسه: الثلاثه الأول، والطواف الأول والسعی.

    افعال حج

    الفصل الخامس: فی أفعال الحج… توضیح: چنانکه سابق دانسته شد حج تمتع مشتمل بر دو قسمت اعمال است، اول اعمال عمره، دوم اعمال حج پس از تمام شدن اعمال عمره تمتع، نوبت به اعمال حج آن می رسد و اعمال حج عبارتند از:

    1. بستن احرام از مکه به تفصیلی که خواهد آمد.

    ۲. بودن در سرزمین عرفات که در چهار فرسخی مکه است از ظهر روز نهم ذی الحجه تا مغرب.

    ٣. بودن در مشعرالحرام که در میانه عرفات ومکه واقع است، شب دهم از اول شب  و یا از طلوع فجر تا طلوع آفتاب.

    ۴. اعمال منی که در حدود یک فرسخی مکه است (رمی جمره عقبه، قربانی، سر تراشیدن ویا از ناخن گرفتن).

    ۵. طواف حج پس از مراجعت به مکه، ونماز آن.

     ۶. سعی بین صفا و مروه .

     ۷. طواف النساء ونمازآن.

     ۰۸ رمی جمرات سه گانه در روز یازدهم و دوازدهم

     ۹. بودن در منی شب یازدهم و دوازدهم.

    پنج تا از این اعمال، رکن حج می باشند که اگرعمد ترک شوند حج باطل می شود و آنها عبارتند از: سه عمل اول، ودیگر طواف حج و سعی.

    شیخ بهایی (بطوری که به او نسبت داده اند) برای اینکه اعمال عمره و حج و ترتیب آنها در اذهان طلاب باقی بماند آنها را با رمز حرف اول آنها در یک شعرجمع کرده است و آن این است:

    أطرسّت» للعمره الجعل نهج أو وأرنحط رس طرمره لحج یعنی (أطرشت) را برای عمره طریق شناخت اعمال آن قرار بده ورأوو أرنحط رس طرمر) را برای حج، طریق شناخت اعمال آن قرار بده، به این ترتیب:

    الف: احرام از میقات. ط: طواف : رکعتین طواف. س: سعی بین صفا و مروه . ت: تقصیر.

    مجموع اینها کلمه (أطرشت) را تشکیل می دهد که رمز عمره است و مشروح در جلد قبلی دانسته شد، واما رمزاعمال حج به این ترتیب است:

    الف: احرام از مکه. و: وقوف در عرفات. و: وقوف در مشعر. الف: إفاضه (یعنی کوچ کردن) از عرفات ومشعر به سرزمین منی. : رمی جمره العقبه. ن: نحر یعنی قربانی.

    ح: یعنی تراشیدن سرو برای کسی که حج او حج اول نیست چیدن مقداری مویا ناخن.

    ط: طواف حج. : رکعتین طواف حج س: سعی میان صفا و مروه . ط: طواف النساء. : رکعتین طواف. م: مبیت (یعنی بیتوته) در منی. : جمرات سه گانه.

    ناگفته نماند که شیخ بهایی افاضه از عرفات ومشعر یعنی کوچ کردن از آنجا بطرف منی را عمل مستقل برای حج شمرده است، در صورتیکه عمل مستقل نیست.

    الفصل الخامس.. یعنی فصل پنجم در بیان افعال است و آن عبارت است از: احرام و دووقوف (وقوف در عرفات ووقوف در مشعر) و مناسک منی و طواف حج (که طواف زیارت نیز نامیده می شود نظر به اینکه طواف حج پس از طی مراحل وقوف به عرفات ومشعر و قربانی و پاک شدن از گناه، به عنوان زیارت خدا وخانه وی انجام می شود) و سعی حج و طواف النساء وسنگ انداختن به سه جمره، وبیتوته کردن در منی و الأرکان منها.. یعنی رکن ها از آنها پنج تا ست، سه تای اول و طواف اول (یعنی طواف حج) وسعی.

    ناگفته نماند که چنانکه در جلد قبلی از این شرح گفتیم، معنای رکن در حج با رکن در نماز فرق می کند، رکن در حج آن است که ترک آن عمده مبطل حج است و سهو مبطل نیست ولی رکن درنماز آن است که ترک آن، عمده وسهوا مبطل است.

