حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۷۰
    29 آبان 1400 - 15:40
    شناسه : 1195
    بازدید 41
    2
    فقه 3 کتاب الحج

    (مصیبه للجمره) وهی البناء المخصوص، أو موضعه وما حوله مما یجتمع من الحصان کذا عرفها المصنف فی «الدروس» . وقیل: هی مجمع الحصا دون السائل . وقیل : هی الأرض. ولو لم یصب لم یحتسب، ولو شک فی الإصابه أعاد، لأصاله العدم. سوم ) خوردن سنگریزه به جمره مصیبه للجمره)… توضیح: واجب سوم در رمی، […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    (مصیبه للجمره) وهی البناء المخصوص، أو موضعه وما حوله مما یجتمع من الحصان کذا عرفها المصنف فی «الدروس» . وقیل: هی مجمع الحصا دون السائل . وقیل : هی الأرض. ولو لم یصب لم یحتسب، ولو شک فی الإصابه أعاد، لأصاله العدم.

    سوم ) خوردن سنگریزه به جمره

    مصیبه للجمره)… توضیح: واجب سوم در رمی، این است که سنگریزه ها باید به جمره بخورد پس هریک از سنگریزه ها که بجمره اصابت نکرد حساب نمی شود و باید مجددا بیندازد.

    ودر تفسیرجمره، فقهاء اختلاف کرده اند بر سه قول:

    1. قول مرحوم مصنف است در کتاب «دروس» که فرموده: جمره عبارت است از آن بناء مخصوص (ستونی که از آجروسنگ و گچ ساخته شده و اگر فرضا بنایی نبود، جمره عبارت است از محل آن بناء و حواشی آن که سنگریزه ها در آن جمع می شود.

    پس از ظاهر این قول، استفاده می شود که چه سنگریزه به آن بناء بخورد و چه به سنگریزه هایی که در آنجا جمع می شود کفایت میکند و صحیح است.

    ۲. بعضی گفته اند که جمره، عبارت است از محلی که سنگریزه ها جمع شده اند نه جایی که سنگریزه ها سرازیر شده و پراکنده اند.

    وظاهره فرق این قول با قول اول این است که قول اول در صورتی که بناء بوده باشد، زدن به آن بناء را کافی وصحیح می داند ولی قول دوم، آن بناء را کافی نمی داند و باید به جایی که سنگریزه ها جمع شده بخورد.

    و شاید هم فرق آن دو قول در این جهت است که مصتف در صورتی که بناء نبوده باشد هرجایی که سنگریزه باشد را جمره میداند، چه آنجایی که سنگریزه ها جمع شده باشند و چه متفرق و پراکنده و سرازیر باشند، ولی بنابر قول دوم ، فقط آن جایی که سنگریزه ها جمع شده اند معتبر است.

    ٣. بعضی دیگر گفته اند که جمره ، زمین آنجاست، و فرق این قول با قول اول و دوم این است که بنا بر قول سوم باید سنگریزه به زمین آنجا بخورد نه به سنگریزه هایی که در آنجا جمع شده است ولی بنابر قول اول و دوم، چه به زمین آن سنگریزه ها بخورد و چه به خود سنگریزه هایی که درآنجا جمع شده بخورد، صحیح است.

    تطبیق  :   مصیبه للجمره .. یعنی در حالی که سنگریزه ها اصابت کنند به جمره، وجمره آن بناء مخصوصی است (در صورتی که بنا باشد) و یا محل آن بناست (در صورتی که بناء نبوده باشد) به اضافه پیرامون آن از جاهایی که سنگریزه ها جمع می شود، اینچنین تفسیر کرده جمره را مصتف در کتاب «دروس»، و گفته شده که جمره عبارت است از محل اجتماع سنگریزه ها، نه محل سرازیر شده از سنگریزه ها (که پراکنده و متفرق شده اند)، وگفته شده جمره همان زمین آنجاست.

    فلولم تصب.. یعنی پس اگر سنگریزه اصابت به جمره نکند حساب نمی شود ولوشک.. اگرشک نماید که سنگریزه ای که زده آیا بجمره خورده یا خیر، باید دوباره بزند، چون أصل این است که نخورده است (و خلاصه آنکه باید آنقدر سنگریزه پرتاب شود تا هفت عدد آن به جمره برخورد کند).

