حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ 14 جماد ثاني 1443 Monday, 17 January , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 77 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    فرهنگ
    شرح تبصره
    اصول فقه
    شرح هدایه فی النحو
    شرح بهجة المرضیه جلد 1
    اجتماعی
    الموجز فی اصول الفقه
    علوم قرآنی (التمهید)
    فقه جهاد
    فقه حج
    شرح لمعه
    سیاسی
    کتاب اصول فقه
    اخبار
    مذهبی
    هدایة فی النحو . نموداری
    کتاب النذر
    حوزه علمیه
    دانشگاه
    ویژه خبری
    قرآن کریم
    قرآن
    صرف
    نحو
    بلاغت
    فقه
  • کتاب الحج استاد حمید رضا امینی جلسه ۷۶
    06 آذر 1400 - 15:02
    شناسه : 1209
    بازدید 30
    1
    فقه 3 کتاب الحج

    (ولو نسی) رمی جمره أعاد على الجمیع، إن لم تتعین)، لجواز کونها الأولى، فتبطل الأخیرتان، (ولو نسی حصاه واحده واشتبه الناقص من الجمرات (رماها على الجمیع)، لحصول الترتیب بإکمال الأربع، وکذا لو نسی اثنتین وثلاثا. (ولونسی) رمی جمره .. مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگررمی یکی از جمره ها را فراموش کند و معلوم نباشد […]

    ارسال توسط : نویسنده : حمید رضا امینی منبع : حوزه علمیه اصفهان
    پ
    پ

    (ولو نسی) رمی جمره أعاد على الجمیع، إن لم تتعین)، لجواز کونها الأولى، فتبطل الأخیرتان، (ولو نسی حصاه واحده واشتبه الناقص من الجمرات (رماها على الجمیع)، لحصول الترتیب بإکمال الأربع، وکذا لو نسی اثنتین وثلاثا.

    (ولونسی) رمی جمره .. مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگررمی یکی از جمره ها را فراموش کند و معلوم نباشد که کدام یک از جمره ها بوده، باید رمی همه جمره ها را بترتیب از سرگیرد، زیرا احتمال دارد آن جمره فراموش شده، جمره أولی بوده باشد که در نتیجه، رمی جمره های بعدی هم باطل باشد، زیرا ترتیب از بین می رود.

    تطبیق : ولونسی.. یعنی اگر فراموش کرد جمره ای را باید اعاده کند رمی را بر همه جمرات (وهمه را از نور می کند) در صورتی که آن جمره فراموش شده معین نباشد که کدام یک از جمره ها بوده) لجواز.. (علت است برای اعاده) یعنی

    چون ممکن است آن جمره فراموش شده، جمره اول باشد که در نتیجه جمره وسطی وجمره عقبه هم باطل باشد.

    ولونسی حصاه واحده .. مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگر یک سنگریزه از یکی از جمره ها را فراموش کند و معلوم نباشد که این سنگریزه مال کدامیک از جمره ها بوده، باید به هرکدام از جمره ها یک سنگریزه بزند تا یقین کند که به جمره ناقص خورده است.

    و واجب نیست رمی جمره ها را از سرگیرد، زیرا به واسطه فراموش کردن یک سنگریزه، ترتیب بهم نمی خورد برای اینکه یقین به هرکدام از جمره ها چهارسنگریزه بلکه بیشتر زده است، چون فرض این است که یک سنگریزه فراموش شده، وسابقه گفته شد که به زدن چهارسنگریزه ترتیب حاصل می شود.

    وهمچنین است اگر دو یا سه سنگریزه را فراموش کند و معلوم نباشد مال کدامیک از جمره ها بوده، در این صورت نیز باید به هرکدام از جمره ها دو یا سه سنگریزه بزند و واجب نیست رمی جمره ها را از سرگیرد چون در اینجا هم ترتیب بهم نخورده، زیرا یقینا به هرکدام از جمره ها چهار سنگریزه زده است و ترتیب به واسطه آن حاصل شده.