    القول فی الإحرام والوقوفین: یجب بعد التقصیر، الإحرام بالحج على المتمتع) وجوبا موسعا، إلى أن یبقى للوقوف مقدار ما یمکن إدراکه بعد الإحرام من محله. ویستحب) إیقاعه (یوم الترویه) وهو الثامن من ذی الحجه، سمی بذلک لأن الحاج کان یتروى الماء لعرفه من مکه، إذ لم یکن بها ماء کالیوم، فکان بعضهم یقول لبعض: ترویتم لتخرجوا (بعد صلاه الظهر)، وفی «الدروس»: بعد الظهرین المتعقبین لسنه الإحرام الماضیه. والحکم مختص بغیر الإمام، والمضطر وسیأتی استثناؤهما. وصفته کما مر فی الواجبات والمندوبات والمکروهات.

    مبحث احرام و وقوف عرفات و مشعر القول فی الاحرام و الوقوفین.. توضیح: کسی که حج تمتع انجام می دهد، بعد از آنکه در عمره، آخرین اعمال آن یعنی تقصیر (کوتاه کردن مویا ناخن) را بجا آورد، باید واجب اول از واجبات حج تمتع را که احرام باشد انجام دهد.

    ووقت بستن احرام، تنگ نمی باشد که بلافاصله بعد از تمام شدن عمره باشد بلکه زمان آن موقع است و تا روز نهم ذی الحجه مهلت دارد تا آن وقتی که بتواند به وقوف در عرفات از ظهر روز نهم بعد از احرام بستن از مکه، برسد و به عبارت دیگر: مهلت آن تا وقتی است که پس از آن وقت، وقوف در عرفات بعد از بستن احرام از مکه ، فوت شود.

    ومستحب است که احرام آن را در روز هشتم ذی الحجه (که روز ترویه نامیده می شود. پس از خواندن نماز ظهر و خواندن نماز مستحبی احرام (شش رکعت پیش از نماز ظهر) ببندد.

    القول .. یعنی سخن در احرام و وقوف عرفات ومشعر است یجب بعد.. یعنی واجب است پس از تقصیر (که آخرین عمل عمره تمتع است). اینکه احرام به حج ببندد کسی که حج تمتع بجا می آورد، ووجوب آن موشع است تا وقتی که باقی بماند برای وقوف، مقدار زمانی که در این زمان بتواند درک کند وقوف را بعد از احرام بستن از محلش (که مکه باشد) من محله سابقا در فصل دوم گذشت که محل احرام حج تمتع، شهر مکه است از هر جای آن که باشد اگرچه مستحب آن است که احرام را از مسجدالحرام در مقام ابراهیم یا حجر اسماعیل بوده باشد.

    واحرام از غیرشهر مکه، جایز نیست مگر در صورت ممکن نبودن از خود شهرویا فراموشی که تفصیلش سابقا در فصل دوم گذشت.

    ویستحب.. یعنی مستحب است واقع ساختن احرام در روز ترویه وآن روز هشتم ذی الحجه می باشد. |

    سمی بذلک لأن الحاج.. توضیح: در وجه تسمیه آن روز به روز ترویه، دوجهت ذکر کرده اند که شارح در اینجا یکی را ذکر نموده که توضیحش این است که ترویه مشتق از ری به معنای تدارک آب و سیراب شدن و آبگیری و ذخیره کردن آب و بارکردن آن بر شتر آب کش، و برداشتن از آن باشد، و چون در زمان صدر اسلام در صحرای عرفات آب وجود نداشت و حاجیها در این روز شتروسایر چهارپایان را آب میدادند و برای عرفات آب تهیه و بارگیری می نمودند و با خودشان آب را از مکه همراه می بردند و به عرفات حمل می کردند لذا روز هشتم ذی الحجه را روز ترویه نامیدند (یعنی روز آبگیری و ذخیره کردن آب) و هنگامی که حاجیان به یکدیگر می رسیدند از هم سؤال می کردند که آیا آب با خود برداشتید و خود را سیراب کردید تا بسوی عرفات بروید؟

    اکنون جای بسی شکرگزاری است که در عرفات و منی آب لوله کشی موجود است و زائرین خانه خدا احتیاجی به بردن آب ندارند.

    این وجه تسمیه مطابق روایتی است که شیخ صدوق آن را در کتاب «علل الشرایع» ذکر کرده.

    ووجه دیگری را در تسمیه به ترویه، علامه حلی در کتاب «منتهی» ذکر کرده و آن اینکه ترویه از «ری» به معنای تفکر کردن باشد بجهت اینکه حضرت ابراهیم ع در شب هشتم ذی الحجه، خواب دید پسرش را ذبح می کنند، صبح که از خواب بیدار شد پیش خود فکر می کرد که آیا این خواب شیطانی است یا رحمانی، بدین جهت آن روز را روز ترویه (تفکرکردن) نامیدند، پس وقتی که شب شد (که شب نهم باشد و

    ش ب عرفه دوباره آن خواب را دید، وقتی از خواب بیدارشد دانست که خواب رحمانی است بدین جهت روز نهم را روز عرفه نامیدند.