    ویعتبرکون الإصابه (بفعله) فلا یجزی الاستنابه فیه اختیارا، وکذا لو حصلت الإصابه بمعونه غیره، ولو حصاه أخرى. ولو وثبت حصاه بها فأصابت لم یحتسب الواثبه، بل المرمیه إن أصابت. ولو وقعت على ما هو أعلى من الجمره ثم وقعت فأصابت کفی. وکذا لو وقعت على غیر أرض الجمره، ثم وثبت إلیها بواسطه صدم الأرض، وشبهها. واشتراط کون الرمی بفعله أعم من مباشرته بیده. وقد اقتصر هنا وفی «الدروس» علیه، وفی رساله الحج اعتبرکونه مع ذلک بالید وهو أجود.

    چهارم ( مباشرت در رمی

     ویعتبرکون الإصابه .. واجب چهارم در رمی این است که زدن سنگریزه به جمره را حاجی باید شخصا خودش انجام دهد، بنابراین کافی نیست در حال اختیار(بدون داشتن عذر) کسی را نایب بگیرد درانداختن سنگریزه.

    وهمچنین کافی نیست اگر سنگریزه به کمک دیگری، به جمره بخورد چه اینکه آن دیگری انسان و یا حیوان باشد (مثل اینکه سنگریزه برخورد کند به لباس شخص دیگر، واولباسش را حرکت دهد که به وسیله حرکت آن، سنگریزه به جمره بخورد، و یا مثل اینکه سنگریزه به سرکسی مثلا بخورد و آن شخصی، سرش را حرکت دهد که آن سنگ به جمره بخورد بطوری که اگر حرکت لباس آن انسان و یا حرکت سراو نبود، آن سنگریزه به جمره نخورده بود) و چه اینکه به وسیله چیز دیگر باشد مثل اینکه سنگریزه دیگری در هوا به سنگریزه بخورد و آن را به جمره برساند بطوری که اگر آن سنگریزه دیگری نبود، سنگریزه اولی به جمره نمی خورد.

    تطبیق  :   ویعتبر.. یعنی شرط است که خوردن سنگریزه به جمره، به فعل خود حاجی باشد پس کافی نیست نایب گرفتن در رمی، در حال اختیار(واما اگر مضطر باشد مثل اینکه بیمار است که نمی تواند رمی جمره کند ویا پیرمرد وضعیف المزاج ویا زن است که نمی تواند فشار جمعیت را در جمره عقبه تحمل نمایند، جایز است آنها نایب بگیرند در زدن سنگریزه) وکذا لوحصلت.. یعنی وهمچنین (کفایت نمیکند) اگر خوردن به جمره، به کمک دیگری باشد هرچند آن دیگری، سنگریزه دیگری باشد (چنانکه مثالش را زدیم).

    ولو وثبت حصاه.. فرع دیگری است توضیحش آنکه: اگر سنگریزه انسان به سنگریزه ای که در زمین است برخورد کند و آن سنگریزه ای که در زمین است بلند شود به جمره بخورد کافی نیست بلکه اگر سنگ خود حاجی به جمره خورد کفایت میکند.

    تطبیق  :   ولو وثبت .. یعنی اگر جستن کند سنگریزهای بسبب سنگریزه حاجی، پس آن سنگریزه بخورد به جمره، کفایت نمیکند آن سنگی که پریده بلکه آن سنگریزه ای که به واسطه حاجی پرتاب شده اگر به جمره خورد کفایت میکند.

    ولو وقعت على.. توضیح: اگر سنگریزه بیفتد به جایی که از جمره بلندتر است سپس از آنجا سرازیر شود و به جمره بخورد کفایت میکند.

    وهمچنین اگر سنگریزه بیفتد به زمین خارج از جمره سپس از آنجا در اثر برخورد با زمین، بپرد و به جمره بخورد کافی است وشبهها (ضمیر به أرض بر می گردد) مثل محمل و مانند آن.

    و إشتراط کون الرمی.. مطلب دیگری است توضیحش آنکه مصتف فرمود که شرط است زدن سنگریزه، به مباشرت خود حاجی باشد، شارح می فرماید این اعم است از اینکه چه به وسیله دست او باشد یا به وسیله عضو دیگر.

    ولی در «رساله حج» مصنف شرط کرده که فقط با دست باشد.

    تطبیق  :   وقد إقتصر هنا.. یعنی مصتف اکتفا کرده در این کتاب و در کتاب «دروس»، براینکه رمی به فعل او باشد (و دیگر به وسیله دست بودن را شرط نکرده ولی در «رساله حج» شرط نموده که رمی – علاوه براینکه به فعلی خود او باشد – به وسیله دست باشد، واین اشتراط خوب است.|

    بما یسمى رمیا)، فلو وضعها، أو طرحها من غیر رمی لم یجز، لأن الواجب صدق اسمه. وفی «الدروس» نسب ذلک. إلى قول . وهو یدل على تمریضه بما یسمى حجرا)، فلا یجزی الرمی بغیره ولو بخروجه عنه بالاستحاله. ولا فرق فیه بین الصغیر والکبیر ولا بین الطاهر والنجس، ولا بین المتصل بغیره – کفص الخاتم لوکان حجرا حرمیا – وغیره.