    تطبیق : ولونسی حصاه .. یعنی اگر حاجی یک سنگریزه را فراموش کرد و معلوم نباشد که آن جمره ای که ناقص رمی شده کدام یک از جمرات بوده، در اینجا باید یک سنگریزه به هریک از جمرات بزند لحصول الترتیب.. (علت است براینکه چرا واجب نیست رمی جمره ها را از سر گیرد و کافی است یک سنگریزه به هر کدام از جمره ها بزند) یعنی زیرا ترتیب در رمی جمره ها) حاصل شده به کامل کردن چهارسنگریزه (یعنی در این فرض، چهارتا را یقین به آن جمره ناقص زده است که اگر در واقع آن جمره ناقص، جمره اولی بوده باشد، همین چهارتا برای حصول ترتیب بین جمرهها کافی است، پس وجهی نیست به اینکه رمی جمره ها را از سرگیرد).

    ولا یجب الترتیب هنا، لأن الفائت من واحده، ووجوب الباقی من باب المقدمه، کوجوب ثلاث فرائض عن واحده مشتبهه من الخمس. نعم، لو فاته من کل جمره واحده، أو اثنتان، أو ثلاث وجب الترتیب، لتعدد الرمی بالأصاله. ولو فاته ما دون أربع وشک فی کونه من واحده، أو اثنتین، أو ثلاث وجب رمی ما یحصل معه یقین البراءه مرتبا، لجواز التعدد. ولو شک فی أربع کذلک استأنف الجمیع.

    ولا یجب الترتیب هنا… مطلب دیگر است توضیحش اینکه: در مسأله مورد بحث که یک یا دوو یا سه سنگریزه را فراموش کرده) درزدن آنها به هرکدام از جمره ها لازم نیست که رعایت ترتیب بین جمره ها را بکند که اول به جمره أولى و سپس به وسطی وسپس به عقبه بزند، زیرا فرض این است که ناقص یکی از جمره ها می باشد نهایت چون آن ناقص، معلوم نیست کدامیک از آنها می باشد، ازباب مقدمه علمیه رمی بقیه جمره ها هم واجب شده تا یقین کند که به جمره ناقص خورده و تکمیل گردیده. پس در اینجا وجوب رمی باقی جمره ها بالاصاله نمی باشد تا اینکه رعایت ترتیب در آنها واجب باشد.

    آری اگر فرض مسأله چنین باشد که از هرجمره ای، یک عدد (ویا دویا سه عدد) سنگریزه فراموش شده باشد، در این صورت باید رعایت ترتیب بین جمره ها شود، زیرا در اینجا وجوب رمی جمره ها بالاصاله می باشد، چون فرض این است که همه جمره ها را ناقص زده است.

    تطبیق : ولا یجب الترتیب.. یعنی واجب نیست رعایت ترتیب در اینجا چون (فرض این است که) سنگریزه ای که فوت شده از یک جمره است (یعنی آن جمره ای که ناقص زده شده، یک جمره بوده) وواجب بودن رمی باقی جمرهها از باب مقدمه علمیه است (که یقین کند آن جمره ناقص در بین جمره ها را تکمیل کرده

    است) کوجوب ثلاث فرائض.. یعنی وجوب باقی جمره ها از باب مقدمه علمیه نظیر وجوب سه نماز است ازباب مقدمه برای قضا از یک نمازی که معلوم نیست که کدامیک از نمازهای پنجگانه است.

    توضیح اینکه در باب نماز گفته اند که اگر انسان می داند یکی از نمازهای پنجگانه یومیه را نخوانده و از او فوت شده و نمی داند کدامیک از نمازهاست، باید سه نماز بخواند (تا یقین کند نماز فوت شده را قضاکرده) بدین طریق که دورکعت بخواند به نیت نماز صبح، وسه رکعت به نیت نماز مغرب، و چهار رکعت به نیت ما فی الذمه از نماز ظهر و عصر و عشا.

