حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۱۳ آذر , ۱۴۰۰ 29 ربيع ثاني 1443 Saturday, 4 December , 2021 ساعت تعداد کل نوشته ها : 76 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 1 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن
    قرآن کریم
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۷۲
    01 آذر 1400 - 15:01
    شناسه : 1202
    بازدید 14
    2

      ولو عجز عن السمین فالأقرب إجزاء المهزول، وکذا الناقص) لو عجز عن التام، للأمر بالإتیان بالمستطاع المقتضی امتثاله للإجزاء، ولحسنه معاویه بن عمار “إن لم تجد فما تیسرلک”. وقیل: ینتقل إلى الصوم، لأن المأمور به هو الکامل، فإذا تعذر انتقل إلى بدله وهو الصوم . چند مسأله در قربانی  ولو عجز عن السمین.. توضیح: […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

     

    ولو عجز عن السمین فالأقرب إجزاء المهزول، وکذا الناقص) لو عجز عن التام، للأمر بالإتیان بالمستطاع المقتضی امتثاله للإجزاء، ولحسنه معاویه بن عمار “إن لم تجد فما تیسرلک”. وقیل: ینتقل إلى الصوم، لأن المأمور به هو الکامل، فإذا تعذر انتقل إلى بدله وهو الصوم .

    چند مسأله در قربانی

     ولو عجز عن السمین.. توضیح: چنانکه در شرایط قربانی دانسته شد یکی از شرایط آن، چاق بودن است، حالا می فرماید که اگر انسان نتوانست قربانی چاق تهیه کند، لاغرکفایت می کند على الأقرب.

    ونیز یکی از شرایط، سلامتی و تام الخلقه بودن آن است، حال اگر نتوانست قربانی سالم تهیه کند، ناقص کفایت میکند.

    ودلیل در هر دو مسأله، دو حدیث است:

    اول: حدیث نبوی «اذا أمرتکم بشیء فاتوا منه ما استطعتم» یعنی وقتی شما را امر به چیزی کردم، بجا آورید از آن هرمقداری را که در توان شماست.

    تقریب استدلال به این حدیث آن است که در این حدیث امرشده به انجام هر مقداری که در توان انسان است که اگر انسان امتثال آن امرکند و مقدارمقدور را بجا آورد تکلیف از او ساقط می شود پس در مورد بحث، امر به قربانی شده، انسان اگر آنچه که در توانش می باشد از قربانی گرچه لاغروناقص باشد تهیه کند کافی خواهد بود.

    دوم: روایت حسنه معاویه بن عمار است که در این حدیث امام صادق علی می فرماید: «فان لم تجد فما تیترعلیک» یعنی اگر قربانی با شرایط) پیدا نکردی پس هرچه که برای تو میسر شد قربانی کن.

    و بعضی از فقهاء در دو مسأله مذکوره ، گفته اند که وقتی قربانی با شرایط پیدا نکرد، نوبت به روزه می رسد که باید بجای قربانی ده روز روزه بگیرد، به دستوری که بعدا در مسائل بعدی بیان خواهد شد)، و دلیل آن این است که مأمور به یعنی چیزی که امربه آن شده همانا قربانی کامل از جهت چاقی وسلامتی است، و وقتی که آن پیدا نشد، نوبت به بدل آن می رسد که روزه باشد.

    تطبیق :  لو عجز.. یعنی اگر عاجز شود از (قربانی) چاق، قول نزدیکتر به حق) کفایت کردن لاغر است، و همچنین (کفایت میکند) قربانی ناقص الخلقه

    غیرسالم) اگر عاجز شد از قربانی تام الخلقه للامر بالإتیان .. یعنی به دلیل اینکه امر شده (در حدیث نبوی که ذکر کردیم به بجا آوردن آن مقداری که در توان است، که عمل به این امر اقتضا می کند کفایت آن مقداری که در توان است، و نیز به دلیل روایت حسنه معاویه بن عمار (که در آن چنین فرموده) که: اگر پیدا نکردی قربانی (کامل) را پس (قربانی کن) آنچه که میسر برای توست و قیل ینتقل.. یعنی وگفته شده که در دو مسأله مذکورہ واجب منتقل به روزه می شود، زیرا مامور به همانا قربانی کامل است پس وقتی که کامل ممکن نشد، منتقل به عوض آن می شود که روزه باشد.

    کافی، ج ۴، ص ۴۹۱ وتهذیب، ج ۵، ص ۲۰۴.