    پنجم – بطور پرتاب کردن بما یسمى رمیه … توضیح: واجب پنجم در رمی، این است که باید به وسیله پرتاب کردن سنگریزه به جمره بخورد، بنابراین اگر سنگریزه را روی جمره بگذارد ویا آن را از بالا روی جمره رها کند بطوریکه پرتاب کردن صدق نکند کافی نیست زیرا باید اسم رمی (پرتاب کردن) صدق کند.

    مصنف در کتاب «دروس»، این شرط را به بعضی از علماء نسبت داده و این نسبت دادن دلالت می کند براینکه خود مصتف آن را شرط نمیکند بلکه بهرجوری که سنگریزه به جمره برسد کافی است.

    تطبیق  :   بما یسمی.. یعنی خوردن به جمره بگونه ای باشد که پرتاب کردن نامیده شود، پس اگر آن را بنهد ویا رها کند بدون پرتاب کردن، کفایت نمی کند، زیرا آنکه واجب است این است که صدق کند پرتاب کردن، و در کتاب «دروس» نسبت داده آن را (یعنی بگونه پرتاب کردن را به قولی، واین نسبت دادن، دلالت میکند برناخوش داشتن مصتف آن قول را.

    ششم ( از جنس سنگ بودن

    بما یسمى حجرا.. توضیح: واجب ششم در رمی، این است که بر سنگریزه ها، اسم سنگ صدق کند و از جنس سنگ باشد، بنابراین اگر با چیزی که از جنس سنگ نیست، رمی جمره کند کفایت نمی کند، چه اینکه از اول سنگ نبوده (مثل آجرو کلوخ و مانند اینها ومثل چیزهای معدنی از قبیل طلا و نقره) و چه اینکه سنگ بوده وسپس به واسطه استحاله، از سنگ بودن خارج شده.

    و فرقی نیست در سنگریزه بین بزرگ و کوچک آن (البته نه آن مقدار کوچکی که عرفا به آن سنگریزه نگویند ونه آن مقدار بزرگ که از نام سنگریزه بودن بیرون آید) وبین پاک و نجس، ونیز فرقی نیست بین سنگریزه ای که چسبیده به چیز دیگر است مثل اینکه چسبیده به نگین انگشتر باشد (در صورتی که از جزو سنگ های منطقه حرم بوده باشد که شرط هفتم در رمی است) یا اینکه چسبیده به آن نباشد.

    تطبیق  :   بما یسمى حجره .. یعنی به سنگریزه ای باشد که سنگ بودن بر آن صدق کند پس کافی نیست رمی کردن با غیرسنگ، هر چند سنگ نبودن آن بسبب خارج شدن آن از سنگ بودن به واسطه استحاله باشد کفض الخاتم مثال است برای – بغیره – وکلمه فص (بفتح فاء یا ضم ویاکسر آن چنانکه درد أقرب الموارد» است) به معنای نگین می باشد و غیره عطف است بر – المتصل – یعنی فرقی نیست بین متصل وغیر متصل.

    (حرمیا، فلا یجزئ من غیره ، ویعتبر فیه أن لا یکون مسجدا، لتحریم إخراج الحصا منه المقتضی للفساد فی العباده. بکرا) غیر مرمی بها رمیا صحیحا، فلو رمی بها بغیر نیه، أو لم یصب لم یخرج عن کونها بکرا. ویعتبر مع ذلک کله تلاحق الرمی فلا یجزئ الدفعه وإن تلاحقت الإصابه، بل یحتسب منها واحده، ولا یعتبر تلاحق الإصابه.

    هفتم ( حرمی بودن سنگریزه

    حرمه فلا یجزئ .. توضیح: واجب هفتم در رمی، این است که سنگریزه ها تمامی از زمینی که جزو منطقه حرم است جمع آوری شود، پس اگر از خارج از منطقه حرم بدست آورده شود برای رمی، کفایت نمی کند.

    وضمنا در منطقه حرم نیز شرط است که از مسجد نبوده باشد چون خارج کردن سنگریزه مسجد، جایز نیست یعنی نهی از آن شده (چنانکه در کتاب الصلاه در بحث مکان مصلی گذاشت و در علم اصول ثابت شده که نهی در عبادت موجب فساد است پس رمی که عبادت است اگر به وسیله سنگ ریزه مسجد باشد باطل خواهد بود.