    پس در اینجا آنکه بالأصاله واجب است یک نماز است، وواجب بودن دو نماز دیگر ازباب مقدمه علمیه است تا یقین کند که آن یک نماز فوت شده را قضا کرده .

    نعم لوفاته.. یعنی بله اگر فوت شود حاجی را از هرجمره ای، یک سنگریزه ویا دو و یا سه سنگریزه، در این صورت واجب است که ترتیب بین جمرات را (در زدن آن سنگریزه های فوت شده) رعایت کند، زیرا رمی آن جمره ها بالأصاله می باشد (نه از باب مقدمه).

    ولوفاته مادون أربع.. مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگر مثلا یقین دارد یک سنگریزه نزده است ولی شک دارد که آن را از یک جمره کم زده است یا از دوجمره ویا از هر سه جمره کم زده است. در اینجا باید بقدری که یقین کند ذمه اش فارغ شده، سنگریزه باقی مانده را بزند یعنی در فرض مزبور باید به هر کدام از آن سه جمره یک سنگریزه بزند.

    واگر فرضا یقین دارد دو سنگریزه کم زده باید به هر کدام از جمره ها دو سنگریزه بزند، و اگر فرض یقین دارد سه سنگریزه کم زده، باید به هرکدام از جمره ها سه سنگریزه بزند.

    وواجب است در زدن آنها رعایت ترتیب بین جمره ها را بکند، چون احتمال دارد در واقع هرسه جمره را ناقص زده باشد.

    همه اینها در جایی است که کمتر از چهار سنگریزه از او فوت شده واما اگر چهار سنگریزه از او فوت شده باشد و شک کند که آن را از یک جمره کم زده یا از دو جمره یا از سه جمره ، در این صورت باید رمی همه جمره ها را از سرگیرد، چون احتمال دارد آن چهارسنگریزه از جمره اولی فوت شده است که در نتیجه رمی دو جمره بعدی هم باطل می شود زیرا ترتیب بهم میخورد.

    تطبیق : ولوفاته.. یعنی اگر فوت شود حاجی را کمتر از چهار سنگریزه (مثلا دوسنگریزه) وشک کند در اینکه آن فوت شده، از یک جمره است یا از دو جمره یا از سه جمره ، در اینجا واجب است رمی کند مقداری سنگریزه که با آن مقدار، یقین به برائت ذمه حاصل شود مادون أربع ناگفته نماند که مقصود از این جمله این نیست که شک دارد در اینکه آیا یک عدد کم زده یا دو عدد یا سه عدد، ودر عین حال شک هم داشته باشد که آن عدد مشکوک را از یک جمره کم زده یا از دو جمره یا ازسه جمره چنانکه بعضی از محشین خیال کرده اند، بلکه مقصود چنانکه توضیح دادیم این است که در عدد کمتر از چهار، یقین دارد، مثلا یقین دارد یک عدد بوده، یا یقین دارد دوعدد بوده، یا یقین دارد سه عدد بوده، و شک او فقط نسبت به جمره ها می باشد که آن عدد متیقن آیا از یک جمره بود یا از دوجمره یا از هر سه جمره مرتی.. یعنی درحالی که بترتیب می کند، زیرا احتمال دارد جمره ناقص، متعدد باشد (یعنی احتمال دارد در واقع که هرسه جمره را ناقص زده باشد).

    ولو شک فی أربع .. یعنی اگر در صورت فوت چهار عدد، همانند شک قبلی شک کند (یعنی یقین دارد که چهار عدد فوت شده ولی شک دارد که آیا از یک جمره کم زده یا از دو جمره یا از سه جمره) باید همه جمره ها را از سرگیرد.