    ولو وجد الثمن دونه) مطلقا (خلفه عند من یشتریه ویهدیه) عنه من الثقات إن لم یقم بمکه (طول ذی الحجه) فإن تعذر فیه فمن القابل فیه، ویسقط هنا الأکل فیصرف الثلثین فی وجههما، ویتخیر فی الثلث الآخر. بین الأمرین، مع احتمال قیام النائب مقامه فیه ولم یتعرضوا لهذا الحکم.

    ولو وجد الثمن.. مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگر حاجی در روز عید قربان، پول قربانی داشته باشد ولی قربانی اصلا پیدا نشود نه صحیح ونه ناقص، نه چاق و نه لاغر، در این صورت بر حاجی واجب است که پول قربانی را نزد شخصی امین و مورد اطمینان در مکه امانت بگذارد (در صورتی که خود حاجی در مکه نخواهد بماند و قصد بازگشت به وطن داشته باشد تا آنکه شخص مذکور در بقیه ایام ماه ذی الحجه، حیوانی بخرد و آن را به نیابت از حاجی قربانی نماید، و اگر در تمام آن ماه قربانی یافت نشود، در سال آینده در همان ماه انجام دهد.

    و نایب باید قربانی را سه قسمت کند، منتها سهمی که برای خوردن است در اینجا خوردن از آن ساقط می شود، زیرا خوردن بر خود حاجی واجب بود و فرض این است که حاجی در مکه نیست، پس باید دوسهم دیگر که برای صدقه و هدیه است را به مصرف برساند ولی سهم سوم (سهم خوردن را مخیر است بین اینکه صدقه بدهد یا هدیه کند.|

    واحتمال دارد که در این سهم سوم بگوئیم که باید نایب بجای حاجی از آن بخورد.

    تطبیق :  ولو وجد.. یعنی اگر بهای قربانی را داشته باشد، ولی قربانی به هیچ جور نیابد، بها را امانت بگذارد نزد کسی که آن را بخرد و قربانی کند از طرف حاجی دونه ضمیر به حیوان قربانی بر می گردد مِن الثقات.. (بیان است برای مَن یشتریه) یعنی از اشخاص مورد اطمینان (امین) إن لم یقم بمکه.. یعنی اگر حاجی در مکه قصد اقامت نداشته باشد و بخواهد به شهرش برگردد) طول ذی الحجه یعنی در طول ماه ذی حجه (بجای حاجی قربانی کند) فإن تعذر.. یعنی پس اگر قربانی در آن ماه ممکن نشد، در سال آینده در آن ماه انجام دهد فیه در ذی الحجه القابل فیه نیز ضمیر به ذی الحجه بر می گردد.

    ویسقط هنا.. یعنی در اینجا (که نایب عهده دار قربانی می شود) ساقط میگردد وجوب خوردن (از گوشت قربانی) پس (بعد از آنکه نایب، قربانی را سه قسمت کرد) صرف کند دوسهم را در مورد خودش (که صدقه وهدیه باشد و در سهم سوم، مخیر است بین دو امر(صدقه وهدیه یعنی اگر خواست همه آن سهم را صدقه دهد و اگر خواست هدیه کند).

    با اینکه احتمال دارد (در سهم سوم بگوئیم که نایب، جای حاجی بنشیند در خوردن (و به نیابت از حاجی، از سهم سوم بخورد نه اینکه آن را در صدقه ویا هدیه مصرف نماید).

    ولم یتعرضوا لهذا الحکم… یعنی فقهاء، حکم سهم سوم را ذکر نکرده اند (که آیابطور تخییر باید در صدقه وهدیه صرف گردد یا اینکه نایب به نیابت از حاجی باید از آن سهم بخورد).

    ولو عجز عن تحصیل الثقه، أو (عن الثمن) فی محله ولو بالاستدانه على ما فی بلده، والاکتساب اللائق بحاله وبیع ما عدا المستثیات فی الدین (صام) بدله عشره أیام (ثلاثه أیام فی الحج متوالیه) إلا ما استثنی (بعد التلبس بالحج) ولو من أول ذی الحجه، ویستحب السابع وتالیاه، وآخر وقتها آخر ذی الحجه.

    ولو عجز عن تحصیل الثقه.. توضیح: اگر چنانچه حاجی، در مکه شخص مورد اطمینان پیدا نکند که بهای قربانی را نزد او امانت بگذارد تا قربانی خریداری و ذبح نماید، و یا اگر شخصأ در آنجا بهای قربانی نداشته باشد و حتی نتواند از راه قرض تهیه کند (که بعدا در شهر خودش آن را بپردازد) و نیز نتواند در مکه یک کسب لایق به شأنش پیدا کند برای تهیه پول قربانی، و نیز نتواند یکی از اجناس خود بجز مستثنیات دین (مثل خانه و کتاب ویا خادم وغیر اینها که از مستثنیات دین می باشند) را بفروشد بخاطر اینکه چیزاضافی بر آنها ندارد که بفروشد و قربانی تهیه کند.

