حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۱ 15 شوال 1443 Monday, 16 May , 2022 ساعت تعداد کل نوشته ها : 34 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 2 تعداد دیدگاهها : 1×
  • search

    Generic selectors
    Exact matches only
    Search in title
    Search in content
    Filter by Categories
    اخبار
    ترکیب جلد 1
    مطوّل
    شرح لمعه
    7) أعراف
    منظومه قرآنی
    جزء 1
    حوزه مجازی
    فرهنگنامه
    سوره حمد
    قرآن
    حمد آیه 1
    2) سوره بقره
    حمد آیه 2
    حرف أ
    جزء 4
    عترت
    حمد آیه 3
    4) نساء
    حمد آیه 4
    صرف
    نحو
    بقره آیه 4
    حمد آیه 5
    تجزیه جلد 1
    جزء 8
    بلاغت
    حمد آیه 6
    حمد آیه 7
    فقه
    اصول
    کتاب المتاجر
    کلام
    جزء 13
    14) ابراهیم
    حرف س
    جزء 30
    حرف م
  • منو های جدید ما

  • ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۸:۰۰
    شناسه : 2095
    بازدید 11
    0

    « وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ » در مجمع البیان گفته است:” تاذن” به معناى اعلام است: و” آذن” و” تاذن” معنایشان یکى است، نظیر” اوعد” و” توعد” «۱». جمله” وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ …”، عطف است بر جمله” إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ” و نسبتى که آیه […]

    ارسال توسط :
    پ
    پ

    « وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِیدٌ »

    در مجمع البیان گفته است:” تاذن” به معناى اعلام است: و” آذن” و” تاذن” معنایشان یکى است، نظیر” اوعد” و” توعد” «۱».
    جمله” وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ …”، عطف است بر جمله” إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ” و نسبتى که آیه بعدى” قالَ مُوسى‏ …”، با این آیه دارد همان نسبتى است که آیه” وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ …”، با آیه” کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ” دارد، (دقت بفرمایید) و تناسبى که گفتیم، با سیاق کلام سازگارتر از نسبتى است که دیگر مفسران گفته‏اند.
    بعضى «۲» از مفسرین گفته‏ اند: آیه” وَ إِذْ تَأَذَّنَ”، کلام ابتدایى نبوده و همانند” إِذْ قالَ مُوسى‏” خطاب به رسول خدا (ص) نیست، بلکه بقیه کلام موسى بوده و عطف بر” نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ” است، و تقدیر کلام چنین است که موسى گفت:” به یاد آورید نعمتى را که خدا به شما ارزانى داشت، و به یاد آورید زمانى را که پروردگارتان اعلام داشت …”. ولى این وجه، همانطور که گفتیم، با سیاق کلام مناسبت ندارد، زیرا اگر چنین بود، جا داشت به ملاحظه رعایت ترتیب، اول بفرماید:” بیاد آورید زمانى را که پروردگارتان شما را از شر فرعون که چنین و چنانتان مى‏کرد نجات داد سپس بر شما انعام نمود و آن زمان که پروردگارتان اعلام کرد که …”.
    بعضى «۳» دیگر گفته‏اند: جمله” وَ إِذْ تَأَذَّنَ …” عطف است بر جمله” إِذْ أَنْجاکُمْ” و معناى این دو جمله، روى هم چنین است که:” بیاد آورید نعمتى را که خداوند بر شما انعام نمود، آن زمان که پروردگارتان اعلام داشت که …” زیرا همین اعلام داشتن هم خود نعمتى است از خدا، چون تشویق و ترهیب براى رسیدن به خیر دنیا و آخرت است.
    لیکن این وجه هم صحیح نیست، زیرا اعلام مذکور، تنها براى شکرگزاران نعمت است، و اما براى کفران کنندگان، نقمت و عذاب است، و با این حال، در ردیف و دنباله ذکر نعمت‏هاى خدا آوردن مناسب و به جا نیست، چرا که اگر کفران کنندگان را استثناء مى‏کرد، باز ممکن بود بگوئیم: اول آیه تتمه ذکر نعمت‏ها است، و در آخر، کفران کنندگان بوسیله استثناء بیرون شده‏اند. و چون استثنایى در کلام نیست مى‏فهمیم که این آیه، دنباله کلام موسى (ع) نیست.
    پس ظاهرا این کلام کلامى ابتدایى است، علاوه بر این، خداى تعالى در چند جاى از کلامش این حقیقت را اعلام کرده که شکر نعمت، که خود در حقیقت استعمال نعمت است به نحوى که احسان منعم را یادآورى و اظهار مى‏کند، و در مورد خداى تعالى برگشت به ایمان و تقوى مى‏شود) مایه زیاد شدن نعمت، و کفران آن، باعث عذاب شدید است.
    آرى اگر قبلا این معنا سابقه نمى‏داشت، ممکن بود بگوییم خداوند بوسیله موسى (ع) آن را اعلام کرده، و حال آنکه سابقه داشته، مثلا از حضرت نوح حکایت مى‏کند که گفته است:
    ” فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ” «۴» و از لطایف کریمه خداى سبحان همان طور که بعضى از مفسرین «۵» بیان کرده‏اند- نکته باریکى است که آن را در آیه مورد بحث بکار برده، و آن این است که وعده زیاد کردن نعمت را بطور صریح (آن هم با نون تاکید) آورده و فرموده:” لأزیدنکم:
    حتما نعمت را برایتان زیاد مى‏کنم” ولى در تهدید علیه کفران کنندگان، به صراحت نفرموده که عذابتان مى‏کنم، بلکه بطور تعریض و اشاره فرموده:” عذاب من سخت است”، آرى این، شیوه و روش کریمان است که در وعده و وعیدشان غالبا تصریح به عذاب نمى‏کنند.
    آیه شریفه مطلق است و دلیلى نیست که ما آن را به وعده و وعیدهاى دنیوى‏ اختصاص دهیم و یا مختص آخرتش بنماییم، وانگهى از آیات کریمه قرآن کاملا استفاده مى‏شود که ایمان و کفر، و تقوى و فسق، هم در شؤون زندگى دنیا تاثیر دارند، و هم در زندگى آخرت.
    بعضى «۱» بر وجوب شکر منعم به این آیه استدلال کرده‏اند، ولى حق این است که آیه شریفه، بیش از این دلالت ندارد که کافر از ناحیه کفر و کفرانش در خطر است، چون همانطور که گفتیم خطر کفران را بطور صریح وعده نداده و بر فعلیت و حتمیت آن تصریح نکرده، بلکه فرموده اگر کفران کنید عذاب من شدید است، آرى اگر مى‏فرمود در برابر هر کفر و کفرانى، عذاب من حتمى است، آن وقت ممکن بود بگوییم آیه شریفه، یکى از دلیل‏هاى وجوب شکر منعم است.

    ________________
    (۱) مجمع البیان، ج ۶، ص ۳۰۴٫
    (۲) تفسیر فخر رازى، ج ۱۹، ص ۸۵٫
    (۳) روح المعانى، ج ۱۳، ص ۱۹۰٫
    (۴) پس گفتیم: از پروردگارتان طلب آمرزش کنید که او بسیار خداى آمرزنده است تا باران آسمان را بر شما فراوان نازل کند، و شما را به مال بسیار و پسران متعدد مدد فرماید. سوره نوح، آیات ۱۰- ۱۲٫
    (۵) منهج الصادقین، ج ۵، ص ۱۲۵، و روح المعانى، ج ۱۳، ص ۱۹۱٫

    ترجمه تفسیر المیزان، ج‏۱۲، ص: ۳۰

    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.