    یتروى الماء یعنی آب بر می داشتند به وسیله شترإذ لم یکن بها ماء یعنی چون زمان سابق در عرفات، آب نبود بمثلی که امروز (زمان شهید ثانی) آب وجود دارد

    نوشته اند که تا نیمه دوم قرن دوم در آنجا آب وجود نداشت و در آن زمان، توسط زبیده همسر هارون عباسی قناتی احداث گردید که از عرفات می گذرد و به مکه منتهی می گردد و گویند که تا عصر حاضر باقی مانده است و قسمتی از آب آشامیدنی ولوله کشی مکه و عرفات و منی از آن، و قسمت دیگر از چاه های عمیق و قناتی که دولت سعودی احداث کرده تأمین میگردد) ترؤیتم ظاهرا این جمله به طور استفهام است یعنی بعضی به بعض دیگر می گفتند: آیا آب همراه خود برداشتید؟

    بعد صلاه الظهر.. یعنی مستحب است که در آن روز، احرامش بعد از نماز ظهر باشد، و در کتاب «دروس» فرموده: که بعد از نماز ظهر وعصر که این دو نیز بعد از نماز

    مستحبی احرام بوده باشند، باشد الماضیه یعنی نماز مستحبی احرام که دستورش سابقا گذشت.

    والحکم مختص بغیر الأمام.. توضیح: استحباب مذکور، اختصاص به غیر امام حج (سرپرست حج وغیر شخص مضطر (مثل پیرمرد و مریض دارد و اما برای امام حج ومضطر، حکم دیگری است که بعدا مصتف آن را ذکر خواهد کرد و آن اینکه برای آنها مستحب است در روز ترویه، پیش از نماز ظهر و عصر، احرام ببندد و بسوی منی رود تا نماز ظهر و عصر را در سرزمین منی بجا آورد، زیرا برای امام حج، سزاوار است که پیش از حجاج حرکت کند تا منزل را آماده کند و در موقع کوچ از منزل، بعد از همه کوچ کند تاکسی یا اثاثی جا نماند.

    وسیأتی إستثنائهما یعنی وبزودی خواهد آمد استثناء امام ومضطراز حکم مذکور وآن در عبادت مصتف که خواهد فرمود: «والإمام یخرج من مکه إلى منى قبل الصلاتین وکذا ذوالعذر». .

    ناگفته نماند که مقصود از امام، امام حج یا امیر حج است که در صدر اسلام از طرف پیغمبر یا امام معصوم علی منصوب می شده برای اینکه امور حجاج را منظم کند و آنان در اعمال حج و انتقال از موقفی به موقف دیگر از وی تبعیت می نمودند و حتی نماز جماعت را در همه جا، وی اقامه می نموده است و در عصر حاضر، مدیر کاروان وروحانی می باشد).

    وصفته کما مر.. کیفیت احرام از نظر واجبات و مستحبات و مکروهات، همانطوری است که در احرام عمره گذشت.

    ثم الوقوف) بمعنى الکون (بعرفه من زوال التاسع إلى غروب الشمس مقرونا بالنیه) المشتمله على قصد الفعل المخصوص، متقربا بعد تحقق الزوال بغیر فصل. والرکن من ذلک أمرکلی وهو جزء من مجموع الوقت بعد النیه ولو سائرا. والواجب الکل.

    وقوف در عرفات ثم الوقوف) بمعنى الکون.. توضیح: پس از بستن احرام در مکه، واجب دوم این است که روز نهم ذی الحجه، ازوقت ظهر تا غروب آفتاب در صحرای عرفات بماند.

    ومقصود از غروب، همان غروب شرعی است و آن به این است که سرخی طرف مشرق از بالای سر بطرف مغرب بگذرد که در این وقت غروب شرعی تحقق می یابد، نه اینکه فقط قرص آفتاب پنهان شود.

    و در وقوف، نیت باید کرد و کیفیت آن اینست که قصد کند عمل مخصوص را به قصد قربت به این صورت: وقوف میکنم و می مانم در عرفات از ظهر امروز (نهم ذی الحجه) تا غروب شرعی در حج تمتع از فریضه حجه الاسلام بجهت اطاعت فرمان خدا واجب قربه إلى الله.

    واین نیت را بعد تحقق ظهر (به زوال آفتاب از وسط آسمان بلافاصله باید واقع سازد.