    وإذا بات بمن لیلتین جاز له النفر فی الثانی عشر بعد الزوال)، لا قبله (إن کان قد اتقی الصید والنساء) فی إحرام الحج قطعا، وإحرام العمره أیضا إن کان الحج تمتعا على الأقوى. والمراد باتقاء الصید. عدم قتله، وباتقاء النساء عدم جماعهن، وفی إلحاق مقدماته وباقی المحرمات المتعلقه بهن – کالعقد – وجه.

    احکام بیتوته درمنی و إذا بات بمنی لیلتین .. توضیح: کسی که شب یازدهم و دوازدهم در منی بیتوته کرد، جایز است بر او با اجتماع دو شرطی که ذکر می شود که روز دوازدهم بعد از ظهر تا قبل از مغرب در هر ساعتی که بخواهد از منی کوچ کند. و این کوچ به نیت ختم عمل در روز دوازدهم را «فراول» گویند.

    وآن دوشرط عبارت است از: ١. اینکه در حال احرام حج، از شکارکردن و از استمتاع از زنان پرهیز کرده باشد. ۲. اینکه آفتاب شب سیزدهم براوغروب نکرده باشد.

    پس اگر هیچکدام از این دو شرط و یا یکی از آنها تحقق نیافت (یعنی از شکار کردن و از زنان پرهیز نکند و یا روز دوازدهم آنقدر در منی بماند و بیرون رفتن را تأخیر اندازد تا آفتاب غروب کند) واجب می شود که شب سیزدهم نیز در منی بیتوته کند و روز سیزدهم رمی جمرات ثلاثه کند و سپس هروقت از روزکه بخواهد (ولو قبل از ظهر باشد) کوچ کند. و این کوچ را «نفر دوم» گویند.

    تطبیق : واذا بات.. یعنی زمانی که حاجی دوشب را در منی بیتوته کرد، جایز است بر اوکه در روز دوازدهم بعد از زوال آفتاب (یعنی بعد از ظهر) نه قبل

    آن، کوچ کند بشرط اینکه پرهیز کرده باشد از شکاروزنان (این یک شرط است و شرط دوم بعدا در عبارت مصتف خواهد آمد که می فرماید: «ولم یغرب علیه الشمس لیله الثالثه عشر بمنی»).

    فی إحرام الحج قطعه.. توضیح: در احرام حج، خلافی نیست که پرهیز از آن دو چیز، شرط است تا اینکه کوچ کردن در روز دوازدهم براو جایز شود و اگر چنانچه حج او حج تمتع بوده باشد اقوی این است که علاوه بر احرام حج، در احرام عمره نیز باید پرهیز از آن دو چیز کرده باشد وگرنه، کوچ کردن در روز دوازدهم بر او جایز نخواهد بود هرچند در احرام حج پرهیز کرده باشد.

    تطبیق : قطعا یعنی بدون خلاف واشکال و إحرام العمره .. یعنی و در احرام عمره نیز پرهیز از شکاروزنان شرط است) در صورتی که حج او، حج تمتع بوده باشد على الأقوی یعنی اقوی این است که اگر حج تمتع باشد، باید در احرام عمره آن نیز پرهیز از آن دو چیزکرده باشد (و احتمال دیگر این است که در حج تمتع نیز، پرهیز در احرام حج فقط کافی باشد گرچه در احرام عمره پرهیز نکرده باشد).

    والمراد باتقاء .. مقصود از پرهیز از شکار این است که در حال احرام، شکارنگشد واما پرهیز از سایر محرمات مربوط به شکار، از قبیل اشاره کردن به شکار ویا راهنمایی کردن به آن و یا گرفتن آن ویا خوردن آن، شرط نمی باشد) و مقصود از پرهیز از زنان این است که در حال احرام، همبستر با آنها نشود.