    باید در آن دو صورت بالا به عوض قربانی، ده روز روزه بگیرد به این ترتیب که سه روزش را در سفر حج پی درپی بگیرد، مگر اینکه مصادف با روز عید و ایام تشریق شود مثل اینکه از روز هشتم شروع به روزهها کند که در این صورت چون روزه گرفتن در روز عید قربان (روزدهم) و روزهای تشریق (روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم) حرام است باید بعد از گرفتن روزه در روز هشتم و روزنهم، روز سوم روزه ها را بعد از ایام تشریق بگیرد پس فاصله افتادن بین دو روز اول باروز سوم اشکال ندارد.

    البته باید روزه ها را بعد از آنکه شروع به حج ولو به واسطه بستن احرام برای عمره تمتع کرده باشد بگیرد و حتی می تواند بعد از بستن احرام، روزه ها را از اول ماه ذی

    الحجه بگیرد و این در صورتی است که از اول ماه ذی الحجه بداند که در روز عید قربان، قدرت بر تهیه قربانی نخواهد داشت.

    ومستحب این است که روزه ها را در روز هفتم و هشتم (روز ترویه) و نهم (عرفه) بگیرد، ونهایت وقت مجاز برای روزه ها تا آخرماه ذى الحجه می باشد.

    واما هفت روز باقیمانده از ده روز را بعد از آنکه به خانواده اش برگشت بگیرد.

    تطبیق :  ولو عجز.. یعنی اگر عاجز شود از یافتن شخص مورد اطمینان و یا (عاجز شود) از داشتن بهای قربانی در محل قربانی (یعنی منی) ولو بالإستدانه .. یعنی قدرت بر تحصیل بها نداشته باشد حتی به قرض کردن در مقابل آنچه که در شهرش دارد (که وقتی به شهرش برگشت از اموال موجود، قرضش را ادا کند، و خلاصه اینکه حتی به تحصیل بها از راه قرض هم نداشته باشد) ویا به کسب کردن وتجارتی که لایق و مناسب شأنش باشد (یعنی قادر به تحصیل بها از راه کسب هم نباشد) و یا به فروختن اشیایی – بجز چیزهایی که در قرض استثناء شده – (یعنی قادر به تحصیل بها از این راه هم نباشد).

    مستثنیات الدین مستثنیات دین (قرض) عبارت است از چیزهایی که انسان بدهکار اگر نتواند بدهی خود را بدهد، واجب نیست آن چیزها را بفروشد، از قبیل خانه ای که در آن نشسته واثاثیه منزل و چیزهای دیگری که به آنها احتیاج دارد مثل کتاب وخادم و مانند اینها.

    فروختن این اشیاء برای تهیه بهای قربانی در حج نیز واجب نمی باشد. صام بدله .. (جواب – لوعجز می باشد) یعنی وقتی که عاجز شد از تحصیل ش خص مورد اطمینان و یا بهای قربانی) باید ده روز روزه بگیرد عوض قربانی، سه روزش را در سفر حج پی در پی بگیرد مگر در روزهایی که استثناء شده (که فاصله شدن این روزها بین روزهای روزه اشکال ندارد، و آن روزهای عید قربان وایام تشریق یعنی روز یازدهم و دوازدهم و سیزدهم ذی الحجه می باشد پس اگر چنانچه سه روز روزه را از روز هشتم ماه ذی الحجه شروع کند، روز نهم هم روزه می گیرد و بعد از آن، روز عید که دهم ماه است و روزهای تشریق را نباید بگیرد و بعد از آن که روز چهاردهم است بگیرد پس این فاصله شدن بین دو روزویک روز اشکال ندارد).

    ناگفته نماند که حرمت روزه در ایام تشریق برای کسی است که در منی باشد واما برای کسی که در منی نباشد روزه آن روزها حرام نمی باشد چنانکه در کتاب الصوم در مسأله سیزدهم از مسائل پانزده گانه گذشت).

    بعد التلبس بالحج.. یعنی باید آن سه روز پس از شروع به حج (ولو به بستن احرام برای عمره حج تمتع) باشد هرچند از اول ماه ذی الحجه باشد (که توضیحش داده شد) ویستحب.. یعنی مستحب است روز هفتم و دو روز بعد آن، باشد و آخر وقتها.. یعنی آخرین فرصت برای آن سه روز روزه ، آخرماه ذی الحجه است

    وسبعه إذا رجع إلى أهله) حقیقه، أو حکماکمن لم یرجع، فینتظر مده لو ذهب لوصل إلى أهله عاده، أو مضی شهر. ویفهم من تقیید الثلاثه بالموالاه دون السبعه عدم اعتبارها فیها. وهو أجود القولین، وقد تقدم.