    البته به این استدلال، اشکال وارد می آید و آن اینکه نهی مستقیما به رمی نخورده بلکه نهی به بیرون آوردن سنگریزه از مسجد خورده که این مقدمه رمی است و منافات ندارد که مقدمه عبادت، حرام باشد ولی خود عبادت صحیح باشد مثل اینکه انسان با شتر غصبی به حج برود پس پیمودن راه که مقدمه حج است به وسیله شتر غصبی حرام است اما حج او صحیح خواهد بود.

    در مورد بحث هم منافات ندارد که بیرون آوردن سنگریزه از مسجد که مقدمه رمی است حرام باشد اما خود رمی صحیح باشد.

    آری به طریق غیر مستقیم، نهی به رمی هم خورده است و به اصطلاح ازباب امربه شی که اقتضا می کند نهی از ضدش را، به این بیان که بگوئیم وقتی که خارج کردن سنگریزه از مسجد، حرام بود پس واجب است فورا برگرداندن سنگریزه به مسجد، و وقتی که امر فوری به برگرداندن سنگریزه شده، این امر اقتضا می کند نهی از ضد آن را که زدن سنگریزه باشد پس نهی از زدن سنگریزه می شود ونهی در عبادت هم موجب فساد آن است یعنی اگررمی کند باطل می شود.

    تطبیق  :   رمیا.. یعنی سنگریزه کرمی (منسوب به منطقه حرم چهار فرسخ در چهار فرسخ اطراف مکه) باشد پس کفایت نمی کند (دررمی) سنگریزه از غیر حرم باشد، و شرط است در حرمی که سنگریزه از آن برداشته میشود اینکه مسجد نباشد، زیرا حرام است خارج کردن سنگریزه از حرم که آن تحریم، اقتضا میکند فساد وبطلان را در عبادت

    هشتم – بکربودن سنگریزه

    بکرا غیر مرمی بها.. توضیح: واجب هشتم در رمی این است که سنگریزه ها بکر یعنی استعمال نشده باشند به این معنی که کسی آن را قبلا به رمی صحیح به جمره نزده باشد و این دو جور است: یک وقت اصلا به آن هیچ دست نخورده و رمی نشده است، و یک وقت دست خورده و به آن رمی کرده اند اما به رمی باطل بوده مثل اینکه آن کسی که قبلا رمی کرده بدون نیت بوده، و یا اینکه به جمره اصابت نکرده، پس در این صورت هم آن سنگریزه بکر است و زدن با آن اشکال ندارد.

    تطبیق  :   بکرا .. یعنی باید بکریعنی زده نشده باشد به رمی صحیح پس اگر قبلا زده شده باشد بدون نیت (که رمی باطل است) و یا (با نیت بوده ولی) اصابت نکرده باشد (به جمره) خارج نمی شود آن سنگریزه از بکر بودن (پس زدن حاجی دیگری با آن سنگریزه صحیح است).

    نهم به دنبال هم بودن پرتاب

     و یعتبر مع ذلک کله.. توضیح: شارح یک شرط دیگری بر آن شرایط (واجبات) هشتگانه اضافه کرده و آن اینکه می فرماید: باید پرتاب کردن سنگریزه ها یکی یکی باشد پس اگر همه را یک مرتبه مشت کند و پرتاب کند کفایت نمی کند (گرچه در موقع خوردن به جمره، یکی یکی بخورد، بلکه در بین اینها یک سنگریزه به حساب می آید و شش تای دیگر حساب نمی شود و باید از نو بزند.

    سپس شارح می فرماید: که علاوه بر یکی یکی پرتاب کردن، دیگر شرط نیست که یکی یکی به هدف بخورد بلکه اگر سنگریزه ها را یکی یکی پرتاب کرد ولی مثلا سنگریزه اولی با دومی با هم به جمره خورد اشکال ندارد.

    تطبیق  :   ویعتبر.. یعنی شرط است علاوه بر همه شرطهای گذشته، اینکه به دنبال هم باشد پرتاب سنگریزه ها پس کافی نیست یکدفعه بودن پرتاب همه سنگریزه ها – هرچند به هدف خوردن آنها به دنبال هم باشد. بلکه در آن صورت حساب می شود از آن هفت سنگریزه (که یک دفعه پرتاب شده) یک سنگریزه (وشش تای دیگر را باید یکی یکی تکمیل کند) ولا یعتبر تلاحق الاصابه یعنی (چنانکه دانسته شد یکی یکی پرتاب کردن، شرط است) و شرط نیست یکی یکی خوردن به هدف.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.