    و آیا شرط است که از مقدمات جماع (مثل بوسیدن و لمس با شهوت و بازی کردن) وازباقی کارهای مربوط به زنان که در حال احرام، حرام است (مثل عقد کردن) نیز پرهیز کند یا اینکه پرهیز از آنها شرط نیست بلکه اگر تنها از همبستر شدن پرهیز کرده باشد گرچه از باقی چیزها پرهیز نکرده باشد جایز می شود براوکوچ کردن در روز دوازدهم؟ دو احتمال است وفی إلحاق.. خبر مقدم است برای – وجه – مقدماته ضمیر به جماع بر می گردد بهن به زنان کالعقد مثال است برای باقی محرمات وجه یعنی احتمال هست که مقدمات جماع و باقی محرمات نیز ملحق به جماع باشند دراینکه از آنها نیز باید پرهیز کند.

    وهل یفرق فیه بین العامد وغیره؟ أوجه: ثالثها الفرق بین الصید والنساء، لثبوت الکفاره فیه مطلقا، دون غیره. ولم تغرب علیه الشمس لیله الثالث عشر بمنى). وإلا یجتمع الأمران الاتقاء، وعدم الغروب، سواء انتفیا، أم أحدهما (وجب المبیت لیله الثالث عشر بمنى). ولا فرق مع غروبها علیه بین من تأهب للخروج قبله فغربت علیه قبل أن یخرج، وغیره، ولا بین من خرج ولم یتجاوز حدودها حتى غربت، وغیره.

    وهل یفرق فیه بین العامد.. مطلب دیگر است توضیح اینکه: آیا در شرط مذکور پرهیز از شکاروزنان) فرق است بین کسی که عمدا مرتکب شکار و زنان بشود وبین کسی که از روی فراموشی مرتکب آن شود، یا اینکه فرق بین آنها نیست؟ وفرق بین آنها به این بیان که بگوئیم کسی که عمد مرتکب آنها شده باشد باید شب سیزدهم نیز بیتوته کند و اما کسی که از روی فراموشی مرتکب شده باشد، اشکالی ندارد و جایز است بر اوکه روز دوازدهم کوچ کند.

    سه قول در آن است:

    1. بعضی گفته اند که فرقی بین عامد و فراموشکار نیست، و حکم هر دو، یکی می باشد، هم در شکارو هم در زنان.

    ۲. عده ای گفته اند که بین عامد و فراموشکار، فرق است، هم در شکار وهم در زنان، پس اگر از روی فراموشی در حال احرام مرتکب شکارویا زنان شود اشکالی ندارد و می تواند در روز دوازدهم کوچ کند.

    ۳. عده ای دیگر تفصیل داده اند بین شکاروزنان، به اینکه گفته اند در شکار، فرق نیست بین عامد و فراموشکار، وحکم هردو، یکی می باشد بخلاف زنان که در آن فرق است بین عامد و فراموشکار

    پس بنابراین قول، اگر از روی فراموشی شکار کند، باید شب سیزدهم را نیز بیتوته کند چنانکه حکم عامد هم چنین است. واما اگر از روی فراموشی مرتکب زنان شده باشد جایز است روز دوازدهم کوچ کند، بخلاف عامد که اگر مرتکب زنان شد جایز نیست در آن روز کوچ کند و باید شب سیزدهم را بیتونه کند.

    و دلیل این قول این است که چون درشکار، چه عمدا مرتکب شود. و چه از روی فراموشی، کفاره بر او واجب می شود و مورد مؤاخذه قرار می گیرد (پس معلوم می شود که در حکم شکار، فرقی بین عمد و فراموشی نیست) بخلاف غیر شکار که در آن، صورت فراموشی کفاره ندارد (پس معلوم می شود که در حکم غیرشکار، فرق بین عمد و فراموشی می باشد).

    تطبیق : وهل یفرق .. یعنی آیا در شرط مذکور، فرق گذاشته می شود بین عامد و غیرعامد (فراموشکار)؟ چند وجه است (وجه اول: این است که فراموشکار مثل عامد است، هم در حکم شکارو هم در حکم زنان، وجه دوم: این است که فراموشکار مثل عامد نیست نه درشکارونه در زنان) وجه سوم: این است که تفصیل داده شود بین شکاروزنان (به اینکه فراموشکارمثل عامد است در حکم شکار فقط نه در حکم زنان) زیرا کفاره درشکار، ثابت است مطلقا چه عمدا باشد و چه از روی فراموشی، بخلاف غیرشکار(مثل زنان که در آن بر فراموشکار، کفاره نمی باشد).