    وسبعه إذا رجع.. توضیح: هفت روز باقیمانده از ده روز را باید بعد از آنکه به خانواده اش برگشت بگیرد.

    چه حقیقه برگردد یا حتما به این معنی که اگر خواست در مکه بماند و به شهرش برنگشت باید صبر کند به مقداری که اگر در این مدت برگشته بود هرآینه بحسب عادت به خانواده اش را رسیده بود (مثلا اگر فاصله بین مکه و شهرش، بیست روز راه باشد باید بیست روز صبر کند و بعد از آن، روزه ها را بگیرد و یا اینکه یک ماه صبرکند کافی است هرچند فاصله شهرش تا مکه، بیش از یک ماه باشد (یعنی اگر فاصله بین مکه و شهرش بیشتر از یک ماه راه باشد، لازم نیست به آن مقدارصبرکند بلکه بعد از یک ماه می تواند روزه ها را بگیرد، پس در آن دو مورد برگشتن حکمی است. |

    تطبیق :  وسبعه .. یعنی وهفت روز، در وقتی که به خانواده اش برگشت چه حقیقت و چه حکماً کمن لم یرجع.. (مثال است برای رجوع حکمی) یعنی مثال کسی که به خانواده اش برنگردد (و در مکه بماند) پس او باید مدتی در مکه صبر کند که اگر در این مدت، رفته بوده هرآینه به خانواده اش رسیده بود بحسب عادت، و یا اینکه یک ماه بگذرد أو مضی شهر گویا مقصود این است که هرکدام از این دومدت کمتر بود به همان مقدارصبرکند کفایت میکند یعنی اگر مقدار رفتن به شهرش کمتر از یک ماه بود همان مقدار صبرکند و اگر بیشتر از یک ماه بود به مقدار یک ماه صبرکند کافی است.

    ویفهم من تقیید.. توضیح: شارح می فرماید از اینکه مصتف روزه های سه روز را تقیید به پی درپی بودن کرد اما هفت روز را تقیید به آن نکرد، استفاده می شود که در روزه های هفت روز، پی درپی بودن آنها شرط نمی باشد چنانکه قول بهتر همین است وسابقا در کتاب الصوم در مسأله هشتم گذشت.

    تطبیق :  الثلاثه یعنی ایام ثلاثه بالموالاه که فرمود: متوالیه دون السبعه یعنی اما ایام سبعه را تقیید به موالاه نکرد عدم اعتبارها نائب فاعل فهم میباشد و ضمیر به موالاه برمی گردد و ضمیر – فیها – به سبعه برمی گردد وهو یعنی عدم اعتبار موالاه درسبعه.

    ولا یجزی الهدی (الواحد إلا عن واحد، ولو عند الضروره) على أصح الأقوال . وقیل: یجزی عن سبعه وعن سبعین أولی خوان واحد. وقیل: مطلقا وبه روایات محموله على المندوب جمعا کهدی القران قبل تعینه، والأضحیه فإنه یطلق علیها الهدی. أما الواجب ولو بالشروع فی الحج المندوب فلا یجزی إلا عن واحد فینتقل مع العجز – ولو بتعذره – إلى الصوم.

    مسأله یک قربانی برای چند نفر ولا یجزی الهدى الواحد.. توضیح: باید هر حاجی برای خود مستقلا قربانی کند پس یک قربانی از چند نفر کفایت نمی کند یعنی جایز نیست دو نفر یا بیشتر در قربانی یک حیوان شریک شوند هرچند در وقت ضرورت باشد (یعنی بجز یک حیوان برای قربانی وجود نداشته باشد).

    واین قول أصح أقوال است، و دو قول دیگر در اینجا می باشد و آن اینکه:

    بعضی گفته اند یک قربانی کفایت می کند از هفت یا هفتاد نفری که غذاخورسر یک سفره باشند (یعنی اهل یک قافله ویا یک خانواده باشند). |

    ۲. بعضی گفته اند که مطلقا کفایت از هفت یا هفتاد نفر می کند چه در وقت ضرورت و چه در غیرضرورت، چه هم سفره باشند و چه نه.