      تطبیق : ثم الوقوف.. یعنی سپس بعد از بستن احرام در مکه) واجب است وقوف یعنی ماندن، در عرفه (عرفات) از ظهر روز نهم تا غروب آفتاب ، در حالتی که همراه با نیت باشد که این نیت مشتمل بر قصد فعل مخصوص با قصد قربت، بوده باشد، و آن را بلافاصله بعد از تحقق ظهر، واقع سازد بمعنى الکون.. اینکه وقوف را تفسیر به کون (بودن) کرده بجهت این است که اصل وقوف به معنای ایستادن است و چون ایستادن در عرفات واجب نیست بلکه آنکه واجب است همانا

    بودن و ماندن در عرفات می باشد به هر نحوی باشد خواه نشسته و خواه ایستاده یا خوابیده، خواه در حرکت باشد و خواه ساکن، بدین جهت وقوف را تفسیر به کون کرد تا اینکه خیال نشود که ایستادن در آنجا واجب است هرچند افضل ایستادن است چنانکه بعدا خواهد آمد.

    بعرفه عرفه یا عرفات، بیابان صاف و همواری است در جنوب دامنه کوهی بنام عرفات که خاک آن ماسه نرم است.

    عرفات در ۲۴ کیلومتری شمال مکه و خارج از حد حرم است، و در وجه تسمیه آن وجوهی ذکر کرده اند که ما به سه وجه اکتفا میکنیم:

    ١. مشهور است که توبه حضرت آدم در این بیابان قبول شده و آدم ابوالبشر و همسرش حواء پس از هبوط از بهشت و سالها دوری از یکدیگر در آنجا بهم رسیدند و چون این مرد وزن در این سرزمین با هم روبرو شده و یکدیگر را شناختند و بحقوق متبادل بین خود معرفت یافتند لذا محل معارفه را «عرفات» و آن روز را که روز نهم ذی الحجه بوده «عرفه» گفته اند.

    ۲. بطوری که قبلا نیزدرضمن روایتی گذشت حضرت ابراهیم خلیل عالی در شب نهم ذی الحجه خواب دید که فرزندش اسماعیل را سر می برد و هنگام صبح عارف شد و دانست که آن خوابی که دیده رحمانی است، از اینروروزنهم ذی الحجه، عرفه و آن محل را عرفات نامیدند.

    ٣. حضرت ابراهیم خلیل در آن بیابان، شیطان را که قصد وسوسه اش را داشت شناخت و او را از خود دور کرد و یا جبرئیل امین در آن سرزمین به حضرت ابراهیم گفت: مناسک خود را بشناس، و آن حضرت در آنجا به مناسک و وظایف حج معرفت پیدا کرد بدین جهت آن محل را عرفات نام نهادند.

    والرکن من ذلک أمرکلى.. مطلب دیگری است توضیحش اینکه: همانطوری که دانسته شد وقوف از وقت ظهر تا غروب واجب است ولی تمام این مدت، رکن حج نمی باشد بلکه آنکه رکن است همانا یک مقدار از مجموع آن وقت است هرچند در

    حال حرکت باشد، و این مقدار هم معین نمی باشد بلکه کلی است به مقداری که مسمای وقوف، صدق کند که بگویند وقوف کرد و این بمثل نصف ساعت یا ربع ساعت، صدق می کند.

    بنابراین اگر چنانچه عمده وقوف را آنقدر تأخیر اندازد که نزدیکی های غروب خودش را به عرفات برساند و پیش از غروب، مقدار کمی هرچند در حال حرکت و بدون توقف در آنجا باشد که از یک طرف وارد شود و از طرف دیگر خارج گردد، در این صورت حج او صحیح است چون به مقداری که رکن است را درک کرده است هرچند معصیت نیز کرده چون از اول ظهر وقوف نکرده در حالی که بر او واجب بود تمام وقت را وقوف کند.

    ونیز اگر کسی از اول ظهر بود و یک ساعت مثلا پیش از غروب از آنجا کوچ کند بطرف مشعر، حج او صحیح است ولی معصیت کرده.

    تطبیق  : و الرکن… یعنی رکن از وقوف به عرفات، امرکلی است و آن جزیی از مجموع وقت (از زوال تا غروب) است بعد از نیت، گرچه (آن جزء از وقوف) در حال سیر و حرکت باشد والواجب الکل یعنی آنکه واجب است همانا مجموع آن وقت است که اگر در مقداری از آن مجموع، وقوف را ترک کند معصیت کرده ولی حجش صحیح است چون رکن را ترک نکرده، زیرا مجموع وقت، رکن نیست بلکه مقداری از آن، رکن است و فرض این است که به این مقدار، وقوف کرده).

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.