    ولم تغرب علیه.. (این شرط دوم برای جوازکوچ کردن در روز دوازدهم است) یعنی وغروب نکرده باشد بر او آفتاب شب سیزدهم، در منی والأیجتمع الأمران .. یعنی و

    اگر آن دوشرط ۔ یعنی پرهیز از شکاروزنان، وغروب نکردن آفتاب شب سیزدهم براو – جمع نشوند، فرق نمی کند چه اینکه هردوشرط منتفی شوند (یعنی در حال احرام، هم پرهیز نکرده باشد و هم آفتاب شب سیزدهم در منی بر او غروب کند) و چه اینکه یکی از آنها منتفی شود، در این صورت واجب است که شب سیزدهم را نیز در منی بیتوته کند.

    ولا فرق مع غروبها.. در صورت غروب آفتاب بر او، فرقی نیست بین اینکه قبل از غروب آماده برای بیرون رفتن از منی شده بود ولی تاخیر افتاد و آفتاب غروب کند، و بین اینکه این آمادگی را نداشته و آفتاب بر او غروب کرده تأهب یعنی آماده شود برای

    خارج شدن از منی پیش از غروب و غیره عطف است بر – من تأهب ۔ یعنی وبین کسی که آماده برای خروج پیش از غروب نشده بوده که آفتاب بر او غروب کند.

    ولا بین من خرج.. یعنی ونیز فرقی نیست بین کسی که پیش از غروب خارج شود از منی ولی قبل از آنکه از حدود سرزمین منی خارج گردد آفتاب بر او غروب کند و غیره عطف است بر- من خرج – یعنی وبین کسی که هنوز خارج نشده باشد.

    نعم لو خرج منها قبله ثم رجع بعده لغرض – کأخذ شئ نسیه – لم یجب المبیت. وکذا لو عاد لتدارک واجب بها. ولو رجع قبل الغروب لذلک فغربت علیه بها ففی وجوب المبیت قولان أجودهما ذلک. نعم لو خرج منها قبله.. توضیح: آری اگر پیش از غروب از منی خارج شود سپس بعد از غروب بجهت کاری به آنجا برگردد مثل اینکه چیزی از اثاثیه اش در آنجا جا مانده باشد پس اگر برگردد برای برداشتن آن چیز، بیتوته آن ش ب بر او واجب نمی شود.

    وهمچنین اگر بعد از غروب به آنجا برگردد بجهت اینکه یکی از واجبات منی راکه فراموش کرده است، بجا آورد (مثل اینکه رمی یک جمره یا بعضی از سنگریزه ها را فراموش کرده در این صورت اگر بجهت انجام آن واجب برگشت، بیتوته آن شب براو واجب نمی شود.

    و اگر در دو مسأله مذکور، پیش از غروب به منی برگردد و آفتاب بر او غروب کند در منی، در این صورت آیا بیتوته آن شب بر او واجب می شود یا نه ؟ دوقول است بهترین آنها وجوب بیتوته است.

    تطبیق : لو خرج منها ضمیر به منی برمی گردد قبله قبل از غروب بعده بعد از غروب کأخذ شئ.. (مثال است برای غرض یعنی مثلا برگشتن او بجهت برداشتن چیزی که فراموش کرده، باشد لم یجب المبیت جواب است برای – لو- و کذا.. یعنی و همچنین واجب نمی شود بیتوته بر او اگر بعد از غروب برگردد به منی بجهت تدارک (وقضا) کردن عمل واجبی (از واجبات منی) در منی لذلک یعنی برای غرضی و یا برای تدارک واجبی فغربت علیه.. یعنی غروب کند آفتاب بر حاجی در منی ذلک یعنی وجوب مبیت.