    شارح می فرماید: که بر طبق این قول، روایاتی وارد شده ولی بجهت سازش دادن آنها با روایات دیگری که یک قربانی از چند نفر را کافی نمی داند، باید روایات اول را حمل بر قربانی مستحب نمود مثل قربانی حج قران (که گفته اند قبل از تقلید ویا

    اشعار آن، مستحب است ولی بعد از تقلید و یا اشعارآن، واجب و متعین برای قربانی کردن می شود پس قبل از تقلید و اشعار، جایز است چند نفر در قربانی آن شریک شوند) و یا مثل قربانی مستحب در غیر مناسک حج که به آن – أضحیه -گویند.

    واما در قربانی واجب (چه واجب به اصل شرع مثل حج واجب، وچه واجب به واسطه شروع در حج مستحب، زیرا به واسطه شروع در حج مستحب، قربانی برای آن واجب می شود) کفایت نمی کند یک حیوان برای چند نفر بلکه باید هرکس مستقلا برای خود قربانی کند پس اگر چنانچه قدرت بر قربانی کردن نداشته باشند (بجهت اینکه بهای قربانی نداشتند و یا یک حیوان بیشتر وجود نداشته باشد) وظیفه آنها گرفتن روزه می شود.

    تطبیق :  ولا یجزی.. یعنی یک قربانی کفایت نمی کند مگر از یک نفر و از چند نفر کفایت نمی کند، هرچند در وقت ضرورت باشد (که بجز یک حیوان برای قربانی وجود نداشته باشد و این صحیح ترین اقوال (در این مسأله) است. و بعضی گفته اند کفایت می کند یک قربانی از هفت و یا هفتاد نفری که صاحب یک سفره باشند خوان (بکسرخاء بروزن کتاب، وبه ضم خاء بروزن غراب نیز آمده است) یعنی سفره و قیل مطلق.. یعنی و بعضی گفته اند که کفایت میکند از هفت یا هفتاد نفر، مطلقا (چه هم سفره باشند و چه نه، ونیز چه در وقت ضرورت و چه در غیر ضرورت) و بر طبق این قول، روایاتی هست که باید آنها را حمل بر قربانی مستحب کرد بجهت سازش دادن بین این دسته از روایات و بین دسته دیگر که یک قربانی را از چند نفرکافی نمیداند (و مقصود از قربانی مستحب، قربانی در حج مستحب نیست، زیرا قربانی حج مستحب وقتی که شروع به حج کرد واجب می باشد چون گفته اند که کسی که در حج مستحب شروع کند واجب است آن را تمام کند و در نتیجه قربانی

    آن هم واجب خواهد بود، بلکه مقصود از قربانی مستحب این است که می فرماید:) مثل قربانی حج قران قبل از معین شدن آن برای کشتن (یعنی قبل از آنکه واجب شود برای ذبح کردن به واسطه اشعارویا تقلید آن حیوان) و مثل اضحیه (یعنی حیوانی که مستحب است روز عید قربان کشت نه در مناسک حج) الأضحیه ضبط لغوی این کلمه وتفصیل احکام آن بعدا خواهد آمد.

    فإنه یطلق.. گویا جواب است از اشکال مقدر و آن اینکه ممکن است کسی بگوید که در بعض روایاتی که اشاره به آن شد، تعبیر به – هدی – دارد وهدی معمولا به قربانی واجب در مناسک حج اطلاق می شود پس چگونه می توان آن روایت را حمل بر أضحیه کرد که به معنی قربانی مستحب در غیر مناسک حج است؟

    شارح جواب می دهد به اینکه به این قربانی مستحب نیز، اطلاق – هدی – می شود.

    أما الواجب ولو بالشروع.. یعنی (پس روایات مشارالیها را باید حمل بر قربانی مستحب کرد) اما قربانی واجب (چه واجب به اصل شرع مثل قربانی در حج تمتع، و یا هرچند قربانی که واجب شود به واسطه شروع در حج مستحب (که توضیحش گذشت) پس کفایت نمی کند این قربانی مگر از یک نفر پس با عاجز شدن از قربانی کردن (که این عاجز شدن به دو جور است، یک وقت به این است که بهای حیوان قربانی را ندارند، و یک وقت به این است که حیوان وجود ندارد و یا اگر هم وجود دارد دارای شرایط قربانی نیست، شارح می فرماید که در صورت عجز، فرق نمیکند به هر دوجورش) هرچند به نحو قسم دوم عاجزیعنی به وجود نداشتن اصل حیوان باشد، منتقل می شود وظیفه آنها، به روزه گرفتن (ده روز، به جای قربانی کردن و جایز نیست که شریک شوند دریک قربانی» إلى الصوم متعلق است به – فینتقل –

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.