    (و) حیث وجب مبیت لیله الثالث عشر وجب (رمی الجمرات الثلاث (فیه، ثم ینفرفی الثالث عشر، ویجوز قبل الزوال بعد الرمی). ووقته) أی وقت الرمی (من طلوع الشمس إلى غروبها فی المشهور: وقیل: أوله الفجر، وأفضله عند الزوال. ویرمی المعذور، کالخائف والمریض والمرأه والراعی «لیلا. ویقضی الرمی لوفات) فی بعض الأیام (مقدما على الأداء فی تالیه، حتى لوفاته رمی یومین قدم الأول على الثانی، وختم بالأداء وفی اعتبار وقت الرمی فی القضاء قولان أجودهما ذلک، وتجب نیه القضاء فیه . والأولى الأداء فیه فی وقته. والفرق وقوع ما فی ذمته أولا على وجهین، دون الثانی.

    (و) حیث وجب مبیت … یعنی جایی که بیتوته شب سیزدهم واجب می شود باید در روز سیزدهم نیز رمی جمرات سه گانه کند، سپس در همان روز کوچ کند، و این کوچ کردن پیش از ظهر هم جایز است اگر بعد از رمی جمرات باشد فیه یعنی در روز سیزدهم ویجوز ضمیر مقدربه – نفر – یعنی کوچ کردن بر می گردد.

    و وقته أی وقت الرمی.. مطلب دیگری است و آن اینکه زمان رمی جمرات در آن سه روزی که در منی می باشد، از وقت طلوع آفتاب است تا غروب آن بنابر قول مشهور.

    وبعضی گفته اند که ابتدای آن از اول طلوع فجراست تا غروب آفتاب ولی افضل در رمی، وقت ظهر است و أفضله.. این دنباله قول قیل است.

    ویرمی المعذور.. توضیح: کسی که از رمی در وقت مذکور معذور باشد مثل اینکه ترس از دشمن دارد یا مریضی است یا زن است یا چوپان، برای این افراد جایز است که شبانه رمی جمرات کنند.

    و یقضی الرمی لوفات).. مسأله دیگر است توضیحش اینکه: اگررمی بعضی از روزهای تشریق (روزهای یازدهم و دوازدهم و سیزدهم) را فراموش کرد، باید فردای آن روز قضا کند و واجب است اول، قضای روزگذشته را بجا آورد سپس رمی آن روز را انجام دهد، مثلا اگررمی روز یازدهم را فراموش کرد، باید در روز دوازدهم پیش از انجام رمی این روز، اول جمره ها را به قصد قضای روز یازدهم رمی کند سپس شروع به رمی جمره ها به قصد اداء روز دوازدهم را بجا آورد.

    و اگر چنانچه رمی دو روز یازدهم و دوازدهم) را فراموش کرده باشد باید در روز سیزدهم، اول قضای روز یازدهم را بجا آورد سپس قضای روز دوازدهم و بعد از آن رمی واجب روز سیزدهم را به قصد اداء انجام دهد.

    تطبیق : ویقضی.. یعنی وباید قضاکند رمی را اگر فوت شده باشد در بعضی روزها (از روزهای تشریقی، ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ ذی الحجه) در حالی که باید مقدم بدارد (قضای آن روز را بر وظیفه رمی در روز بعد (مثلا اگررمی روز یازدهم از او فوت شد باید روز دوازدهم قضای آن را بجا آورد پیش از رمی واجب روز دوازدهم پس در قضا باید ترتیب روزها را رعایت کند حتی اینکه اگر فوت شود او را رمی دو روز یازدهم و دوازدهم باید مقدم بدارد رمی روز اول را بررمی روزدوم سپس ختم کند رمی را به رمی واجب روز سیزدهم (یعنی در روز سیزدهم باید اول قضای روز یازدهم و سپس قضای روز دوازدهم را بجا آورد و پس از آن رمی واجب روز سیزدهم را انجام دهد) فی تالیه متعلق است به – اداء – وضمیر آن به بعض الأیام بر می گردد.

    و فی إعتبار وقت الرمی.. مطلب دیگر است و آن اینکه: آیا در قضای رمی، شرط است که آن را در وقت مذکور برای اداء (یعنی مابین طلوع آفتاب تا غروب) بجا آورد یا اینکه شرط نیست و در هر وقتی که بخواهد هرچند پیش از طلوع آفتاب باشد،

    می تواند رمی کند مانند قضاء سایر عبادات ؟ دو قول است، بهترین آنها قول اول است که وقت مذکور شرط می باشد پس بنابراین اگرمی روز یازدهم را فراموش کرد و بعد از غروب آن روز یادش آمد، جایز نیست که شبانه رمی کند بلکه باید روز دوازدهم بعد از طلوع آفتاب رمی کند به قصد قضاء.

    تطبیق : وفی اعتبار.. یعنی و در اینکه آیا شرط است وقت رمی، در قضاء (یعنی آیا شرط است که قضاء را در وقت اداء رمی – که ما بین طلوع آفتاب تا غروب است – بجا آورد) دوقول است (بعضی واجب دانسته اند که در وقت مذکور قضا کند، و بعضی دیگر جایز دانسته اند که پیش از طلوع آفتاب بجا آورد) بهترین آن دوقول، اشتراط وقت مذکور است.

    ویجب نیه القضاء .. مطلب دیگر است و آن اینکه: در وقت قضاء رمی، واجب است که نیت قضا نماید و اما در وقت اداء، نیت اداء واجب نیست بلکه بهتر است که نیت أداء نماید.

    وفرق آن دو (که نیت قضا واجب است در قضا اما در اداء، نیت اداء اولویت دارد نه وجوب) این است که در وقت قضا، چون درذمه اش، هم رمی قضایی است و هم رمی أدایی (مثلا در روز دوازدهم که می خواهد رمی روز یازدهم را قضا نماید، هم رمی روز یازدهم بعنوان قضا به گردن اوست وهم رمی روز دوازدهم بعنوان اداء) و به عبارت دیگر: رمی در وقت قضا، مشترک است بین قضا واداء، پس باید رمی قضایی را به نیت قضاء مشخص نماید، چنانکه نظیر آن را در سایر عبادات نیز گفته اند، مثلا اگر در وقت نماز ظهر به گردن اونماز ظهر قضایی هم باشد، باید اداء یا قضا بودن آن را مشخص کند.

    بخلاف رمی در وقت اداء، که در این صورت چون مشخص است، زیرا رمی قضایی به گردن او نمی باشد و فقط یک رمی است که همان رمی ادایی باشد فلذا لازم نیست اداء را نیت کند، زیرا اگر نیت هم نکند، برای اواداء واقع می شود.

    تطبیق : ویجب.. یعنی واجب است نیت قضا کند در رمی قضایی، و بهتر آن است که نیت اداء کند دررمیی که در وقت خود باشد (یعنی نیت أداء در رمی ادایی).

    اگرکسی گوید که چه فرق است بین رمی ادایی ورمی قضایی، که در رمی قضایی واجب می دانید نیت قضا را ولی در رمی ادائی، نیت اداء را واجب نمی دانید بلکه اولین و بهتر می دانید، جواب گوئیم که:) فرق این است که در اول (یعنی رمی قضائی) آنچه که به گردن او می باشد، بردووجه می تواند واقع شود (یعنی صلاحیت دارد که بر وجه قضا واقع شود و صلاحیت دارد بر وجه اداء، واقع شود چون به گردنش، هم قضا هست و هم اداء پس باید قضا را تعیین نماید) بخلاف دومی (یعنی رمی ادائی در وقتش).

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.